لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
به نام خدا
شناسایی عناصر در ترکیبات آلی (تجزیه کیفی مواد آلی به روش ذوب قلیایی جهت تشخیص ازت، گوگرد و هالوژنها)
شناسایی هالوژنها
آزمایش نیترات نقره
اگر در ساختمان ماده آلی نیتروژن یا گوگرد حضور داشته باشد با افزایش نیترات نقره به محلول اسیدی تهیه شده از ذوب قلیایی علاوه بر هالید نقره، رسوب سفید AgCN یا رسوب Ag2S نیز تشکیل میشود که مزاحم عمل تشخیص هالوژنها هستند بنابراین قبل از رسوب دادن AgX باید گوگرد و نیتروژن را از محیط عمل خارج سازید، بدین طریق که به آن اسید نیتریک غلیظ افزوده و محلول حاصل را بجوشانید تا بر اثر تبخیر حجم آن به نصف تقلیل داده شود، سپس آنرا سرد کرده و با حجم مساوی آب مقطر رقیق کنید. سپس بر روی آن آزمایشات زیر را انجام دهید، اگر گوگرد و ازت وجود نداشته باشد نیازی به عمل فوق نیست.
الف) اگر در جسم آلی یک نوع هالوژن وجود داشته باشد حدود 2 میلی لیتر از محلول زیر صافی حاصل از ذوب قلیایی را در یک لوله آزمایش بریزید و با اسید نیتریک رقیق آنرا اسیدی کرده مقداری محلول نیترات نقره اضافه کنید، رسوب تشکیل شده مشخص کننده نوع هالوژن خواهد بود، مایع رویی را بر اثر سرازیر کردن جدا کنید و به رسوب محلول رقیق آمونیاک اضافه نمائید اگر رسوب سفید بوده و به خوبی محلول در آمونیاک رقیق باشد نشانه کلر، و اگر زرد کمرنگ و به سختی محلول در آمونیاک باشد (کم محلول باشد) نشانه برم، اگر زرد پر رنگ و تقریبا نا محلول در آمونیاک باشد نشانه وجود ید در جسم آلی است.
ب) اگر مخلوط چند هالوژن وجود داشته باشد:
شناسایی ید
2 میلی لیتر از محلول زیر صافی حاصل از ذوب قلیایی را در یک لوله آزمایش بریزید و با مقداری استیک اسید خالص (گلاسیال)، آنرا اسیدی کنید و سپس به آن حدود یک میلی لیتر تتراکلرید کربن بیفزائید و قطره قطره محلول نیتریت سدیم ضمن تکان دادن شدید لوله آزمایش اضافه کنید رنگ بنفش یا ارغوانی که در لایه آلی (CCl4) تشکیل میشود نشانه حضور ید است.
پس از تشخیص ید، از محلول همین لوله آزمایش برای تشخیص برم استفاده کنید. بدین طریق که مجددا مقداری محلول نیتریت سدیم افزوده و مقدار جزئی گرم کنید. بعد شدیدا تکان دهید و صبر کنید تا دو لایه از هم جدا شوند، لایه رویی را در لوله آزمایش تمیز دیگری بریزید و لایه بنفش رنگ تتراکلرید کربن را دور بریزید. به لایه رویی که در لوله آزمایش تمیز ریخته بودید یک میلی لیتر تترا کلرید کربن اضافه کنید و قطره قطره محلول 20% نیتریت سدیم بیفزائید و در ضمن افزایش لوله را تکان دهید اگر باز هم لایه زیری رنگی شد محلول سدیم نیتریت بیشتری ریخته و پس از تکان دادن و سپس جدا شدن دو لایه، لایه رویی را به لوله آزمایش دیگری منتقل کنید و لایه زیری را دور بریزید و بر روی لایه رویی این عمل را آنقدر تکرار کنید تا دیگر لایه رنگی ایجاد نشود، در این صورت دیگر در محلول شما ید وجود ندارد. حال بر روی این محلول آزمایش تشخیص برم انجام دهید. (توجه کنید که اگر در ابتدای آزمایش رنگ بنفش ظاهر نشود نشانه عدم حضور ید در محلول است و بنابر این نیازی به استخراج ید نیست و از همان ابتدا میتوان برای تشخیص برم عمل کرد).
شناسایی برم
محلول اسیدی فوق را زیر هود حرارت دهید تا دیگر بخارات NO خارج نشود، سپس سرد کنید. محلول را با استیک اسید گلاسیال به شدت اسیدی کرده و مقدار کمی از دی اکسید سرب PbO2 اضافه نمائید. یک تکه کاغذ صافی آغشته به محلول فلورسئین را در بالای دهانه لوله آزمایش به دور دهانه چسبانده و حرارت دهید (کاغذ آغشته به فلورسئین به رنگ زرد لیمویی است) دی اکسید سرب در محلول استیک اسید تولید استات سرب میکند که HBr و HI را اکسید میکند ولی عملا تحت شرایط فوق بر HCl اثری ندارد.
(1) ائوسین (قرمز رنگ) و (2) فلوئورسئین (زردرنگ)
چون در داخل لوله آزمایش ید وجود ندارد اگر کاغذ آزمایش فلورسئین به رنگ صورتی در آید نشانه وجود برم در جسم آلی است (البته باید توجه داشت که ید نیز چنین جوابی میدهد بنابر این باید ابتدا ید را کاملا از محیط عمل خارج ساخت و سپس آزمایش مربوط به برم را انجام داد) برای تشخیص کلر از محتویات همین لوله استفاده میکنیم.
شناسایی کلر
اگر در آزمایش بالا کاغذ آزمایش فلورسئین به رنگ صورتی در نیاید دلیل آن است که در جسم مورد نظر برم شرکت ندارد در این صورت لوله آزمایش را با کمی آب مقطر بشوئید و محلول حاصل را صاف کنید و به محلول زیر صافی محلول رقیق اسید نیتریک و نیترات نقره اضافه کنید تشکیل رسوب سفید کلوئیدی نشانه وجود کلر است اما اگر در آزمایش قبل کاغذ آزمایش فلورسئین به رنگ صورتی در آید، عمل حرارت دادن را آنقدر ادامه دهید تا دیگر کاغذ آزمایش فلورسئین را به
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
عناصر نادر خاکی
مقدمه:
عناصر فلزی شناخته شده با عنوان عناصر نادر خاکی با کلمه اختصاری REE نشان داده می شوند. اصلاح مورد استفاده معمولاً برای نسبت 2 به 3 با اکسیژن RE2O3 به کار برده می شود، که به طور شگفت انگیزی خواص شیمیایی و فیزیکی مشابهی داشته و در عین حال به سختی قابل جدایش از یکدیگر می باشند. عناصر نادر خاکی همواره به صورت تجمعی و ترکیبی با یکدیگر در طبیعت یافت میشوند. جداسازی و تفکیک این عناصر نیاز به فرآیندهای زیاد و بسیار پر هزینه دارد که به علت شباهت زیاد خواص فیزیکی و شیمیایی ترکیبات آنهاست.
کانی شناسی، فراوانی، پیدایش:
عناصر نادر خاکی لیتوفیل هستند، بنابراین به صورت ترکیبات اکسیدهای از قبیل کربناتها، سیکلاتها، تیتاناتها و فسفاتها و… می باشند:
1- کانی هایی شامل لانتانیوم، نئودیمیوم،ساماریم، یوروپیوم که در آن سدیم و بعضی مواقع لانتانیوم یا نئودیمیوم به عنوان جزء اصلی ترکیب هستند (گروه سدیم). مثال این گروه با ستنازیت به فرمول شیمیایی (Ce…)Fco3 (ماکزیمم REO 75%) مونازیت (Ce…)Po4 (ماکزیمم REO 65%)، آلانیت (Fe,Al)3(Sio4)3(OH) (Ca.Ce…) (ماکزیمم REO 48%) می باشد.
2-کانی های کادلینوم تالوتتیوم و ایتریم به عنوان جزء اصلی (گروه عناصر نادر خاکی اتیریم). مثال بارز این گروه گزنوتیم (Y=…)Po4 (ماکزیمم REO) و گادولینیت (Y=…)2FeBe2Si2O10 (ماکزیمم REO 48%) می باشند.
3- کانی های کمپلکس که در آن هر دو گروه اتیریم و سدیم می توانند حضور داشته باشند، که هر کدام از این گروه می توانند به عنوان جزء اصلی تلقی شوند. کانیهای این گروه سنگهای اکسیده شامل تیتانیوم، نئوبیوم، تانتالیم، اورانیوم و توریم می باشند. برای مثال:
اگزنیت Euxenite:
سامارسکیت Samarskite:
فرگوسونیت Fergusonite:
بتافیت Betafite:
کانی های گروه اول و دوم در سنگهای پگمانیت، دگرگونی، گناسیهای هیدروترمال شدن و لایه های پنوماتولیک، اسکارنها و کربناتها وجود دارند. کانی های گروه سوم بیشتر در پگمانیتها یافت می شود. با ستنازیت و مونازیت عموماً همراه مگنتیت وهماتیت گزارش شده اند. مونازیت بیشتر در ذخایر ثانوی در کانی های سنگین ماسههای ساحلی وجود دارد. استخراج مونازیت همراه روتیل، ایلمنیت و زیرکن در استرالیا، برزیل، هند و آمریکا می باشد.
ذخایر جهانی عناصر نادر خاکی در سال 1990 در حدود 6 10*84 تن REO تخمین زده شده است. که در این میان چین با 6 10*43 تن ذخیره 50 درصد ذخایر جهان را داراست.
از سال 1980 تا سال 1991 قیمت مونازیت استرالیا با بیش از 55 درصد REO بین $/ton900-800 ثابت بوده است. گزنوتیم مالزی با 60 درصد ایتریم به قیمت $/t33-32 می باشد.
نقطه ذوب عناصر در دامنه 816 (Yb) تا 663 (Lu) است.
فلزات نادر خاکی به راحتی می توانند در درجه حرارتهای زیر نقطه ذوب دفع شوند وجود ناخالصی ها، مخصوصاً اکسیژن اثر منفی و مضر روی خواص چرخشی سرد و گرم شدن دارد.
هضم سنگ:
هضم تر، ذوب
مهمترین عناصر نادر خاکی، مونازیت، باستنازیت و اگزوفویایم عموماً بوسیله فرآیندهای فیزیکی از قبیل جدایش واسطه سنگین، فلوتاسیون و جدایش مغناطیسی تغلیظ می شوند.
کانی ها تا اندازه خرد شده و سپس توسط اسید یا باز هضم میشوند. اگر عملیات با قلیا انجام شود تولید هیدروکسید فلزات نادر خاکی و توریم می کند که بعداً می تواند در هیدروکلریک غلیظ یا اسیدنیتریک حل شود. عملیات با اسید سولفوریک یا هیدرولیک عناصر نادر خاکی را به کلریدها یا سولفاتهای قابل حل تبدیل می کند.
کانی مونازیت:
هضم با قلیا: واکنش فسفاتهای عناصر نادر با قلیای غلیظ (50%-70%) و گرم به صورت زیر می بشاد:
این فرآیند در دمای بالا در اوتوکلاو (60% قلیا و نسبت جرمی 1/1) یا با قلیای غلیظتر در دمای کمتر (120) و فشار نرمال قابل اجرا است.
محصولات هیدروکسیدی با آب گرم شسته می شوند. فسفات تری سدیم وارد محلول می شود وهیدروکسیدها فیلتر می شوند. فسفات تری سدیم به عنوان محصول جانبی با روش کریستالیزاسیون جدا می شود. سپس هیدروکسیدهای شسته شده در اسیدنیتریک یا هیدروکلریک حل می شوند.
اگر غلظت اسید در PH=4 نگه داشته شود، یک جدایش جزئی نتیجه می شود که هیدروکسید توریم ناخالص جدا می شود در حالیکه هیدروکسید عناصر نادر خاکی محلول هستند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 27
اثر عناصر آلیاژی بر میکروساختار و استحکام چدن خاکستری :خلاصه:آزمایشات ریخته گری برای تولید چدنهای خاکستری باترکیباتی در محدوده(درصد وزنی):
Fe–3.2C–wCu–xMo–yMn–zSi که w = 0.78–1.79, x = 0.11–1.17, y = 0.68–2.34 و
z = 1.41–2.32 انجام شده است.این عناصر کلیدی بطور سیستماتیک در طی ریخته گری ماسه ای بصورت میلگردهای با قطر 30-mm برای ارزیابی تاثیرشان بر توسعه میکروساختار و خواص مکانیکی،تغییریافتند.معلوم شد که محدوده میکروساختارها از پرلیت کامل تا ترکیبی از آستنیت باقیمانده و فریت بینیتی به اصطلاح آسفریت (ausferrite) تولید شدند و یک همبستگی خطی مستدل بین کسر حجمی شکستن و استحکام آسفریت مشاهده شد. ترکیب بهینه خواص مکانیکی در یک آلیاژ با ترکیب تقریبی Fe–3.2C–1.0Cu–0.7Mo–0.55Mn–2.0Si بدست آمد که 100% آسفریت بدون کاربیدهای آلیاژی تولید شد. این آلیاژ یک میکروساختار و خواص مکانیکی قابل مقایسه با چدن خاکستری آستمپر شده بدون مشکلات زیاد همراه با آستمپرینگ داشت.کلمات کلیدی: چدن خاکستری، میکروساختار، ریخته گری و آسفریت1- مقدمهچدن خاکستری یک گروه وسیع از آلیاژهای ریختگی آهنی است که معمولا" بوسیله یک میکروساختار از گرافیت ورقه ای (flake graphite) در یک زمینه آهنی مشخص می شود. آن اساسا" یک آلیاژ Fe–C–Si شامل مقادیر کوچکی از عناصر آلیاژی دیگر و بیشترین آلیاژ ریختگی مورداستفاده و با تولید جهانی سالیانه 6 میلیون تن است که چندین برابر دیگر فلزات ریختگی است[1].میکروساختار چدن خاکستری معمولا" شامل گرافیت ورقه ای و یک زمینه پرلیت و یا فریت است که خواص مکانیکی، قابلیت ماشینکاری و غیره به آن بستگی دارد. چدنهای خاکستری معمولی، زمینه پرلیتی و استحکام کششی در محدوده 140 تا 400 Mpa دارند. وسیله اصلی برای بهبود خواص مکانیکی، کاهش کربن معادل است که درصد گرافیت را کاهش و پرلیت را افزایش می دهد. جدول(1) انواع تجاری چدن خاکستری و خواص مکانیکی مربوط به آنها را نشان می دهد.برای بهبود خواص چدن خاکستری، تحقیق بر روی گسترش میکروساختار آسفریت بیش از 40 سال انجام گرفته است[6-2]. یک بهبود مهم ویژه در خواص، نتیجه ای از گسترش چدن خاکستری آستمپر شده است[7-3]. چدنهای خاکستری آستمپر شده به مهندس چاره هایی با ترکیبات فرایندی/موادی معمولی پیشنهاد می دهد[7]. از طریق آستمپرینگ، زمینه فریتی یا پرلیتی، چدن خاکستری به یک ساختار سوزنی شامل 70 تا 80% فریت بینیتی بدون کاربید و آستنیت باقیمانده 20 تا 30% تغییر می یابد. چنین ساختاری به اصطلاح آسفریت است[6]. نشان داده شده است که چنین ساختار زمینه ای، یک چدن خاکستری با یک ترکیب منحصر بفرد از استحکام، مقاومت سایشی، جذب صدا و یا لرزش و تافنس شکست بالا را تولید می کند[6و7].یک عملیات حرارتی معمولی آستمپرینگ چدن خاکستری، آستنیته کردن در دمای 840–900º C برای چند ساعت بر اساس ترکیب و ضخامت ریختگی و آستمپر کردن در 230–425º C است[6و7].در حالی که این برنامه زمانی عملیات حرارتی تولید چدن خاکستری با یک محدوده عالی از خواص ، به انرژی قابل ملاحظه و فضای تولید نیاز دارد و ممکن است باعث آلودگی محیطی بعلاوه اکسیداسیون و ترک در اجزا شود. این مشکلات ، تولید گسترده چدن خاکستری آستمپر شده را محدود کرده اند، بنابراین تحقیق بر روی گسترش چدن خاکستری آسفریتی را بوسیله ریخته گری مستقیم وادار می کنند[5]. کار حاضر قصد دارد نشان دهد که چگونه تغییرات سیستماتیک در اضافه کردن آلیاژی به یک چدن خاکستری معمولی در طی ریخته گری می تواند یک آلیاژ با میکروساختار فریت بینیتی-آستنیتی (آسفریتی) با خواص مکانیکی قابل مقایسه با چدن خاکستری آستمپر شده را تولید کند.جدول(1): ترکیب و خواص مکانیکی کلاسهای مختلف چدن خاکستری
Class
Total carbon (wt.%)
Total silicon (wt.%)
Tensile strength (MPa)
Transverse load on test bar (kg f)
Hardness (HB)
20
3.40–3.60
2.30–2.50
152
839
56
25
-
-
179
987
174
30
3.10–3.30
2.10–2.30
214
1145
210
35
-
-
252
1293
212
2- تجربی2-1- مواد و روش ریخته گریهدف اصلی از کار حاضر تعیین تاثیر عناصر آلیاژی کلیدی بر توسعه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
عناصر نادر خاکی
مقدمه:
عناصر فلزی شناخته شده با عنوان عناصر نادر خاکی با کلمه اختصاری REE نشان داده می شوند. اصلاح مورد استفاده معمولاً برای نسبت 2 به 3 با اکسیژن RE2O3 به کار برده می شود، که به طور شگفت انگیزی خواص شیمیایی و فیزیکی مشابهی داشته و در عین حال به سختی قابل جدایش از یکدیگر می باشند. عناصر نادر خاکی همواره به صورت تجمعی و ترکیبی با یکدیگر در طبیعت یافت میشوند. جداسازی و تفکیک این عناصر نیاز به فرآیندهای زیاد و بسیار پر هزینه دارد که به علت شباهت زیاد خواص فیزیکی و شیمیایی ترکیبات آنهاست.
کانی شناسی، فراوانی، پیدایش:
عناصر نادر خاکی لیتوفیل هستند، بنابراین به صورت ترکیبات اکسیدهای از قبیل کربناتها، سیکلاتها، تیتاناتها و فسفاتها و… می باشند:
1- کانی هایی شامل لانتانیوم، نئودیمیوم،ساماریم، یوروپیوم که در آن سدیم و بعضی مواقع لانتانیوم یا نئودیمیوم به عنوان جزء اصلی ترکیب هستند (گروه سدیم). مثال این گروه با ستنازیت به فرمول شیمیایی (Ce…)Fco3 (ماکزیمم REO 75%) مونازیت (Ce…)Po4 (ماکزیمم REO 65%)، آلانیت (Fe,Al)3(Sio4)3(OH) (Ca.Ce…) (ماکزیمم REO 48%) می باشد.
2-کانی های کادلینوم تالوتتیوم و ایتریم به عنوان جزء اصلی (گروه عناصر نادر خاکی اتیریم). مثال بارز این گروه گزنوتیم (Y=…)Po4 (ماکزیمم REO) و گادولینیت (Y=…)2FeBe2Si2O10 (ماکزیمم REO 48%) می باشند.
3- کانی های کمپلکس که در آن هر دو گروه اتیریم و سدیم می توانند حضور داشته باشند، که هر کدام از این گروه می توانند به عنوان جزء اصلی تلقی شوند. کانیهای این گروه سنگهای اکسیده شامل تیتانیوم، نئوبیوم، تانتالیم، اورانیوم و توریم می باشند. برای مثال:
اگزنیت Euxenite:
سامارسکیت Samarskite:
فرگوسونیت Fergusonite:
بتافیت Betafite:
کانی های گروه اول و دوم در سنگهای پگمانیت، دگرگونی، گناسیهای هیدروترمال شدن و لایه های پنوماتولیک، اسکارنها و کربناتها وجود دارند. کانی های گروه سوم بیشتر در پگمانیتها یافت می شود. با ستنازیت و مونازیت عموماً همراه مگنتیت وهماتیت گزارش شده اند. مونازیت بیشتر در ذخایر ثانوی در کانی های سنگین ماسههای ساحلی وجود دارد. استخراج مونازیت همراه روتیل، ایلمنیت و زیرکن در استرالیا، برزیل، هند و آمریکا می باشد.
ذخایر جهانی عناصر نادر خاکی در سال 1990 در حدود 6 10*84 تن REO تخمین زده شده است. که در این میان چین با 6 10*43 تن ذخیره 50 درصد ذخایر جهان را داراست.
از سال 1980 تا سال 1991 قیمت مونازیت استرالیا با بیش از 55 درصد REO بین $/ton900-800 ثابت بوده است. گزنوتیم مالزی با 60 درصد ایتریم به قیمت $/t33-32 می باشد.
نقطه ذوب عناصر در دامنه 816 (Yb) تا 663 (Lu) است.
فلزات نادر خاکی به راحتی می توانند در درجه حرارتهای زیر نقطه ذوب دفع شوند وجود ناخالصی ها، مخصوصاً اکسیژن اثر منفی و مضر روی خواص چرخشی سرد و گرم شدن دارد.
هضم سنگ:
هضم تر، ذوب
مهمترین عناصر نادر خاکی، مونازیت، باستنازیت و اگزوفویایم عموماً بوسیله فرآیندهای فیزیکی از قبیل جدایش واسطه سنگین، فلوتاسیون و جدایش مغناطیسی تغلیظ می شوند.
کانی ها تا اندازه خرد شده و سپس توسط اسید یا باز هضم میشوند. اگر عملیات با قلیا انجام شود تولید هیدروکسید فلزات نادر خاکی و توریم می کند که بعداً می تواند در هیدروکلریک غلیظ یا اسیدنیتریک حل شود. عملیات با اسید سولفوریک یا هیدرولیک عناصر نادر خاکی را به کلریدها یا سولفاتهای قابل حل تبدیل می کند.
کانی مونازیت:
هضم با قلیا: واکنش فسفاتهای عناصر نادر با قلیای غلیظ (50%-70%) و گرم به صورت زیر می بشاد:
این فرآیند در دمای بالا در اوتوکلاو (60% قلیا و نسبت جرمی 1/1) یا با قلیای غلیظتر در دمای کمتر (120) و فشار نرمال قابل اجرا است.
محصولات هیدروکسیدی با آب گرم شسته می شوند. فسفات تری سدیم وارد محلول می شود وهیدروکسیدها فیلتر می شوند. فسفات تری سدیم به عنوان محصول جانبی با روش کریستالیزاسیون جدا می شود. سپس هیدروکسیدهای شسته شده در اسیدنیتریک یا هیدروکلریک حل می شوند.
اگر غلظت اسید در PH=4 نگه داشته شود، یک جدایش جزئی نتیجه می شود که هیدروکسید توریم ناخالص جدا می شود در حالیکه هیدروکسید عناصر نادر خاکی محلول هستند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه
قسمتی از متن .doc :
روش نامگذاری عناصر شیمیایی
چند عنصر ، به خاطر آنکه به صورت آزاد در طبیعت یافت می شد یا به آسانی از کانی خود جدا می شد ، از زمانهای باستان شناخته شده بود . یونانیان باستان به اصطلاح خود با نه ماده که امروزه آنها را به عنوان عناصر می شناسند ، آشنایی داشتند : دوتای از این مواد غیر فلز، گوگرد و کربن ،وهفت تایی آنها فلزهای :مس، آهن ، سرب، جیوه و نقره و قلع بودند . مبدا اصلی نامهای مختلفی که در تاریخ به این مواد داده شده است، در دست نیست.
همچنین مبدا نامهای عناصر دیگر مانند انتیموان antimony و روی Zinc که در عناصر کیمیاگری کشف شده است ، معلوم نیست.
در اواخر قرن هیجدهم شیمیدانها به نامگذاری مواد ، توجه جدی کردند . لاووازیه نام کربن Carbon (فرانسه Carbone) را از واژة لاتینی ساخت که برای زغال به کار می رفت. نامهای اکسیژن Oxygen و ئیدروژن hydrogen (فرانسه Oxygen و hydrogne) ساخت. این نامها بیانگر جزیی از خواص شیمیایی مواد را به همراه داشتند . برسلیوس شیمیدان سویسی که ارزش نامگذاری از منطقی می دانست، به سال 1811 پیشنهاد کرد که نام عناصر باید همه لاتینی باشند، تعدادی از نامهای عناصر فلزی مانند اورانیمUranium ، کروم Chromium ، باریم Barium و … از این گونه اند . وی نامهای لاتین فروم Ferrum ، استانم Stannum و استیبیمStibium را به ترتیب برای آهن iron ، قلعtin و آتنتیموان antimony به کار برد ونام روی Zinc را از واژه لاتین آن Zincum زینکم ساخت. نامهای سدیم sodium و پتاسیم Potassium به ناتریم natrium و کالیم kalium تبدیل شد. همه عناصر فلزی که پس از این تاریخ کشف شدند ، نامهایی داده شده که به –یم (-ium) یا گاهی –م (-um) ختم می شدند. برای مثال cadmium ، لانتانم lanthanum لیتیم lithium ، تالیم thallium ، رادیم radium و …نام هیلیم helium در مقایسه با اینها غیر عادی است . این عنصر که نخست در طیف نور هاله خورشید کشف شد ، یک فلز قلیایی به شمار رفت . اما هنگامی که در زمین نیز کشف شد ، دریافتند که یکی از گازهای بی اثر (کمیاب) است .
تعدادی از فلزهای تازه، نخست به صورت اکسید شناخته شدند . این مواد دیر گداز، اشتعال ناپذیرند ، وبه طور عموم (خاکیها) نامیده شدند. نام این خاکها بر طبق قرارداد به –یاa (ه) – ختم می شدند مانند ایتریاyttria ، استرونیتاstrontia و .. نام فلز مربوط به اکسید را با جانشین کردن m (ه) و به جای a(ه) می ساختند .
گمان می رود که پسوند a-مشابه نامهای Sode و magnesia به خاکیها افزوده شد. Alumina , و silica که در واقع اکسید فلزی نیستند، نامهای قدیمی از این نوع بودند که به عنوان نمونه برای ساختن نامهای دیگر از آنها استفاده شد.
برای ساختن نام عناصر غیر فلزی روش اصولی وجود نداشت، شاپتال روش لاووازیه را که nitrogen را ابداع کرد، در پیش گرفت. لیکن پس از مدتی ، پسوند gen-(ژن) برای ساختن نام عنصر به کار نرفت. اما برای ساختن نام ترکیبهای معینی به کار رفت. نام فلوئور fluorine،ید iodine و برم brominw بر مبنای نامگذاری دیوی برای کلر chlorine ساخته شد . اما نام استاتین astatine استثناست زیرا پسوند –ین (ine-) دوباره به کار نمی رود. به هر حال در نامگذاری ترکیبها از این پسوند ،بیشتر استفاده شد.
نام کربن carbon نیز برای عناصر غیر فلزی یک پسوند احتمالی را پیشنهاد می کرد. که on-(-ون) است . این طرح پسوندی برای نام بور boron (1812) و سیلیسیم silicon(1817) به کار رفت. اما استفاده این طرح پسوندی ،ادامه نیافت. سپس هشتاد سال بعد این پسوند در نام گاز های بی اثر مانند آرگون argon، نئون none و .. بکار رفت. سپس on-به عنوان پسوند خنثی در صفات معین یونانی ، کاربرد داشت.
در بسیاری موارد ، نام پذیرفته شده برای عنصر توسط کاشف عنصر پیشنهاد شد . اما بریلیم beryllium ئیدروژن hydrogen نیتروژن nitrogen و اکسیژن oxygen جزو چندین نامی است که با این روش پیشنهادی نامگذاری نشد. امروزه عموما حق نامگذاری برای یک عنصر، به کسی داده می شود که بتوانند برای نخستین بار با استدلال معین وجود ایزوتوپ آن عنصر را ثابت کند، چه در طبیعت یافت شود و چه به طور مصنوعی ساخته شود وا گر ادعای کشف ایزوتوپ پذیرفته نشد یا بعدها به کمک پژوهشها وجودش رد شد، هر نامی که پیشنهاد شده بود باید کنار گذاشته شود . بدین سبب نامهایی که نخست برای عناصر گم شده (ناشناخته ) برگزیده شده بود، مانند مارسوریم masurium و ایلینیم illinium به ترتیب برا ی عناصر 43.61 دیگر نباید به کار رود. به هر حال روشهای نامگذاری دامنه گسترده ای داشت .
همان طور که گفتیم ، هفت عنصر در زمان باستان شناخته شده بود . همچنین در آن زمان هفت جرم سماوی را می شناختند که عبارت بودند از خورشید ، ماه و پنج سیاره که گمان می رفت،حول زمین می چرخند. به دلایلی که بیشتر رویایی است و منطقی نیست، گمان می رود که هفت عنصر به این هفت جرم سماوری وابستگی دارند .
از این رو نشانه هایی را که برای این عناصر برگزیدند ، همان نشانه های این هفت جرم سماوی بودند .
نام جیوه mercury تنها نامی بود که هم برای سیاده و هم عنصر به کار می رفت قرنها بهد، هنگامی که ، برای عناصری که کشف می شدند به نامگذاری نیاز پیدا کردند ، شیمیدانها دوباره به آسمان توجه داشتند و به جز هلیم helium هیچ ربطی بین عناصر و نامهایشان وجود نداشت. چهار سیارة باقیمانده به نامهای تلوریم tellurium (زمین earth) ، (اورانیم