لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 1 صفحه
قسمتی از متن .doc :
علی (ع) خط عربی را تکامل بخشید
خط موسوم به کوفی را میراثی از خط معقلی میدانند که حضرت علی (ع) آن را تکامل بخشیده است.
تهران_ میراث خبرگروه فرهنگ، آرزو رسولی: خط عربی میراث بهجا مانده از خطی بهنام مَعْقِلی (بنایی) است که در افسانهها ادریس پیامبر را مبتکر آن میدانند. این خط را حضرت علی (ع) تکامل بخشید و به خط کوفی مشهور شد.طبق پژوهش لیلی براتزاده، این روایت تبدیل الفبای پیشین سامی به شیوه هنرمندانهتر کوفی را در قرن نخست هجری منعکس میکند.خط کوفی را که کاتبان ایرانی مینوشتهاند، کوفی ایرانی یا کوفی شرقی مینامند. این خط با توجه به خطوط باستانی ایران، خاصه خط میخی، هیئتی خاص یافته و شباهتی با نسخ دارد.لیلی براتزاده در کتاب «خوشنویسی در ایران» درباره ورود خط عربی به ایران مینویسد: ایرانیان تقریباً از اواخر قرن اول و اوائل سده دوم هجری کمکم در نوشتههای خود خط کوفی را معمول داشتند و آن را بهجای پهلوی پذیرفتند و از سنخ همان حروف الفبای عربی چهار حرف دیگر پ، چ، ژ، گ را انتخاب کردند و کتابهای علمی و سیاسی را به آن خط نوشتند.بهاین ترتیب، زبان فارسی با کلمات عربی آمیخته شد و زبانی حاصل شد که به آن فارسی دری گویند و همان زبان اساس زبان کنونی ما شد.ایرانیان پس از پذیرفتن دین اسلام و خط عربی خود عامل بسط و گسترش زبان و خط عربی در میان اقوام و ممالک دیگر شدند و علاوه بر دین اسلام، تمدن و فرهنگ و زبان ایرانی نیز در آنان اثر گذاشت.براتزاده درمورد پیدایش خط نستعلیق مینویسد: ازصدر اسلام تا مدت پنج قرن خط کوفی در ایران رایج بود و آن را در نوشتن قرآن و تزیینات ابنیه بکار میبردند. ولی خط معمول ایرانیان نوعی نسخ بود که با قلم نسخ قدیم عربی و نسخ جدید اختلاف داشت و همین خط اساس خط رسمی و معروف ایران یعنی نستعلیق بوده است.کتاب «خوشنویسی در ایران» نوشته لیلی براتزاده را بهتازگی دفتر پژوهشهای فرهنگی در شماره 56 مجموعه «از ایران چه میدانم؟» منتشر کرده است.
نظر شما در مورد این خبر؟
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن .doc :
چکیده
تاثیر کلام خصوصا در اشکال خذاب و صورتهای هنری آن بر مخاطب غیر قابل انکار و مورد اعتراف همه علمای زبان شناسی و دانشمندان آن بلاغت است. در عصر حاضر که به عصر ارتباطات مقلب گردیده است، توجه به ظرافتهای این نوع منحصر به فرد ارتباط مورد توجه محافل مختلف ادبی و علمی و هنری قرار گرفته است.
و از شیوههای مورد استعمال در این ارتباط حجت آوری و استدلال برای قانع نمودن مخاطب و ملحق ساختن او به طائفه اعتقادی متکلم است.
از این رو رسانه حاضر، با عنایت به کثرت اجتماعات قرآنی و شدت تاثیر آن در مخاطب اعم از دوست و دشمن؛ درصدد یافتن عوامل این جاذبه و شناخت زیباییهای فنی و کلامی موجود در آن برآمده است همچنانکه به عنوان حرکتی بینارشتهای از چگونگی ارتباط لفظ و معانی آیات با اصول و شیوههای تربیتی موثر در انسان پرده برمیدارد.
روش این پژوهش فنی بوده و با بهرهگیری از شیوه گردآوری دادهها و توصیف آنها به تحلیل نهایی و تبیین زیبایی شناسی آن میپردازد.
تحقیق حاضر از زوایای مختلف آیات را مورد دقت قرار داده است گاه از جنبه موضوعی و چگونگی خطاب آیات و بهرهگیری از تاکید، استفهام تصویرپردازی و تمرکز بر نقاط عاطفی از طریق به کارگیری الفاظ مناسب، دادهها مورد تحلیل قرار گرفتهاند وزمانی دیگر با عنایت به مخاطب خاص آیات و موقعیتهای زمانی و مکانی آیات مکی و مدنی مورد توجه واقع شده و تفاوت لحن کوتاهی و بلندی آید، چینش کلمات در انتخاب حروف با صفات و مخارج خاصی، بهرهگیری از مد و تشدید در مواضع ارتباط با معانی مورد نظر... مورد بررسی قرار گرفته است.
دستاورد اصلی پژوهش تبیین و ارتباط عمیق لفظ و معنی خصوصا استاتید بلاغی و ایقاع موسیقایی موثر در القاء کلام و تاثیرگذاری آن بر مخاطب آیات گوناگون و موضوعات متفاوت میباشد.
کلمات کلیدی: احتجاج – بلاغت- موسیقی- مخاطبین- شیوههای تربیتی
المخلص
تاثیر الکلام خاصه فی اشکالها المجبه و صورها الفینه لاینکر علی المخاطب بینما معترف به علماء فقه اللغة و البلاغة کلهم.
فی عصرنا الراهن الذی سقی بعصر الارتباطات، رکرت المحافل الادبیة و العلمیة اهتمامها علی هذا الأمر. من احد الطرق المستخدمة فی هذا اللون من الارتباط، الاحتجاج و الاستدلال لإقناع المخاطب و ختمه الی الطائفة المتکلم الامختادیة
لذلک تهدف الرسالة هذا إلی الکشف عن الجمالیات الفینة و الکلامیة الموجودة فی الوان نظراً الی کثرة الإحتجاجات القرانیة مبلغ تاثیرها فی المخاطب من الموافق و المخالف.
و هی لحکفة بین اللغة العربیة و قسم التربیة یمیط اللثام عن التوافق و التناسق بین الالفاظ القرانیة و معناها و المبادئ التربویة و اسالبیها.
تسلط الرسالة الضوء عن المنهنج الفنی و ترکز علی المنهج التالیفی و الوصیفی کمنهج مساعد فی تبیین الجمالیات و تحلیلها النهائی.
تعالج الرسالة الآیات الاحتجاجیه من مختلف الزوایا. تعالجها تارة من حیث الموضوع و کیفیة الخطاب فیها و استخدام الاسالیب بلاغیة کالإستفهام و التوکید و التصویر الفنی و التزکیه علی العاطفة باستخدام الالفاظ المناسبة. و تبحث عن الاختلاف فی زنین الکلمات و ایقانها و قصر الایات و طولها، تنسیق المفردات و إختیار الحروف المناسبة مع صفاتها و مخارجها الخاصه بهاء و استخدام المد و التشدید فی المواضع التی ترتبط بالمعانی.
المجهود فی هذه الرسالة تبیین إختلاف اللفظ و المعنی فی الآیات الاحتجاجیه و تحلیل الاسالیب البلاغیه و الایقاع الموسیقی الموثر فی إلقاءالکلام و تاثیر الکلام فی المخاطب.
الکلمات الاساسیة: الاحتجاج البلاغة: الموسیقی: المخاطبین، الاسالیب التربویة.
المقدمة
الحمدالله المتمم احسانه الی عباده بما أقام لهم من جلی البرهان و قویی السلطان و انزل الیهم الکتاب المحاج، انه حجة الخلق و حجة الرسول فی رسالتة.
اما بعد فرسالة هذه تحمل عنوان «الاحتجاج و اسالیبه الادبیة فی القران» و تتناول تحدید مفهوم الاحتجاج و انواعه، مفهوم ؟ و تبیین العلاقه بینهما، الدراسة الفنیة للایات الاحتجاجیة فی القران بجانبها انظر إلی الامور التربویة من منظار علم النفس.
الاحتجاج هوا قامة البرهان عن طریق التحکم العقلی أو اللفت الی الامور البدیهیه فی الکون و فی الانسان. و القران العظیم قد اشتمل علی جمیع انواع البراهین و الادلة ، و مامن برهان و دالة و تحدید شیء من کلیات المعلومات العقلیه السمعیه الا و هذاب الکتاب قد نطق بها.
ترجع اهمیة الموضوع هذا الی التراث الحضارات المختلفه و خاصه الاسلامیه بمسأله الحواره الارتباط الکلامی واقناع الاخرین عن هذا الطریق إن المتحرکات اجادة التی شهدتما المساحة العالمیه خلال السنوات الاخیرة بهدف بلورة فکرة الحوار بین الحضارات بصیغتها العلمیه الموضوعة، تمثل نقلة اساسیة فی اسالیب تفکیر البشریة الرامیة الی التحقیق التوازن فی العلاقة بین المتیارات احضاریه و الدینیه و الفکریة و القومیة التی تتقاسم البشریة، بالتالی العمل علی تحقیق الطموح الذی طالما حلم به الانسان منذ فروغ فجره، و هو حلم تحقیق الامن و السلام فی الارض، بما أن العصر ان عصر الارتباطات، فمن الضروری معرفة الاصول و المبادی الصحیحة للارتباط الکلامی و اقناع المخاطبین نحن نعتقد القرآن الکریم یعطینا منهجا تاما رائعا للحوار الاحتجاج مع الاخرین و یحدد معالمه و قواعدة قبل عملیة الحوار و فی اثناها، من حیث المقدمات و الاهداف و الاجداء و لذلک یمکن الصول علی احسن اسالیب الارتباط الکلامی و الاحتجاج بالاستعانه من هذا الکلام و الایمی، و هذا الاهمیة، ثم ضرورة التلبیة ؟ الحضارات و خاصه الحضارات الاسلامیة للعثور علی المبادی الصحیحة و النافذة للحوار. اغبة فی الکشف عن بعض جمالیات البلاغیه و الدلالیة فی القران الحکیم و فهم آیاته و فتح باب یدخل منه الباحثون فی المعارف القرانیة، کانت هی الباعثة علی اختیار البحث فی الموضوع هذا.
المنهج المتبع فی دراسة الموضوع هو المنهج التالیفی الوصفی، تحاول الرسالة هذا علی اساسه دراسة تفسیر الایات الاحتجاجیة المکیة و المدنیه و شرحها، و دراسة المنکات البلاغیة و الدلالیه فی هذه الایات.
و علی اساس المنهج الفنی، کمنهج اساسی تسلط الرسالة الضوء علی تحلیل البنیة النصیة للایات الاحتجاجیة، و البحث عن الجمالیات و البلاغیة و الایقاعیة فیها.
تمت هذه الجولة علی اساس هذه المناهج فی ابواب و فصول. و حاولت من خلالها أن تجیب هذه الاسئلة:
- هل یتفاوت أسلوب الاحتجاج البلاغی و الادبی بالنسبة الی المخاطبین و الشروط الخاصة بهم شخصیتهم؟
- هل تتفاوت الایات المکیة و المدنیة فی اسلوب الاحتجاج؟
- کیف الاحتجاج القرانی علی الاصول و المبادی اتربویة؟
قسمت الرسالة الی ثلاثة ابواب. الباب الاول. تحت عنوان الاحتجاج و الحوار و علاقة بینهما، و قسم الی فصلین عولج الفصل الاول مفهوم الاحتجاج، و انواعه، و الفصل الثانی تناول مفهوم الحوار و انواعة اهمیته و عناصره و العلاقة بینه و بین الاحتجاج کما اشار إالی مکانة الحوار فی القران.
الباب الثانی تحت عنوان المواضیع فی الایات الاحتجاجیه و اسالیبها الادبیة. قسم الباب هذا إلی اربعة فصول. عینی المفصل الاول بدراسة موضوع اعجاز القران فی الایات الاحتجاجیه المکیه و المدنیة و دراسة شرح الایات المدروسة و تفسیرها، دراسة النکات البلاغیة و الایقاعیة و فی نهایة الفضل اشاره الی فی الایات.
استخلص البحث من خلال دراسة من خلال دراسة الفصل الاول إلی أن الایات المکیة و المدنیة تحتج لإثبات إعجاز القران بإسلوب التحدی و تخاطب المنکرین خطاب التعجیز و تطلب منهم ان یاتوا بمثل هذا القران. و من المشهود هو الایقاع الموسیقی الهادین اللین الذی بوقع علی الاذان بسبب إنتخاب الحروف و در ترکیبها فی کلمات وقعت کل منها بجانب الاخری بظرافه و یده توحی المعنی المراد فیها.
عولج فی الفصل الخانی موضوع التوحید فی الایات المکیة و المدنیة. من المشهود فی الایات المکیة کثرة استعمال اسلوب الاستفهام لدفع المخاطبین الی التکفیر و اهداء هم الی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن .doc :
چکیده
تاثیر کلام خصوصا در اشکال خذاب و صورتهای هنری آن بر مخاطب غیر قابل انکار و مورد اعتراف همه علمای زبان شناسی و دانشمندان آن بلاغت است. در عصر حاضر که به عصر ارتباطات مقلب گردیده است، توجه به ظرافتهای این نوع منحصر به فرد ارتباط مورد توجه محافل مختلف ادبی و علمی و هنری قرار گرفته است.
و از شیوههای مورد استعمال در این ارتباط حجت آوری و استدلال برای قانع نمودن مخاطب و ملحق ساختن او به طائفه اعتقادی متکلم است.
از این رو رسانه حاضر، با عنایت به کثرت اجتماعات قرآنی و شدت تاثیر آن در مخاطب اعم از دوست و دشمن؛ درصدد یافتن عوامل این جاذبه و شناخت زیباییهای فنی و کلامی موجود در آن برآمده است همچنانکه به عنوان حرکتی بینارشتهای از چگونگی ارتباط لفظ و معانی آیات با اصول و شیوههای تربیتی موثر در انسان پرده برمیدارد.
روش این پژوهش فنی بوده و با بهرهگیری از شیوه گردآوری دادهها و توصیف آنها به تحلیل نهایی و تبیین زیبایی شناسی آن میپردازد.
تحقیق حاضر از زوایای مختلف آیات را مورد دقت قرار داده است گاه از جنبه موضوعی و چگونگی خطاب آیات و بهرهگیری از تاکید، استفهام تصویرپردازی و تمرکز بر نقاط عاطفی از طریق به کارگیری الفاظ مناسب، دادهها مورد تحلیل قرار گرفتهاند وزمانی دیگر با عنایت به مخاطب خاص آیات و موقعیتهای زمانی و مکانی آیات مکی و مدنی مورد توجه واقع شده و تفاوت لحن کوتاهی و بلندی آید، چینش کلمات در انتخاب حروف با صفات و مخارج خاصی، بهرهگیری از مد و تشدید در مواضع ارتباط با معانی مورد نظر... مورد بررسی قرار گرفته است.
دستاورد اصلی پژوهش تبیین و ارتباط عمیق لفظ و معنی خصوصا استاتید بلاغی و ایقاع موسیقایی موثر در القاء کلام و تاثیرگذاری آن بر مخاطب آیات گوناگون و موضوعات متفاوت میباشد.
کلمات کلیدی: احتجاج – بلاغت- موسیقی- مخاطبین- شیوههای تربیتی
المخلص
تاثیر الکلام خاصه فی اشکالها المجبه و صورها الفینه لاینکر علی المخاطب بینما معترف به علماء فقه اللغة و البلاغة کلهم.
فی عصرنا الراهن الذی سقی بعصر الارتباطات، رکرت المحافل الادبیة و العلمیة اهتمامها علی هذا الأمر. من احد الطرق المستخدمة فی هذا اللون من الارتباط، الاحتجاج و الاستدلال لإقناع المخاطب و ختمه الی الطائفة المتکلم الامختادیة
لذلک تهدف الرسالة هذا إلی الکشف عن الجمالیات الفینة و الکلامیة الموجودة فی الوان نظراً الی کثرة الإحتجاجات القرانیة مبلغ تاثیرها فی المخاطب من الموافق و المخالف.
و هی لحکفة بین اللغة العربیة و قسم التربیة یمیط اللثام عن التوافق و التناسق بین الالفاظ القرانیة و معناها و المبادئ التربویة و اسالبیها.
تسلط الرسالة الضوء عن المنهنج الفنی و ترکز علی المنهج التالیفی و الوصیفی کمنهج مساعد فی تبیین الجمالیات و تحلیلها النهائی.
تعالج الرسالة الآیات الاحتجاجیه من مختلف الزوایا. تعالجها تارة من حیث الموضوع و کیفیة الخطاب فیها و استخدام الاسالیب بلاغیة کالإستفهام و التوکید و التصویر الفنی و التزکیه علی العاطفة باستخدام الالفاظ المناسبة. و تبحث عن الاختلاف فی زنین الکلمات و ایقانها و قصر الایات و طولها، تنسیق المفردات و إختیار الحروف المناسبة مع صفاتها و مخارجها الخاصه بهاء و استخدام المد و التشدید فی المواضع التی ترتبط بالمعانی.
المجهود فی هذه الرسالة تبیین إختلاف اللفظ و المعنی فی الآیات الاحتجاجیه و تحلیل الاسالیب البلاغیه و الایقاع الموسیقی الموثر فی إلقاءالکلام و تاثیر الکلام فی المخاطب.
الکلمات الاساسیة: الاحتجاج البلاغة: الموسیقی: المخاطبین، الاسالیب التربویة.
المقدمة
الحمدالله المتمم احسانه الی عباده بما أقام لهم من جلی البرهان و قویی السلطان و انزل الیهم الکتاب المحاج، انه حجة الخلق و حجة الرسول فی رسالتة.
اما بعد فرسالة هذه تحمل عنوان «الاحتجاج و اسالیبه الادبیة فی القران» و تتناول تحدید مفهوم الاحتجاج و انواعه، مفهوم ؟ و تبیین العلاقه بینهما، الدراسة الفنیة للایات الاحتجاجیة فی القران بجانبها انظر إلی الامور التربویة من منظار علم النفس.
الاحتجاج هوا قامة البرهان عن طریق التحکم العقلی أو اللفت الی الامور البدیهیه فی الکون و فی الانسان. و القران العظیم قد اشتمل علی جمیع انواع البراهین و الادلة ، و مامن برهان و دالة و تحدید شیء من کلیات المعلومات العقلیه السمعیه الا و هذاب الکتاب قد نطق بها.
ترجع اهمیة الموضوع هذا الی التراث الحضارات المختلفه و خاصه الاسلامیه بمسأله الحواره الارتباط الکلامی واقناع الاخرین عن هذا الطریق إن المتحرکات اجادة التی شهدتما المساحة العالمیه خلال السنوات الاخیرة بهدف بلورة فکرة الحوار بین الحضارات بصیغتها العلمیه الموضوعة، تمثل نقلة اساسیة فی اسالیب تفکیر البشریة الرامیة الی التحقیق التوازن فی العلاقة بین المتیارات احضاریه و الدینیه و الفکریة و القومیة التی تتقاسم البشریة، بالتالی العمل علی تحقیق الطموح الذی طالما حلم به الانسان منذ فروغ فجره، و هو حلم تحقیق الامن و السلام فی الارض، بما أن العصر ان عصر الارتباطات، فمن الضروری معرفة الاصول و المبادی الصحیحة للارتباط الکلامی و اقناع المخاطبین نحن نعتقد القرآن الکریم یعطینا منهجا تاما رائعا للحوار الاحتجاج مع الاخرین و یحدد معالمه و قواعدة قبل عملیة الحوار و فی اثناها، من حیث المقدمات و الاهداف و الاجداء و لذلک یمکن الصول علی احسن اسالیب الارتباط الکلامی و الاحتجاج بالاستعانه من هذا الکلام و الایمی، و هذا الاهمیة، ثم ضرورة التلبیة ؟ الحضارات و خاصه الحضارات الاسلامیة للعثور علی المبادی الصحیحة و النافذة للحوار. اغبة فی الکشف عن بعض جمالیات البلاغیه و الدلالیة فی القران الحکیم و فهم آیاته و فتح باب یدخل منه الباحثون فی المعارف القرانیة، کانت هی الباعثة علی اختیار البحث فی الموضوع هذا.
المنهج المتبع فی دراسة الموضوع هو المنهج التالیفی الوصفی، تحاول الرسالة هذا علی اساسه دراسة تفسیر الایات الاحتجاجیة المکیة و المدنیه و شرحها، و دراسة المنکات البلاغیة و الدلالیه فی هذه الایات.
و علی اساس المنهج الفنی، کمنهج اساسی تسلط الرسالة الضوء علی تحلیل البنیة النصیة للایات الاحتجاجیة، و البحث عن الجمالیات و البلاغیة و الایقاعیة فیها.
تمت هذه الجولة علی اساس هذه المناهج فی ابواب و فصول. و حاولت من خلالها أن تجیب هذه الاسئلة:
- هل یتفاوت أسلوب الاحتجاج البلاغی و الادبی بالنسبة الی المخاطبین و الشروط الخاصة بهم شخصیتهم؟
- هل تتفاوت الایات المکیة و المدنیة فی اسلوب الاحتجاج؟
- کیف الاحتجاج القرانی علی الاصول و المبادی اتربویة؟
قسمت الرسالة الی ثلاثة ابواب. الباب الاول. تحت عنوان الاحتجاج و الحوار و علاقة بینهما، و قسم الی فصلین عولج الفصل الاول مفهوم الاحتجاج، و انواعه، و الفصل الثانی تناول مفهوم الحوار و انواعة اهمیته و عناصره و العلاقة بینه و بین الاحتجاج کما اشار إالی مکانة الحوار فی القران.
الباب الثانی تحت عنوان المواضیع فی الایات الاحتجاجیه و اسالیبها الادبیة. قسم الباب هذا إلی اربعة فصول. عینی المفصل الاول بدراسة موضوع اعجاز القران فی الایات الاحتجاجیه المکیه و المدنیة و دراسة شرح الایات المدروسة و تفسیرها، دراسة النکات البلاغیة و الایقاعیة و فی نهایة الفضل اشاره الی فی الایات.
استخلص البحث من خلال دراسة من خلال دراسة الفصل الاول إلی أن الایات المکیة و المدنیة تحتج لإثبات إعجاز القران بإسلوب التحدی و تخاطب المنکرین خطاب التعجیز و تطلب منهم ان یاتوا بمثل هذا القران. و من المشهود هو الایقاع الموسیقی الهادین اللین الذی بوقع علی الاذان بسبب إنتخاب الحروف و در ترکیبها فی کلمات وقعت کل منها بجانب الاخری بظرافه و یده توحی المعنی المراد فیها.
عولج فی الفصل الخانی موضوع التوحید فی الایات المکیة و المدنیة. من المشهود فی الایات المکیة کثرة استعمال اسلوب الاستفهام لدفع المخاطبین الی التکفیر و اهداء هم الی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
معاد واژهایست عربی به معنای رستاخیز یعنی دوباره برخاستن (پس از مرگ).
معاد در دین اسلام :
باور به رستاخیز (معاد) یکی از اصول دین اسلام است. معاد هم روحانی وهم جسمانی است. معاد یکی از اصول دین اسلام و یکی از مهمترین آنهاست . زیرا نوشته شده است: "امّا در حقیقت مسیح پس از مرگ زنده شد و اولین کسی است که از میان مردگان برخاسته است. زیرا چنانکه مرگ بوسیلهء یک انسان(آدم) آمد، همانطور قیامت از مردگان نیز بوسیلهء یک انسان دیگر(مسیح) فرا رسید. (ماخذ از انجیل )
معاد در دین بهائی :
معاد یا جهان پس از مرگ یکی از عقاید اصلی بهائیان می باشد. بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح میدانند. بر طبق تعالیم بهائی روح انسانی مستقل از جسم بوده و پس از مرگ و فنای جسم، باقی و برقرار میماند و در عوالم روحانی و الهی داخل گشته و به حیات و تکامل خود ادامه می دهد.
معاد از دیدگاه قرآن :
از دیدگاه قرآن باطن هر کس در این دنیا، عین ظاهر اوست در آخرت- یوم تبلی السرائر؛ روزی که درون ها آشکار می شود؛ سوره طارق آیه 10
مطابق آیات قرآن در روز قیامت نفس را مؤاخذه می کنند نه قوای نفس را. به همین خاطر نفس به قوای خود می گوید: وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا - چرا بر علیه من شهادت می دهید. اعضای بدن می گویند: قالُوا أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ - خدایی که هر چیزی را به سخن در آورده است ما را به نطق واداشته است.(سوره فصلت- آیه 22)
نظام آخرت کاملترین نظام امکانی است که هر کس به حسب گنجایش وجودی خود هر چه را اراده نماید و بخواهد بی درنگ و بدون شرط به وجود خواهد آمد. خدا در قرآن می فرماید: لَهُم مَّا یَشَاؤُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ- هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست،و نزد ما نعمتهاى بیشترى است (که به فکر هیچ کس نمىرسد)- سورةُ ق آیه35
فلسفه معاد از نظر اسلام :
معاد یعنی تجلی کردن نفس با تمام آنچه در درون خود داشته است، یعنی آنچه در زمین وجودت کاشتی قیام می کند. در قیامت نوشته های نفس به اسم شریف "الحی" حیات می یابند.
هر کس زرع و زارع و مزرعه خویش است؛ به عبارت دیگر مهمان سفره خود است. بسیاری از آنچه در آخرت به انسان روی میآورد بروز و ظهور صفات و ملکاتی هستند که انسان در مزرعه وجود خویش کاشته است.
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر / کای نور چشم من بجز از کشته ندروی – سعدی-
جزا در طول علم و عمل بلکه نفس علم و عمل است. لاجرم قیامت هر کسی برپا شده است و هر کس بهشت یا دوزخ خود است.هر کس با ادراکات و افکار و اقوال و اعمالش سازنده خود است و ادراکات او عین هویت و ذات او می گردند.
جایگاه معادمعاد، در عقل و فطرت هر انسانى جایگاه قابل توجّهى دارد، زیرا کیست که نپرسد و یا نخواهد بداند که آینده انسان و جهان چه مىشود؟ پایان عمر و تلاش ما به کجا مىرسد؟ نتیجه و هدف از زندگى چیست ؟ آرى این سؤالها براى همه مطرح است.در پاسخ به این سؤالها دو جواب داریم:الف: تمام ادیان الهى با استدلالى که در آینده بیان خواهیم کرد، آینده جهان و انسان و نتیجه کارها و تلاش او را بسیار روشن وامیدوار کننده و روح بخش مىدانند، قرآن مىگوید : «و أنّ اِلى ربّک المنتَهى» (1) همانا نهایت و پایان به سوى پروردگارت مىباشد.ب: مکتبهاى مادّى، آینده جهان و انسان را بنبست، تاریک، فانى و نیستى مىدانند و این دید بسیار خطرناک و یأسآور است، علاوه بر این چنین مکتبهایى هیچ گونه دلیل علمى هم براى عقیده خود ندارند.قرآن دراین باره مىفرماید: «و قالوا ما هِىَ الاّ حیاتُنَا الدُّنیا نَموتُ و نَحیى و ما یُهلکُنا الاّ الدّهر و ما لَهم بِذلکَ مِن عِلمٍ اِنْ هم الاّ یَظنُّون» (2) کسانى که ایمان به قیامت ندارند گفتند: زندگى جز همین چند روز دنیا نیست که ما هم در آن مرگ وحیاتى داریم وبعد هم روزگار ما را نابود مىکند.ولى این انکار و گفتهها روى علم و دلیل نیست، بلکه تنها یک سرى وَهم و خیالى باطلى است که آنها دارند.ریشهها و زمینههاى فطرىگرچه افرادى به زبان معاد را نمىپذیرند، ولى ناخودآگاه در عمق جان خود احساس ابدیّت براى انسان دارند و گاه وبیگاه از خود علامتهایى نشان مىدهند که دلیل آن است که با وجود مرگ و پوسیده شدن جسم، حاضر نیستند انسانیّت و شخصیّت واقعى او را نابود و نیست شده بدانند. ما نمونههایى از این علامتها را در اینجا بیان مىکنیم:1- تمام منکران معاد به قبر نیاکان خود احترام مىگذارند.2- نام شخصیّتهاى مرده را بر روى خیابانها و مؤسسات و مدارس و دانشگاهها و... مىگذارند.