لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
سه نظریه «نظارت فقیه، وکالت فقیه و جواز تصرف فقیه» به عنوان نظریههاى جایگزین نظریه ولایت فقیه مطرح شدهاند که به بررسى این نظریهها مىپردازیم:
طرح نظریه «نظارت فقیه»
خلاصه استدلالهاى مدافعین این نظریه را مىتوان در چهار محور خلاصه کرد:
1- منظور از ولایت در نظریه ولایت فقیه، ولایت فقهى است و در فقه اصل بر عدم ولایت است و همچنین از آنجا که دلیل معتبرى بر اثبات فقهى ولایت فقیه، در حوزه زعامتبر جامعه اقامه نشده است، لذا محدود به امور حسبیه است.
اما از آنجا که دین به امور اجتماعى نیز بىاعتنا نیست و باید به نوعى در صحنه اجتماعى حضور داشته باشد، به ناچار طریق جریان و حفظ دین در پیکره جامعه، «نظارت فقیه» و یا نظارت عامه فقیهان بر امور جامعه است.
2- دلیل دوم طراحان این نظریه، مضر نبودن نظریه نظارت فقیه به دینى بودن حکومت است. آنان بر این عقیدهاند که حکومت نباید حکومتبىدین (سکولار) باشد و این حداقل را مىپذیرند که حکومتباید به نوعى دینى گردد، اما معتقدند که دینى شدن حکومت تنها به حاکمیت و ولایت ولى فقیه بر جامعه نیست و از طریق «نظارت» نیز مىتوان حکومت را به صورت دینى حفظ کرد; براى اثبات این مدعا نیز به بیان سه مطلب مىپردازند:
الف - شیوه حکومت دینى، منحصر به پذیرش نظریه ولایت فقیه نیست، بلکه در صورت پذیرش نظارت فقیه و یا وکالت فقیه - اعم از اینکه وکالت را به صورت عقد جایز یا یک معاهده اجتماعى لازم بدانیم - مشروعیتحکومتحفظ شده و حکومت، دینى مىگردد. لذا دلیلى ندارد که ما خود را محدود به پذیرش نظریه ولایت فقیه کنیم آن هم با نواقص و نارساییهایى که در اثبات آن وجود دارد
ب - مراقبت فقیه بر عدم مخالفت قطعى با احکام شرع و همچنین بیان شدن اهداف کلى جامعه و حکومت توسط دین، اجمالا نقش بازدارندگى به دین بخشیده باعث مصونیت جامعه از انحراف به سمت لاابالىگرى و لادینى مىشود.
ج - اصولا ضمانت اجرایى نظارت فقیه، خود مردم هستند. از آنجا که فرض بر این است که مردم دیندارند، فقیه با نظارت خود در صورت مشاهده خلاف شرع در قوانین و تصمیمات، آن را به مسؤولین ذى ربط اطلاع مىدهد و در صورت عدم توجه مسؤولین مربوطه آن را به اطلاع عموم مىرساند و از آنجا که مردم دیندارند، به نداى فقیه ناظر، لبیک گفته و علیه خلاف واقع شده، خواهند شورید و به این ترتیب مانع تحقق خلاف شرع در جامعه اسلامى خواهند شد
3- دلیل سوم اینان تمسک به برخى از جملات حضرت امام (ره) است که اشاره به نحوه حضور روحانیون و حتى خود ایشان در صحنه سیاسى کشور دارد و بر اساس کلمات ایشان نتیجه مىگیرند که گرچه امام (ره) در اواخر عمر خود نظریه «ولایت فقیه» را مطرح کردند - و ظاهرا از نظریه «نظارت» عدول کردند - ولى علت این عدول، ضعف مبانى آن نبوده، بلکه آماده نبودن شرایط زمانى و مکانى براى اجراى آن بوده است.
استدلال چهارم
4- دلیل چهارم آنان این است که تخصص ولى فقیه توانى بیش از نظارت ندارد چون تخصص او در آشنایى مجتهدانه او با احکام فقهى است و توان ولى فقیه در اداره جامعه به میزانى است که فقه به او اجازه دهد و این توان تنها در این حد است که بر تحقق احکام شریعت اسلام مراقبت کند و حداکثر کلیاتى را در مورد اهداف نظام اسلامى ترسیم نماید و پرواضح است که این امر با اداره جامعه که به تخصصهاى متنوع مربوط است فاصله بسیارى دارد. به همین دلیل است که تصدى ولى فقیه تاکنون تغییرى در «سنخ و محتواى اعمال حکومتى» ایجاد نکرده است بنابر این بهتر است ولى فقیه نقش ایجابى را به «کارشناسان» واگذار کند و تنها نقش سلبى را بر عهده گیرد
نظارت فقیه هم از باب احتیاط است والا «مشاوره» با او نیز کافى است البته این مقدار حضور ولى فقیه نیز در صورتى است که وظیفه اصلى حکومت را تامین حاجات اولیه و مادى مردم و «حکومتبر اجسام» ندانیم.
نقد نظریه نظارت فقیه
در نقد این نظریه به ترتیب به بررسى چهار محور بیان شده مىپردازیم:
نقد دلیل
اول تمسک به اصل «عدم ولایت فقهى» براى رد نظریه ولایت فقیه، نه تنها در مباحث گذشته به شدت مورد تردید قرار گرفت; بلکه بر مبناى عرفا، فقها، متکلمین و حکما اثبات شد که در «ولایت» بر جامعه، اصل بر ولایت است و نه «عدم ولایت» ، اصل عدم ولایتى که در فقه مطرح است مربوط به امور فردى یا امورى است که یک نفر تصمیم گیرنده آن است. اما در موضوعات اجتماعى که موضوعا از حیطه تشخیص و تصمیم گیرى فرد خارج است - هر چند مسؤولیت آن بر عهده فرد باشد - اصل بر ولایت است نه عدم ولایت.
همچنین اگر در سیر استدلال گذشته تمسک ما به ادله فقهى بود ناقدین فوق حق داشتند درباره ادله یاد شده اظهار نظر کنند و احیانا آنها را کافى و وافى به اثبات مطلب ندانند. اما در این مجموعه بدون وارد شدن به این گونه موارد - که بزرگان ما در جاى خود به بررسى و پاسخگویى آن پرداختهاند - و با اتکاء به طریق عقلى، به اثبات معقولیت و بالتبع، مشروعیت نظریه ولایت پرداخته شد.
نقد دلیل دوم در استدلال دوم ایشان، سه نکته ذکر گردید که به ترتیب مطالبى را بیان مىکنیم. در مجموع استدلال دوم ادعا بر این بود که نقش نظارتى دادن به ولى فقیه، مضر به دینى بودن حکومت نیست ما نیز در پاسخ دقیقا به تبیین همین معنا مىپردازیم که چرا حکومت دینى بدون تحقق ولایت دینى، قابل تحقق و استمرار نیست؟
- شیوه حکومت دینى منحصر به رابطه ولایى است. حکومت دینى یعنى حکومتى که «دین» ، ولایت و سرپرستى آن را بر عهده داشته باشد. ولایت جز به معناى سرپرستى نیست و اگر بنا باشد که دین، سرپرستى جامعه را بر عهده گیرد طبیعى است که ولایتبر جامعه باید بر عهده دین باشد که بالتبع اعمال ولایت دینى بر جامعه تنها از طریق حاکم دین شناس - به دلایلى که در مباحث گذشته بیان شد - صورت مىگیرد.
به هر حال دلیل این مدعا که چرا نوع حکومت دینى بر جامعه، حکومت ولایى است، با اتکا به مباحث مرحله اول روشن مىشود. البته توهم ناقدان نظریه ولایت فقیه نیز از نشناختن ولایتبر جامعه موضوعا ناشى مىشود. یعنى ایشان نه تنها از ولایت دینى بر جامعه ادراک کافى ندارند; بلکه به معناى ولایتبر جامعه موضوعا هم
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
انقلاب اسلامی و انتفاضه فلسطین
انقلاب اسلامی و تآثیر آن بر جنبش آزادیخواهی مردم فلسطین
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در برابر قدرتمندترین رژیم خاورمیانه و بزرگترین متحد
آمریکا و رژیم صهیونیستی ، بارقههای امید را در میان مردم فلسطین زنده کرد.
رهنمودهای حضرت امام را حل (ره) ساختار مبارزه علیه رژیم صهیونیستی را دگرگون ساخت و انقلابی عظیم را در صحنه مبارزات پدید آورد و پرچم اسلام و مبارزات اعتقادی را به اهتزاز در آورد و همانگونه که ملت ایران را با احیای اسلام زنده کرد ، ملتهای فلسطین و لبنان و00
را نیز متحول ساخت. امام با زدودن زنگارهای تحریف از چهره اسلام ناب خون تازهای در رگهای به خواب رفته جهان اسلام به جریان انداخت و طومار تمام محاسبات و معادلات استکبار جهانی و صهیونیزم بین المللی را در هم پیچید و استراتژیهای هژمونیک این غده سرطانی را با مشکل مواجه ساخت و فلسطینیهای آواره و اسیر را در سرزمینهای اشغالی به حرکت در آورد.
وضعیت منطقه و سرزمینهای اشغالی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی
به وجود آمدن امید در دل مسلمانان بویژه فلسطینیان عزم آنها را در مبارزه جدی ساخت. در آن شرایط وضعیت سرزمینهای اشغالی به شرح ذیل بود :
قرار داد کمپ دیوید و ضیافت سادات در به رسمیت شناختن اسرائیل و تعهد او با رژیم
صهونیستی مبنی بر تضمین امنیت مرزهای اسرائیل موجب شد تا وی از هر گونه مبارزه ضد اسرائیلی جلوگیری نماید و مساعی خود را در راه اضمحلال ملت فلسطین به کار بندد و آنها را متفرق نماید.
2-حکومت ملک حسین در اردن با حمله به فلسطینیها و کشتار بیرحمانه آنان در سپتامبر سیاه و بر چیدن پایگاههای آنها اسرائیل را به رسمیت شناخت.
3-لبنان نیز به علت ساختار فرقهای از اتخاذ یک موضع مشخص عاجز بوده و در مراحل مختلف مبارزات اعراب با رژیم صهیونیستی بصورت طیفی عمل نموده و گاهی سکوت و گاهی پشتیبانی و گاهی بر عکس عمل نموده است.
4- سوریه هم پس از روی کار آمدن حافظ اسد ، در سال 1973 فرضیه مبارزه مسلحانه را با اسرائیل در معرض آزمون قرار داده و با عدم همراهی مصر و عدم همراهی و حمایت به موقع شوروی سابق مواجه گردید که نتیجه آن شکست تز مبارزه کلاسیک با اسرائیل و سر آغاز نوعی حرکت تبلیغاتی و سیاسی علیه رژیم صهیونیستی بود ، اما خود آنها به خوبی میدانستند که این نوع مقابله هیچگاه رژیم صهیونیستی را به تهدید قطعی مواجه نمیسازد.
5- سازمان آزادیبخش فلسطین (صاف) نیز گرچه با انگیزههای انقلابی ، مبارزه با صهیونیستها را آغاز کرد و در ابتدا هم درخششهایی را کسب نمود اما به علت عدم وجود انگیزههای متعالی مبارزاتی و نیز وابستگی سران آن به دولتهای محافظه کار و مرتجع عرب از ادامه کار مبارزه عاجز مانده و با نزدیکی به مصر و اردن سعی در تقویت گرایشهای سازشکارانه نمود.
6- رژیمهای مرتجع عربی در شمال آفریقا و حواشی جنوب خلیج فارس اگر چه اسرائیل را به رسمیت نشناخته بودند اما در عمل ضمن هماهنگی کامل با روابط محافظه کارانهای که با رژیم صهیونیستی در پیش گرفتند ، ثابت کردند که تمایل غالب آنها به سمت سازش با این رژیم است.
7- با مسدود شدن امکان حضور و مبارزه فلسطینها با اسرائیل در کشورهای مصر و اردن
فقط کشورهای لبنان و سوریه در جبهه مقاومت باقی ماندند ، بنابر این فلسطینیها مجبود به هجرت به لبنان و ایجاد پایگاههای مبارزاتی در این کشور شدند و پس از انقلاب موج جدیدی حول اسلام آغاز گردید.
تآثیر انقلاب اسلامی بر مبارزات ضد صهیونیستی
پیروزی انقلاب اسلامی ایران نقش تعیین کنندهای در تغییر استراتژیهای مبارزاتی جنبشهای جهان اسلام داشت. با ظهور انقلاب اسلامی در ایران ، فعلآ بی هویتی در صحنه مبارزات ضد صهیونیستی مرتفع گردید و با ظهور حرکت مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و سازمان جهاد اسلامی فلسطین و حزب الله لبنان و جایگزین شدن گرایشهای اسلامی به جای تفکرات ناسیونالیستی صاف و بوجود آمدن تشکیلات فتح ، مبارزات ضد صهیونیستی حول محور اسلام در میان فلسطینیها مستقر در سرزمینهای اشغالی مشکل تازهای گرفت و جنب و جوش جدیدی در میان آوارگان فلسطینی پدیدار گشت و علیرغم متفرق شدن ملت فلسطین با مبنا قرار گرفتن اسلام ، هویت واحدی ظهور کرد و انسجام خاصی در میان ملت فلسطین پدیدار گشت.
نهضتهای اسلامی در کشورهای عربی در مصر نضج گرفت و شور و شعف خاصی در تشکیلات اخوان المسلمین پدید آمد و رژیمهای مرتجع و سازشکار سخت در موضع انفعال و ضعف قرار گرفتند. جنبشهای اسلامی تحت نام انتفاضه ملت فلسطین در صحنه مبارزات ضد صهیونیستی ظهور کردند. لبنان به مرکز ثقل مبارزات ضد استکباری و ضد صهیونیستی تبدیل گردید بارقههای امید در میان فلسطینیهای مستقر در سرزمینهای اشغالی پدیدار گشت. استراتژی آمریکا ، انگلیس و رژیم صهیونیستی برای نابود سازی هویت ملی ملت فلسطین با شکست مواجه
گردید و تحرکات آنان از جنگ 1967 به بعد در این رابطه نقش بر آب گردید. ایران بعنوان کانون مبارزه و شهادت طلبی بسیجیان الگوی رزمندگان قرار گرفت.
عوامل گسترش اسلام و تشکیل جنبشهای اسلامی در فلسطین
شکست اندیشههای مبتنی بر ناسیونالیسم عربی
شکست تفکرات و ایدئولوژیهای سوسیالیستی و کمونیستی
قطع امید از حکومتهای عربی
خیانت رهبران و حکومتهای عرب در مقاطع مختلف به آرمان فلسطین
شکست ساف در طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه
تآثیر انقلاب اسلامی
رشد گرایش به اسلام در دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی
ظهور سازمانها و تشکلهای اسلامی در سرزمینهای اشغالی تظیر حماس و جهاد اسلامی
دشمنی آشکار آمریکا ، انگلیس و رژیم صهیونیستی با اسلام و مسلمانان
10- ریشه عمیق تفکرات اسلامی در میان ملت فلسطین و نقش تعیین کننده آن در ایجاد وحدت و هویت فلسطینیها
11-حماسه آفرینی رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی با اتکاء به باریتعالی با همه فشارهای بین المللی
12-نقش رهایی بخش در رهایی ملتها از زیر یوغ استعمار و نظام سلطه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
انعطافپذیرى
موقعى که توپى را به روى سطح ثابت بزنیم جزئى فشرده مىشود و چون اکثر اجسام تمایل دارند شکل اصلى خود را حفظ کنند بعد از فشردگى مجدداً به شکل اولیهٔ خود بر مىگردد. توپ پس از اصابت به زمین از آن جدا شده، و از زمین بلند مىشود. وقتى دو جسم در حال حرکت هستند و یکى بر دیگرى ضربه وارد مىکند همین حالت اتفاق مىافتد مانند دست آبشارزن و توپ در والیبال و یا زدن توپ تنیس با راکت. خاصیتى را که موجب مىشود تا اجسام پس از برخورد کردن و تغییر شکل جزئى دادن دوباره به شکل و هیئت اولیهٔ خود برگردند خاصیت انعطافپذیرى اجسام گویند. این خاصیت در اکثر اجسام و یا اشیائى که در ورزش بهکار مىروند وجود دارد.
رشد انعطافپذیرى
انعطافپذیری، یعنى توانایى حرکت مفاصل در دامنهٔ کامل حرکت، که براى اجراء بیشینه مفید است، در حالى که انعطافپذیرى محدود شده، یکى از عوامل آسیب دیدن در ورزش است. با وجود این ورزشکاران جوان در پارهاى از اوقات این جنبهٔ مهم را نادیده مىگیرند. بنابراین به قیمت آسیبپذیری، تأکید خود را در قدرت و استقامت قرار مىدهند. افرادى مانند ژیمناستها یا بالرینها که مدت زیادى است اهمیت انعطافپذیرى را در فعالیتهاى خود درک کردهاند، از این قاعدهٔ کلى مستثناء هستند. یکى از دلایل بىتوجهى ورزشکاران جوان نسبت به انعطافپذیری، فرضیه آنها است؛ یعنى آنها تصور مىکنند بدن ورزشکاران جوان بهطور طبیعى نرم است و نیازى به تمرینىهاى نرمشى و انعطافپذیرى ندارد افزون بر این، مردم معمولاً عدم انعطافپذیرى را مربوط به سالخوردگان مىدانند؛ یعنى آنهایى که محدودیتهاى حرکتى آنها به وضوح آشکار است.
رشد انعطافپذیرى(۲)
تغییرات رشدى در زمینهٔ انعطافپذیرى
بعضى از پژوهشگران به افزایش انعطافپذیرى در کودکان اشاره داشتهاند. اما متأسفانه اکثر تحقیقات به نوعى کاهش در میزان انعطافپذیرى را نشان مىدهند. کلارک در سال ۱۹۷۵ اطلاعات موجود در این زمینه را مرور و چنین نتیجهگیرى کرد که پسران بعد از سن ۱۰ سالگى و دختران پس از سن ۱۲ سالگى انعطافپذیرى خود را از دست مىدهند، براى مثال هوپریچ و سیگرست (۱۹۵۰) ۱۲ شاخص از انعطافپذیرى را روى ۳۰۰ نفر از دختران سنین ۶، ۹، ۱۲، ۱۵ و ۱۸ سال اجراء کردند. اکثر این شاخصها در بین سنین ۶، ۹ و ۱۲ سال پیشرفت داشت، لیکن در بین گروههاى سنى بزرگتر به نوعى کاهش نشان داد (جدول زیر). کرانبول و مارتین (۱۹۷۷) چنین نتیجهٔ گرفتند که انعطافپذیرى در دختران و پسران در فاصلهٔ سنین ۱۰ و ۱۴ سالگى کاهش مىیابد، در صورتى که میلن و سیفلد (۱۹۷۶) اظهار داشتند که کودکان کلاس دوم دبستان در مقایسه با کودکان دورهٔ آمادگى و کودکستانى انعطافپذیرى کمترى داشتند.
میانگین دامنه و انحراف معیار اندازهگیرى انعطافپذیرى دختران
گروه سنى
(برحسب سال)
تعداد
مفصل لگن خم
شدن - باز شدن
یک سمت تنه خم
شدن - باز شدن
مفصل آرنج خم
شدن - باز شدن
شانه
۶
۵۰
۱۲۱/۳±۱۶/۷
۹۲±۱۴
۱۵۶±۶
۲۲۸/۴±۱۲/۹
۹
۵۰
۱۲۶/۵±۱۹/۹
۱۰۷/۲±۱۸/۱
۱۵۷/۳±۶/۹
۲۱۹/۷±۱۱
۱۲
۵۰
۱۳۹/۱±۱۸/۲
۱۱۸/۳±۲۰/۴
۱۵۷/۴±۸/۱
۲۱۵/۵±۱۲
۱۵
۵۰
۱۲۶/۹±۱۷/۸
۱۱۰/۴±۱۸/۸
۱۵۵/۷±۷/۵
۲۱۳±۱۱/۹
۸
۱۰۰
۱۲۸/۶±۱۱/۱
۱۰۴/۴±۱۸
۱۵۱/۳±۷/۸
۲۱۲/۸±۱۲
از آزمون انعطافپذیرى نشستن و به جلو خم شدن در چندین تحقیق وسیع مربوط به کودکان و نوجوانان استفاده شده است. در پروژهٔ اخیرِ بررسى آمادگى جسمى کودکان و جوانان براى کودکان ۶ تا ۹ ساله که در دورهٔ کودکى در مهارت نشستن و به جلو خم شدن اجراء ثابتى داشتهاند ضوابطى تهیه شده است. در یک تحقیق مقطعى در مورد دختران ۶ تا ۱۸ سالهٔ فنلاندی، درصد نمرات استقامت انها تا سن ۱۲ سالگى ثابت بین سنین ۶ تا ۱۲ سالگى کاهش یافت و در اوسط دورهٔ نوجوانى تا اندازهاى پیشرفت کرد و سپس در سنین ۱۷ و ۱۸ سالگى کاهش یافت (تصویر زیر). دامنهٔ تغییرات انعطافپذیرى در آزمون انجام شده در بین گروههاى سنى بالاتر افزایش یافت .(سیمونز و همکاران، ۱۹۹۰ )
تغییرات آزمون نشستن و به جلو خم شدن در طى سنین مختلف. دختران فنلاندى در رتبههاى درصدى بالا در دوران کودکى انعطافپذیرى خود را حفظ کردند و سپس در دورهٔ نوجوانى پیشرفت داشتند. دختران در رتبهٔ درصدهاى پائین از نظر انعطافپذیرى افت داشتند و تنها در اواسط دورهٔ نوجوانى کمى پیشرفت کردند. نمرات متوسط دختران آمریکائى و هلندى با خطوط شکسته و مشخص روى نمودار منعکس شده است .
پسران بلژیکى که در تحقیقات بلند مدت آزمایش شدند انعطافپذیرى خود را از سن ۱۲ تا ۱۸ سالگى ارتقاء بخشیدند. این مقدار در حدود یک سانتىمتر در هر سال بود. شاید دلیل آن تقویت عضلات دیوارهٔ شکم آنها بوده است (بونن و همکاران، ۱۹۸۸). بهطور کلى کودکان انعطافپذیرى (نشستن و به جلو خم شدن) خود را حفظ مىکنند، در حالى که نوجوانان مىتوانند در حین رشد به نتایج بهترى دست یابند. در برخى از کودکان و نوجوانان انعطافپذیرى کاهش مىیابد، یا آنان بسیار کم در این مورد پیشرفت مىکنند، شاید دلیل آن عدم تمرین و فعالیت ورزشى باشد.
برخى از پژوهشگران به آزمون انعطافپذیرى بهعنوان بازتابى از اندازههاى بدن نگاه مىکنند تا یک آزمون خالص انعطافپذیری؛ زیرا انعطافپذیرى را به نسبت محل قرار گرفتن پا اندازهگیرى مىکنند. تعداد کمى از افراد با پاهاى بلند و غیرمعمولى و با دست و بازوى کوتاه در وضعیت منفى قرار دارند. شکل تغییر یافتهٔ این آزمون این است که انعطافپذیرى به نسبت محل قرار گرفتن سرپنجههاى شخص وقتىکه بهطور مستقیم نشسته است اندازهگیرى شود (هوگر و همکاران، ۱۹۹۰).
دختران در مجموع نسبت به پسران در مفصلهاى خود انعطافپذیرى بیشترى دارند (بونن و همکاران، ۱۹۸۸؛ دینوکسی، ۱۹۷۶؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۵۵؛ سیمونز و همکاران، ۱۹۹۰). این مطلب شاید ناشى از آن باشد که تمرینهاى کششى بهطور اجتماعى بیشتر براى دختران قابل قبول و پذیرفته مىشود تا تمرینهاى شدید قدرتى و بهنظر مىرسد تعداد بیشترى از دختران در مقایسه با پسران در ورزشهائى مثل ژیمناستیک یا باله شرکت مىکنند. در این فعالیتها بیشتر بر انعطافپذیرى تأکید مىشود. البته مشارکت در برنامههاى تمرینى با تأکید بر انعطافپذیرى بهمراتب بهتر از جنسیت مىتواند در پیشبینى انعطافپذیرى مؤثر باشد.
چون استخوانها از نظر طولى رشد مىکنند و سپس عضلات را تحریک مىکنند تا در طول نمو کنند، احتمال دارد که کاهش انعطافپذیرى در طى سالهاى رشد بهطور موقت رخ دهد، بهویژه در اوایل دورهٔ نوجوانى (میشلی، ۱۹۸۴). روشن نیست که عقبماندگى رشد عضلانى به میزان قابل توجهى باعث کاهش در زمینهٔ انعطافپذیرى باشد.
قصر عشرت آباد در سال 1219 به دستور ناصرالدین شاه در محل عشرت آباد در شمال شرقی تهران و بیرون دروازه شمیران ساخته شد ساختمان تهران و بیرون دروازه شمیران ساخته شد . ساختمان کلاه فرنگی پادگان عشرت آباد که در زمان قاجار ساخته شد به صورت برجی زیبا و چهار طبقه است که دارای نمادهایی موزون است . پوشش سخت طبقه آخرین آن شیروانی است و طبقه سوم آن دارای شاه نشین آیینه کاری و مقرنس می باشد.
باغ جهان نما در شرق خیابان قرآن قرار دارد . دیوار آجری و محکم آن مربوط به دوره زندیه است با وجود کج شدن همچنان پا برجا ایستاده است . این باغ باصفا از باغهای قدیمی شیراز است که در زمان زندیه عمارتی دو طبقه به سبک کلاه فرنگی در آن ساخته شده است .در وسط باغ حوضهای سنگی زیبائی بچشم می خورد که در گذشته از آب رکن آباد پر می شده است . این باغ قابل بازدید برای عموم می باشد .
شامل 34 اسلاید powerpoint
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
نظریه متعالى بودن زبان قرآن
فهم کتاب الهى مىطلبد که زبان آن را بشناسیم . در باره زبان قرآن اختلاف نظر وجود دارد: زبان قرآن را برخى علمى و ادبى و برخى رمزى و برخى دیگر عرفى دانستهاند; اما هیچ یک از آنها درستبه نظر نمىرسد; زیرا قرآن براى همه انسانها و همه زبانها آمدهاست; حال آنکه زبان علم و ادب و رمز به گروه خاصى تعلق دارد . زبان عرف نیز از مسامحه و مبالغه خالى نیست . به علاوه در قرآن واژههایى در معناهایى وراى فهم عرف بهکار رفته است . بنابراین زبان قرآن، زبانى فراتر از همه این زبان هاست . قرآن از همه این زبانها بهره گرفتهاست . ظاهر قرآن عرفى است; ولى موضوعاتى به این قرار آن را از عرف متمایز مىسازد: 1 . ظاهر وباطن 2 . تاویل و تنزیل 3 . محکم و متشابه 4 . جرى و انطباق 5 . نظام مندى 6 . خبر از مغیبات 7 . بهکارگیرى بعضى از واژهها در معناى خاص .
کلید واژهها: زبان قرآن، متعالى بودن زبان قرآن، عرفى بودن زبان قرآن، علمى بودن زبان قرآن، رمزى بودن زبان قرآن .
1 . مقدمه
مطالبى در قرآن وجود دارد که پرسشها و ابهامهاى فراوانى را برانگیختهاست; از قبیل: حروف مقطعه; آنچه به ظاهر با علوم روز سازگار نیست; مانند: آسمانهاى هفتگانه، آفریده شدن آدم از خاک، تولد حضرت عیسى بدون پدر; امورى که با علم قابل اثبات نیست; مانند: وحى، ملک، جن، معراج پیامبر، داستان تختبلقیس و تاثیر جادو [فلق/3]، تاثیر چشم زخم، خلقت زمین و آسمان در شش روز; احکامى که با قوانین امروز بشر قابل توجیه نیست; مانند: سلطه مردان بر زنان [نساء/24]، دو برابر بودن ارث مردان نسبتبه زنان; برترى مردان بر زنان [نجم/22]، تایید بردهدارى [نحل/75; نساء/11] ; آنچه معناى ظاهرى آن با عقل سازگار نیست; مانند: آمدن پروردگار و فرشتگان صف به صف [فجر/22]، نشستن خدا بر تخت [طه/5] ; دست داشتن خدا [فتح/10]، نگاه کردن انسانها به خدا [قیامت/22 و 23] ; مواردى که وجود نوعى نقص را در قرآن به پندار مىافکند، مثل: ناپیوسته بودن ظاهرى آیات قرآن در بعضى سور، آیاتى که امورى را مناسب پیامبراسلام و قوم آن حضرت بیان کردهاست; مانند: آیاتى که مسائل خصوصى و خانوادگى پیامبر را مطرح مىکند که اینها با جهانى بودن قرآن نمىسازد; طرح مسائلى مربوط به اعراب آن زمان; مانند: تصویر نعمتهاى بهشت، شراب، حوریه و . . . که با روحیه اعراب آن روز موافق بوده است و مواردى مانند سر ترسناک داشتن شیاطین که با اوهام آنان موافقت دارد .
اختلاف برداشت و اختلاف مشرب مفسران هم مزید بر علتشده و تفسیرهاى آنان نیز این مشکلات را به طور منقح حل نکردهاست ; گروهى خواستهاند، هرنوع اختراع یا اکتشافى را از قرآن در بیاورند; مانند: تفسیر جواهر طنطاوى و گروهى مطالب ذوقى و فلسفى و عرفانى را به قرآن نسبت دادهاند; مانند فخر رازى، تفسیر زمخشرى و بیظاوى [1]. برخى گفتهاند: قرآن با فرهنگ و باورهاى خود آن مردم با آنان سخن گفتهاست; اما این توجیه درست نیست; زیرا قرآنى که براى تصحیح عقاید، فرهنگ و رسوم آمده است، نباید خودش عقاید و باورهاى آنها را تایید نموده و تقویت کند . اگر قرآن نظام برده دارى را پذیرا بود، نمىگفت: «فلا اقتحم العقبه و ما ادریک ماالعقبه فک رقبه» [بلد/14- 12] ; باز هم به عقبه تکلیف تن در نداد و چگونه توان دانست که عقبه چیست؟ آن بنده آزاد کردن است» و به حمایت از دختران فرمود: «و اذا الموؤدة سئلتباى ذنب قتلت» [تکویر/10- 9] ; اما آیه شریفه «الکم الذکر و له الانثى» [نجم/21] معنایش این است که شما که داراى چنین فکر غلطى هستید، پس چرا خدا را کوچک مىشمارید و آنچه را به غلط بىارزش مىشمارید، به خدا نسبت داده و آنچه را بهتر مىدانید، به خود نسبت مىدهید .
در هر حال، راه صحیح این است که اول ببینیم زبان قرآن چیست و سپس برآن اساس راه حلى بیندیشیم; زیرا هدف از طرح این بحث چند چیز است، از جمله: حل فهم اوصاف خدا یا هر مجرد دیگر; حل تهافتهایى که درباره قرآن مطرح شدهاست; توجیه و حل تعارض دین و علم .
2 . مقصود از «زبان قرآن»
زبان به چند معنا بهکار مىرود:
1 . روش تفهیم و تفاهم مقصود یکدیگر;
2 . اسلوب محاوره بهگونهاى که افق فهم مخاطب رعایتشود:
چونکه با کودک سر و کارت فتاد
پس زبان کودکى باید گشاد .
3 . سخن مناسب با فاهمه و فضاى فرهنگى و علمى جامعه و محیط .
زبان به معناى اخیر به اقسامى چند که در پى مىآید، تقسیم مىشود: عرفى، ادبى، علمى، فلسفى، عرفانى، نمادین، رمز و سمبلیک و . . .
آنچه در این نوشتار مورد بحث است، زبان به همین معناى چهارم است; یعنى: مىخواهیم بدانیم خداوند با چه زبانى و در چه قالب و فضایى با مردم سخن گفته است تا مشکلات مطرح شده را بر پایه آن حل کنیم .
3 . پیشینه بحث
روش تفهیم و تفاهم قرآن به نحو پراکنده از صدر اسلام مورد بحثبوده است و لکن سبک منسجمى نداشتهاست . تعابیر قرآنى از قبیل «عربى مبین» یا «لسان قومه» نیز ناظر به این موضوع بودهاست; ولى این بحثبه صورتى منسجم که در این چند ساله اخیر مطرح شدهاست، ریشه در بحث زبان دین دارد که از چند قرن قبل در غرب مطرح شده است .
بحث زبان دین در غرب پیشینهاى نسبتا طولانى دارد . «فیلون» یکى از برجستهترین چهرههاى فلسفه اسکندرانى یهودى و «سنت اوگوستینى» تئوریسین و متکلم برجسته قرون وسطایى مسیحیت، با استفاده از برخى تئوریهاى زبان شناختى، یعنى نظریه رمز و تمثیل، به حل تعارضات متون یهودى و مسیحى با مبانى نظام فلسفى ارسطویى پرداختهاند .
در باره زبان دین، چند تئورى از سوى فلاسفه غربى ارائه شده است که یه معرفى آنها پرداخته مىشود:
الف . تئورى اثبات گرایان یا پوزیتیویسم: اثباتگرایان معیار معنادار بودن گزارهها را، تحقیقپذیرى حسى مىدانند; از اینرو تمامى گزارههاى متافیزیکى و دینى را بىمعنا و غیر قابل صدق و کذب مىدانند [2].
ب . تئورى انشائى بودن گزارههاى دینى: صاحبان این نظریه مىگویند: گزارههاى دینى انشایى هستند و ناظر به خارج نیستند و از واقع خبر نمىدهند .
ویلیام الستون (1921) در این مورد مىگوید: در باب تفاوت در کاربرد محمولات در مورد خداوند و در مورد انسان، باید گفت: روشهاى مختلفى است که به کمک آنها مىتوان دریافت که این تعابیر نمىتواند در هر دو مورد دقیقا یک معنا داشته باشد; زیرا در کلام مسیحیت، خداوند به عنوان موجودى تصور مىشود که داراى وجود زمانى نیست . پس روشن است که عمل کردن خداوند به اعمالى همچون سخن گفتن، ایجاد کردن و یا بخشیدن متفاوت از عمل زمانمند و مندرج در افراد انسانى است [3].
این نظریه در پى تحول علمى غرب مطرح شدهاست . در پى این تحول بسیارى از قضایاى مسلم در کتاب مقدس از قبیل داستان خلقت انسان در اثر تعارض با دستاوردهاى علمى دستخوش ناباورى گردید . متکلمان مسیحى در برخورد با این تعارضها راهى جز این ندیدند که آیات وارد در کتاب مقدس را ناظر به واقع ندانند و خبرى نشمارند و براى آنها، یک رشته معانى انشایى، تخیلى و تمثیلى بیندیشند .
ایان باربور در این زمینه مىنویسد: از نظر نصگرایان یعنى، کسانى که به ظاهر آیات کتاب مقدس تمسک مىکردند، هیچ نوع سازشى با تکامل وجود نداشت . . . . ایشان روایت کتاب مقدس را «شاعرانه» و به معناى اذعان به اتکاى جهان به خداوند مىگرفتند . نواندیشان از این فراتر رفته و کتاب مقدس را سراسر یک سند و ساخته دستبشرى مىدانستند [4].
4 . چند نظریه در باره زبان قرآن
طى مقاله حاضر پنج نظریه در باره زبان قرآن بررسى گردیده و یکى از آنها مورد تایید قرار گرفته است، که اینک به شرح آن مىپردازیم .
4 . 1 . نقد تئورى «زبان علمى»
شاید به نظر برسد که «زبان قرآن» زبان علم است; به این جهت که در موارد فراوانى در لابلاى آیات مسائل علمى مطرح شدهاست; مانند: «و هى تمر مر السحاب» .
ولى این نظریه نمىتواند مورد قبول باشد; زیرا در هر علمى مطالب آن علم در قالب الفاظ خاصى بیان مىشود که متخصصین آن مىفهمند; حال آنکه قرآن که کتاب هدایت همه مردم است، باید قابل فهم براى همه باشد . در قرآن امدهاست: «شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن