لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 30
اخلاق و سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)
رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) کاملترین انسان و بزرگ و سالار تمام پیامبران است.
در عظمت آن حضرت همین بس که خداوند متعال در قرآن مجید او را با تعبیر «یا ایّها الرّسول» و «یا ایّها النّبی» مورد خطاب قرار میدهد و او را به عنوان انسانی الگو برای تمام جهانیان معرّفی مینماید: «لَقَدْ کانَ لَکُم فی رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»; «در] سیره و سخن[ پیامبر خدا برای شما الگوی نیکویی است.»او به حقّ دارای اخلاقی کامل و جامعِ تمام فضایل و کمالات انسانی بود.
خدایش او را چنین میستاید: «إِنّک لَعَلی خُلُق عَظیم»; «ای پیامبر تو دارای بهترین اخلاق هستی.» «وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»; «اگر تندخو و سخت دل میبودی مردم از اطرافت پراکنده میشدند.» از این رو، یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود.
در طول زندگانی او هرگز دیده نشد وقتش را به بطالت بگذراند.
در مقام نیایش همیشه میگفت: «خدایا از بیکارگی و تنبلی و زبونی به تو پناه میبرم.»، و مسلمانان را به کار کردن تحریض مینمود.
او همیشه جانب عدل و انصاف را رعایت میکرد و در تجارت به دروغ و تدلیس، متوسّل نمیشد و هیچ گاه در معامله سختگیری نمیکرد و با کسی مجادله و لجاجت نمینمود و کار خود را به گردن دیگری نمیانداخت.
او صدق گفتار و ادای امانت را قوام زندگی میدانست و میفرمود: این دو در همه تعالیم پیغمبران تأکید و تأیید شده است.
در نظر او همه افراد جامعه، موظّف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند.
میفرمود: برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم، یاری نما! اصحاب گفتند: معنی یاری کردن مظلوم را دانستیم، ولی ظالم را چگونه یاری کنیم؟ فرمود: دستش را بگیرید تا نتواند به کسی ستم کند!خواننده گرامی! از آنجا که ما در روزگار تباهی اخلاق و غلبه شهوات و آفات به سر میبریم، مناسب است که در اینجا سیمای صمیمی پیامبرانِ الهی را عموماً و چهره تابناک و حقیقتِ انسانی محمّد پیامبر اسلام را خصوصاً در تابلوی تاریخی مستند و شکوهمندی بیابیم که به حقّ در عصر ما برترین تصویر انسانی نزدیک به حقیقت از آن حضرات است. منشور سه بُعدی تاریخ، سه چهره را نشان میدهد: قیصران، فیلسوفان و پیامبران. پیامبران «سیمایی دوست داشتنی دارند، در رفتارشان صداقت و صمیمیّت بیشتر از اُبّهت و قدرت پیداست، از پیشانیشان پرتو مرموزی که چشمها را خیره میدارد ساطع است ، پرتویی که همچون «لبخندِ سپیده دم» محسوس است امّا همچون راز غیب مجهول. ساده ترین نگاهها آن را به سادگی میبینند امّا پیچیده ترین نبوغها به دشواری میتوانند یافت. روحهایی که در برابر زیبایی و معنا و راز حسّاسند، گرما و روشنایی و رمز شگفت آن را همچون گرمای یک «عشق»، برق یک «امّید» و لطیفه پیدا و پنهان زیبایی حس میکنند و آن را در پرتو مرموز سیمایشان، راز پرجذبه نگاهشان و طنین دامن گستر آوایشان، عطر مستیبخش اندیشه شان ، راه رفتنشان، نشستنشان، سخنشان، سکوتشان و زندگی کردنشان میبینند، مییابند و لمس میکنند. و به روانی و شگفتی، «الهام» در درونشان جریان مییابد و از آن پُر، سرشار و لبریز میشوند.
و این است که هر گاه بر بلندی قلّه تاریخ برآییم انسانها را همیشه و همه جا در پی این چهره های ساده امّا شگفت میبینیم که «عاشقانه چشم به آنان دوخته اند.» ابراهیم، نوح، موسی و عیسی، پیامبران بزرگِ تاریخ این چنین بوده اند ، امّا محمّد(صلی الله علیه وآله وسلم)که خاتم الانبیا است چگونه است؟«در برابر کسانی که با وی به مشاجره برمیخاستند وی تنها به خواندن آیاتی از قرآن اکتفا میکرد و یا عقیده خویش را با سبکی ساده و طبیعی بیان میکرد و به جدل نمیپرداخت.
زندگیاش، پارسایان و زاهدان را به یاد میآورد.
گرسنگی را بسیار دوست میداشت و شکیباییش را بر آن میآزمود.
گاه خود را چندان گرسنه میداشت که بر شکمش سنگ میبست تا آزارِ آن را اندکی تخفیف دهد.
در برابر کسانی که او را می آزردند چنان گذشت میکرد و بدی را به مِهر پاسخ میداد که آنان را شرمنده میساخت.
هر روز، از کنار کوچه ای که میگذشت، یهودیای طشت خاکستری گرم از بام خانه بر سرش میریخت و او بیآنکه خشمگین شود، به آرامی رد میشد و گوشه ای میایستاد و پس از پاک کردن سر و رو و لباسش به راه میافتاد.
روز دیگر با آنکه میدانست باز این کار تکرار خواهد شد مسیر خود را عوض نمیکرد.
یک روز که از آنجا میگذشت با کمال تعجّب از طشت خاکستر خبری نشد! محمّد با لبخند بزرگوارانه ای گفت: رفیق ما امروز به سراغ ما نیامد! گفتند: بیمار است.
گفت: باید به عیادتش رفت.
بیمار در چهره محمّد که به عیادتش آمده بود چنان صمیمیّت و محبّت صادقانه ای احساس کرد که گویی سالها است با وی سابقه دیرین دوستی و آشنایی دارد.
مرد یهودی در برابر چنین چشمه زلال و جوشانی از صفا و مهربانی و خیر، یکباره احساس کرد که روحش شسته شد و لکّه های شومِ بدپسندی و آزارپرستی و میل به کجی و خیانت از ضمیرش پاک گردید.
چنان متواضع بود که عرب خودخواه و مغرور و متکبّر را به اعجاب وامیداشت.
زندگیاش، رفتارش و خصوصیّات اخلاقیاش محبّت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندی اندیشه و زیبایی روح را الهام میداد.
سادگی رفتارش و نرمخویی و فروتنیاش از صلابت شخصیّت و جذبه معنویتش نمیکاست.
هر دلی در برابرش به خضوع مینشست و هر غروری از شکستن در پای عظمتِ زیبا و خوبِ او سیراب میشد.
در هر جمعی برتری او بر همه نمایان بود.»
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
کلیات استان کرمان
استان پهناور کرمان با مساحتی حدود 47/181714 کیلومتر مربع، در جنوب شرق فلات ایران واقع شده و 11 درصد از خاک کشور را در بر می گیرد و به لحاظ وسعت مقام دوم را بعد از استان خراسان حائز می باشد. از نظر موقعیت جغرافیایی بین 20 54 تا 34 59 طول شرقی و 29 26 تا 58 31 عرض شمالی قرار گرفته است. استان مذکور از شمال و شمال شرق به استان خراسان، از شرق به استان سیستان و بلوجستان، از شمال غرب و غرب به استان یزد، از جنوب غرب به استان فارس و از جنوب به استان هرمزگان محدود می گردد. این استان شبیه مثلث نامنظم بوده که قاعده آن به پهنای حدود 470 کیلومتر؛ در بخش شمالی محدوده استان قرار دارد. فاصله بین حد جنوبی و شمالی یا طول استان نیز حدود 630 کیلومتر است. شهر کرمان مرکز استان در 1038 کیلومتری جنوب شرق شهر تهران قرار دارد.
در سال 1286 ه.ش پس از تصویب قانون تشکیل ایالات و ولایات توسط مجلس؛ ایران به 4 ایالت آذربایجان، کرمان و بلوچستان، فارس و بنادر، خراسان و سیستان و 12 ولایت استرآباد، مازندران، گیلان، زنجان، کردستان، لرستان، کرمانشاهان، همدان، اصفهان، یزد، عراق عجم و خوزستان تقسیم شد.
در 16 آبان ماه سال 1316، قانون جدیدی تصویب و طبق آن ایران به 10 استان و 49 شهرستان تقسیم گردید. در این تقسیمان کرمان و مکران بعنوان استان هشتم تعیین گردیده و شامل 11 شهرستان کرمان، رفسنجان، جیرفت، سیرجان، بم بندرعباس، ایرانشهر، چابهار، زابل، زاهدان، و سراوان و 39 بخش بود.
بر اساس آخرین تقسیمات کشوری تا سال 1345، ایران به 13 استان، 6 فرمانداری کل و 138 فرمانداری تقسیم شد و کرمان نیز بعنوان یکی از استانها، دارای 6 شهرستان و 18 بخش گردید.
در سال 1355 استان کرمان به 8 شهرستان، 18 بخش، 22 دهستان، و 16 شهر و در سال 1360 به 10 شهرستان، 22 بخش و 121 دهستان تقسیم شد.
در سال 1375 تغییراتی در تعداد بخشها و دهستانهای استان بوجود آمد و با افزایش آنها، تعداد واحدهای تقسیمات کشوری استان به 10 شهرستان، 31 بخش و 141 دهستان رسید.
در سال 1376 راور که یکی از بخشهای شهرستان کرمان محسوب می شد به شهرستان تبدیل شد. وضعیت تقسیمات کشوری استان در جدول شماره 1 ارائه گردیده است.
جغرافیای طبیعی
اقلیم
بطور کلی آب و هوای استان کرمان خشک و تا فراخشک ارزیابی شده و از مشخصات بارز آن، رطوبت و بارندگی کم، تبخیر و تعریق فوق العاده زیاد و اختلاف شدید درجه حرارت در فصول تابستان و زمستان و در طول شبانه روز است. وضعیت اقلیمی نواحی مختلف استان کرمان، تحت تاثیر عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای متعددی قرار دارد. از جمله این عوامل می توان به امتداد رشته کوههای زاگرس و کوههای مرکزی واقع شدن کویر لوت درشرق، عرض جغرافیایی پایین، وسعت منطقه، زاویه تابش خورشید، فیزوگرافی منطقه، تاثیر توده های هوایی مختلف و... اشاره نمود. عوامل فوق باعث شده که اقلیم استان به سه منطقه 1) کویری وحاشیه کویری 2) گرمسیری و سردسیری 3) معتدل کوهستانی تقسیم شود.
در فصل تابستان بخش شمالی و غربی استان بیشتر تحت تاثیر توده هوای تروپیکال بری قرار دارد. منشا این توده هوا از شمال غرب و شمال است. بخش شرقی بیشتر تحت تاثیر جبهه شمال شرق بوده، که منشا آن افغانستان و کویر لوت است. توده های هوای گرم و خشک عربستان و صحرا از جنوب غرب، استان را تحت تاثیر قرار می دهند. توده های مرطوب اقیانوس هند نیز از جنوب شرق وارد منطقه می شوند.
بارندگیهای استان در اثر چهار منشا متفاوت و گاهی متداخل با هم ایجاد می شود که به ترتیب عبارتند از:
الف- بارندگیهای جبهه ای وابسته به سیکلونهای غربی: منشا عمومی بارندگیهای این استان، جریانات مرطوبی است که همراه با مرکز کم فشار در جهت عمومی غرب به شرق به مدت 7 ماه از سال (از اواسط مهرتا اواسط اردیبهشت) از سه جهت به این منطقه می رسند:
جبهه مدیترانه ای که از سمت دریای مدیترانه می آید.
منشا جبهه دون از اقیانوس اطلس شمالی (اسکاندیناوی) است.
بخش دیگر این سیکلون پس از عبور از دریای سرخ و خلیج فارس (به نام سودانی) از جنوب غرب نفوذ می نماید.
ب- بارندگیهای اوروگرافیک (کوهستانی): افزایش ارتفاع در کوههای مرکزی استان سبب افزایش میزان بارندگی می شود. البته باید توجه داشت که میزان بارندگی در بخش شرقی استان در مقایسه با غرب آن بسیار کم است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
تعریف:
شاه بلوط اسپانیایی یک درخت تنومند و ستایش برانگیز یست که بلندی آن می تواند به 100 پا (5/30 متر) برسد که تاج آن تقریبا نصف طول آنرا می پوشاند درختان خیلی پیر ممکن است تنه ای به قطر بیشتر از 10 پا داشته باشد. برگهای دراز نای بیضی شکل آن به طول 8 اینچ رشد می کند و دارای دندانه های حاشیه ای درشت و رگه هایبرجسته هستند. گل های آن گل های دم گربه ای خوش نما میخ مانند کرم- زرد رنگ هستند. میوه آن میوه ای زبر و خاردار که 5-1 مغز دارد که هر کدام 1-5/0 اینج قطر دارد. موجودات ذره بینی خاکهای زراعتی یک میوه خارداری را عرضه می کنند که یک مغز بزرگ وشیرینی دارد که آنرا در زبان فرانوسی marros می نامند. موجودات ذره بینی خاکهای زراعتی انتخاب شده برای تزیین شامل Albomarginate با برگهایی دارای حاشیه سفید هستند و Aspleniifolia با برگهایی پر مانند و دارای برشهای عمیق هستند.
موقعیت:
احتمالا شاه بلوط اسپانیایی در اصل بومی آسیایی غربی بوده – از ایران تا کشورهای بالکان. این درخت برای بیشتر از 3000 سال کشت شده و امروزه در طبیعت واقع است یا افزایش طبیعی روند جمعیت در سراسر جنوب اورپا، شمال آفریقا و جنوب غربی آسیا اسم عام آن احتمالا از این حقیقت که قسمتی از بهترین شاه بلوط های وارد شده به اروپا از اسپانیا اشتقاق یافته است.
فرهنگ:
شاه بلوط اسپانیایی نسبت به آفت بلوط این مرض قارچی که منهدم کننده که تقریبا از زمان 1900 از آسیا به آمریکا شمالی وارد شده، حساس و آسیب پذیر است و در ظرف 40 سال همه بلوطهای بالغ آمریکا شمالی را بر روی این قاره کشته است. شاه بلوط اسپانیایی به اندازه بلوط آمریکایی نسبت به آفت بلوط آسیب پذیر نسیت و ظاهرا این مرض نمی تواند تابستانهای خنک و مرطوب شمال اروپا، انگلیس را تحمل کند. به دلیلی آفت بلوط شاه بلوط اسپانیایی را تقریبا همه جا در آمریکا شمالی می کشد ولی به ندرت در اروپا چنین اتفاقی می افتد.
اگر می خواهید بلوط در آمریکا شمالی کشت کنید به بلوطهای آفت- مقاوم مانند بلوط ژاپنی، بلوط چینی و دورگه هایی که نسبت به آفت بلوط مقاوم هستند محدود هستید.
نور: آفتاب کامل (زیاد)
رطوبت:
شاه بلوط اسپانیایی پس از مستقر شدن در مقابل خشک سالی مقاوم هستند. این بلوط در خاک خوب آب کشیده شده و شنی بهتر به عمل می آید و در مقابل خاک های اسیددار مقاوم است. اگر در زمان نهال بودن شاه بلوط اسپانیایی محیط خیلی خشک باشد. این درخت بوته باقی می ماند و به اندازه درخت در نمی آید.
نیرومندی:
ناحیه USDA 5 الی 7.
نحوه پخش:
عموما شاه بلوط ها با شکوفه کردن و یا بوسیله پیوند زدن ته ساقه های جوانه های درخت پخش می شوند این جوانه ها از طریق بذر افشانی تولید می شوند. دانه های خشک شده احتمالا نمی تواند سبز شود.
کاربرد: شاه بلوط اسپانیایی یک درخت سایه بزرگ و باشکوهی برای پارکها، املاک و خیابانها است. در زمان شکوفایی خیلی خوش نما و زیباست، در انگلستان و بیشتر این قاره رایج است. بلوط ها دارای گل های نر و ماده بر روی یک درخت هستند. ولی ا«ها خیلی خود- ناسازگار هستند بنابر این دست کم دو درخت نیاز دارید تا مغزحاصل شود.
ویژگی ها:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن .doc :
شأن نزول برخی آیات وسوره ها
آنچه در مورد شأن نزول گفته میشود، مربوط به آیات است و در مورد سوره ها شأن نزول کمتر ذکر شده؛ زیرا معمولاً آیات در زمانها و موارد مختلف نزول شده است به خصوص آن که در بعضی از سوره هابعضی از آیات آن در مکه و برخی در مدینه نازل شدهاند؛ بنابراین چنین سورههایی اصولاً شأن نزول واحدندارند، مگر آن که از سوره های کوچک باشند که در یک زمان و به یکباره نازل شده باشند. در این صورت میتوان به دنبال شأن نزول بود. یا این که مقصود از شأن نزول سوره، شأن نزول آیات اولیه آن باشد
شأن نزول و محتوای سوره فجر
سورة فجر در مکه بر پیامبر نازل شده. این سوره دارای آیه هایی کوتاه اما تکان دهنده و با انذارهای بسیار می باشد.در ابتدای سوره به قسم های متعددی بر می خوریم که بی سابقه است. این نوع قسم ها مقدمه ای برای تهدید انذار طاغوتیان به عذاب الهی می باشد. بخش دیگری از این سوره به بعضی از اقوام عصیان گر پیشین، چون قوم عاد و ثمود و فرعون و انتقام شدید خداوند از آنان، اشاره کرده است، تا موجب عبرت دیگران شود.در بخش سوم آن اشارة کوچکی به امتحان و آزمایش انسان شده است و از کوتاهی او در اعمال نیک و خیر انتقاد می شود.بالاخره در قسمت انتهایی سوره سخن از معاد و سرنوشت کافران، نیز پاداش مؤمنانی است که به نفس مطمئنّه رسیده اند. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: کسی که سورة فجر را در شب های دهگانه (ده شب اوّل ذی الحجه) بخواند، خداوند گناهان او را می بخشد و کسی که در سایر بخواند، نور و روشنایی برای روز قیامتش خواهد بود.[1]سورة والفجر به خاطر دو مشخصه مورد سؤال قرار می گیرد:
شأن نزول آیه تطهیر
پیامبر اکرم(ص) روزی در مدینه به منزل حضرت فاطمه(س)تشریف برده، فرمودند: دخترم عبای مرا بر بدنم بینداز تا قدری استراحت کنمبعد از مدتی حضرت علی(ع)، امام حسن و حسین(ع)، فاطمه(س) کنار آنحضرت جمع شدند. جبرئیل از طرف خدا آیه تطهیر را بر آن حضرت آورد. خداوند در این آیه میفرماید: ای پیامبر! خداوند اداره کرده است تاپلیدی و ناپاکی و آلودگی ظاهری و باطنی(گناه) را از شما بردارد و شما را پاکو منزه قرار داده است. از این آیه استفاده میشود که آنان معصوم اند و در تمام عمر از هر گونه آلودگی و خطا پاک میباشند
در اهمیت شناخت اسباب نزول یا شان نزول باید گفت : همان گونه که می دانیم قرآن , تدریجی و در مـنـاسـبت های مختلف نازل شده است بر حسب اقتضا اگرحادثه ای پیش می آمد یا مسلمانان دچار مشکلی می شدند, یک یا چند آیه و احیانایک سوره برای رفع مشکل نازل می گردید پر واضح اسـت کـه آیـات نـازل شده در هرمناسبتی , به همان حادثه و مناسبت نظر دارد پس اگر ابهام یا اشـکـالـی در لـفـظ یـامعنای آیه پدید آید, با شناخت آن حادثه یا پیش آمد, رفع اشکال می کرد در نـتـیـجـه برای دانستن معنا و تفسیر کامل هر آیه , باید به شان نزول آن رجوع کرد تا کاملاموضوع روشن شود پس شان نزول می تواند قرینه ای باشد تا دلالت آیه را تکمیل کند و بدون آن , دلالت آیه نـاقص می ماند مثلا در مورد آیه «ان الصفا و المروة من شعائراللّه فمن حج البیت اواعتمر فلا جناح عـلیه ان یطوف بهما»[1] اشکال شده است که سعی میان دو کوه صفا و مروه در حج و عمره از ارکان است , چرا به لفظ «لاجناح »[2] تعبیر شده است ؟ معنای ظاهری آیه چنین است : گناهی نیست که میان آن دو کوه سعی نمایید این عبارت جواز را می رساند نه وجوب را ولی با مراجعه به شان نزول آیه روشن می شود که این عبارت برای رفع توهم گـنـاه آمـده است , زیرا پس از صلح حدیبیه درسال ششم هجری مقرر شد که پیامبر اکرم (ص ) و صحابه سال بعد برای انجام مراسم عمره به مکه مشرف شوند و در این قرار داد چنین آمده بود که به مدت سه روز مشرکان بت های خود را از اطراف بیت و هم چنین از روی کوه صفا و مروه بردارند تـا مسلمانان آزادانه مراسم طواف و سعی را انجام دهند پس از گذشت سه روز بت ها برگردانده شـد بـرخـی از مـسـلمانان به عللی هنوز مراسم سعی را انجام نداده بودند و با بازگرداندن بت ها, چـنـیـن گمان بردند که با وجود بت ها, سعی میان صفا و مروه گناه است آیه مذکور نازل شد تا مـسلمانان از سعی خودداری نکنند, زیرااساسا سعی از شعائر الهی است و وجود بت ها امر عارضی اسـت و بـه آن زیـان نـمـی رساند[3]لذا مفهوم این آیه با مراجعه به شان نزول کاملا واضح و روشن می شود و مساله جواز یا وجوب سعی در کار نیست , بلکه صرفا «دفع توهم منع» است یعنی با وجود بت ها منعی از انجام سعی نیست پس شناخت اسباب نزول نقش اساسی در فهم و پی بردن به معانی بسیاری از آیات ایفا می کند.[4] راه شـناخت و پی بردن به اسباب نزول بسی دشوار است , زیرا پیشینیان در این زمینه مطلب قابل تـوجـهـی ثبت و ضبط نکرده اند, جز اندکی که کاملا چاره سازنیست شاید یکی از علل عدم ضبط دقیق این بود که خود به وضع آشنا بودند ودیگر نیازی نمی دیدند که معلومات و مشاهدات خود را بـه عنوان سند برای آینده ثبت کنند بعدها روایاتی در این زمینه فراهم شد که بیش تر دارای ضعف سند و غیرقابل اعتماد بوده و احیانا اعمال غرض در کار وجود داشته است به ویژه در دوران تاریک حکومت بنی امیه که از روی غرض ورزی , آیات بی شماری با تنظیم شان نزول های ساختگی , طبق دل خـواه تفسیر و تاویل شده است از امام احمدبن حنبل دراین باره نقل شده : «سه چیز اصل و پایه درسـتـی نـدارد: روایـاتی که درباره جنگ های صدر اسلام ثبت شده , روایاتی که درباره فتنه های آخرالزمان گفته شده و روایاتی که درباره تفسیر و تاویل قرآن آورده اند» امام بدرالدین زرکشی از بـرخی محققین نقل می کند: «مقصود بیش ترین روایات در این باره قابل اعتماد نیست , نه این که هـمـه آن هـا قـابـل اعتماد نباشند»[5] معروف ترین کسی که در این باره روایاتی جمع آوری کرده است , ابوالحسن علی بن احمد واحدی نیشابوری (متوفای468 )است که جلال الدین سیوطی (مـتـوفای911 ) بر او خرده گرفته و می گوید که درفراهم کردن روایات ضعیف همت گماشته , صـحیح و سقیم را به هم آمیخته وبیش تر روایات خود را از طریق کلبی از ابی صالح از ابن عباس آورده اسـت کـه جـداواهـی و ضـعـیف است [6] سپس خود سیوطی در این زمینه رساله ای نـگـاشـتـه بـه نام لباب النقول (برگزیده های منقول ) که خود نیز در انتخاب روایات ازروایت های ضعیف , مصون نمانده است مثلا درباره آیه «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم به و لئن صبرتم لـهو خیر للصابرین , و اصبر و ما صبرک الا باللّه و لا تحزن علیهم و لاتک فی ضیق مما یمکرون , ان اللّه مـع الـذیـن اتقوا و الذین هم محسنون »[7] نوشته است که پیامبر(ص ) آن گاه که بر سر نـعـش حمزه ایستاد و او را بدان حالت زار یافت ,فرمود: «لامثلن بسبعین منهم مکانک , هرآینه با هـفـتـاد نفر از آنان (قریش ) همان کنم که با تو کردند ـ بریدن گوش و بینی و پاره کردن شکم » آن گاه جبرئیل این آیات رانازل نمود و او را از این کار منع کرد[8] در حالی که سوره نحل از سـوره هـای مـکـی است سال ها پیش از جنگ احد که در مدینه در سال چهارم هجرت اتفاق افتاد, نازل شده است به علاوه از مقام پیامبر(ص ) که تربیت شده آیین اسلام است و هم واره عدل و انصاف را در زنـدگـی خـود پیش گرفته , کاملا به دور است که چنین اندیشه ناعادلانه ای را به خود راه دهـد آری آیـات فـوق در مـکه موقعی که مسلمانان موردشکنجه کفار بودند نازل شد که هرگز تجاوز نکنید و بهتر است شکیبا باشید.[9] سبب نزول یا شان نزول . چـه فـرقی میان این دو عبارت وجود دارد؟ بیش تر مفسرین فرقی میان این دوقایل نشده اند و هر مـنـاسـبـتـی را کـه ایجاب کرده است آیه یا آیه هایی نازل شود, گاه سبب نزول و گاه شان نزول گفته اند در صورتی که میان این دو عبارت فرق است , ازاین جهت که شان نزول اعم از سبب نزول اسـت هرگاه به مناسبت جریانی درباره شخص و یا حادثه ای , خواه در گذشته یا حال یا آینده و یا دربـاره فـرض احـکـام , آیه یاآیاتی نازل شود همه این موارد را شان نزول آن آیات می گویند, مثلا مـی گـویـنـد کـه فـلان آیـه درباره عصمت انبیا یا عصمت ملائکه یا حضرت ابراهیم یا نوح یا آدم نازل شده است که تمامی این ها را شان نزول آیه می گویند اما سبب نزول , حادثه یاپیش آمدی است کـه مـتـعـاقـب آن , آیـه یا آیاتی نازل شده باشد و به عبارت دیگر آن پیش آمد باعث و موجب نزول گردیده باشد لذا سبب , اخص است و شان اعم . تنزیل و تاویل در اصـطلاح سلف , تنزیل بر مورد نزول گفته می شود این مورد می تواند یک واقعه خاص باشد که آن واقـعـه سبب نزول آیه شده است ولی تاویل مفهوم عامی است که از آیه برداشت می شود و قابل انـطـباق بر جریانات مشابه است در برخی تعابیر به این دو اصطلاح ظهر و بطن نیز گفته می شود کـه ظـهـر همان تنزیل و بطن همان تاویل است , زیرا ظاهر آیه همان مورد نزول را می رساند و در بـطن آیه مفهوم گسترده تری نهفته است فضیل بن یسار درباره حدیث معروف «مافی القرآن آیة الا ولها ظهر و بطن » که از پیامبر اکرم (ص ) نقل شده است , از امام صادق (ع ) سؤال کردحضرت در جـواب فـرمـود: «ظهره تنزیله و بطنه تاویله , منه ما قد مضی و منه مالم یکن , یجری کما تجری الـشمس و القمر,[10] ظهر همان مورد نزول آیه است و بطن تاویل آن (که موارد قابل انطباق را شـامل می شود) برخی در گذشته اتفاق افتاده و برخی هنوز نیامده است قرآن (پیوسته زنده و جـاویـد و قابل بهره گیری است و) مانند آفتاب و ماه در جریان است » در حدیث دیگر می فرماید: «ظـهـر القرآن الذین نزل فیهم و بطنه الذین عملوا بمثل اعمالهم ,[11] ظهر, کسانی را در بر مـی گـیـرد کـه آیه درباره آنان نازل شده است و بطن کسانی را شامل می شود که کرداری مانند کردارآنان داشته باشند». استفاده فقهی از شان نزول و تنزیل و تاویل . فـقها و دانش مندان اسلامی با توجه به سبب و شان نزول و ظهر و بطن آیات ,قاعده ای را به دست آورده انـد و بـا تـمـسک به آن قاعده , احکام را استنباط می کنندآن قاعده عبارت است از: «العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص المورد, اعتبار به گستردگی لفظ است , نه خصوصیت مورد» یعنی یک فـقـیه دانا و توانا باید خصوصیات مورد راکنار بگذارد و از جنبه های عمومی لفظ بهره بگیرد البته جـنبه های خصوصی برای فهم دلالت کلام مفید است , ولی انحصار را نمی رساند, زیرا احکام الهی پـیـوسـتـه هـمگانی بوده و در همه زمان ها جریان دارند اینک دو نمونه از آیات را می آوریم که در روایات , جنبه کلی آن بررسی شده و مورد استفاده قرار گرفته است :. نمونه اول : در سوره بقره چنین آمده است : «و للّه المشرق و المغرب فاینما تولوافثم وجه اللّه ان اللّه واسـع عـلـیـم »[12] ایـن آیـه از آیاتی است که دارای ظهر و بطن (تنزیل و تاویل ) است که با راه نـمایی امام معصوم جنبه عمومی آن روشن شده است این آیه در ظاهر با آیاتی که ایجاب می کند حـتـمـا رو بـه کـعـبه نماز بخوانیدمنافات دارد, ولی با مراجعه به شان نزول , این تنافی بر طرف می شود. شان نزول آیه چنین است : یهودیان به مسلمانان اعتراض می کردند که اگر نمازگزاردن به سوی بیت المقدس حق است , آن گونه که تا کنون عمل می شد پس تحویل آن به سوی کعبه باطل است و اگـر رو به سوی کعبه نماز خواندن حق است ,پس بطلان آن چه تا کنون خوانده شده
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 29
اخلاق و آداب دانشجویی
سرآغاز :
اگر مجموعه معارف و تعالیم اسلامی را به درختی ریشه دار و پر شاخه و برگ تشبیه کنیم . آموز ه های اعتقادی به منزله ریشه ، احکام و موازین فقهی ، بسان شاخ و برگ و اخلاق به مشابه میوه آن درخت خواهد بود . به دیگر سخن هدف نهایی و غایت قصوای دین بر طرف کردن کاشی های رفتاری و درمان بیماری های نفسانی و پرورش انسان کامل و در نتیجه بر پایی جامعه ی مطلوب و برخوردار از موازین صحیح اخلاقی است چنانکه در حدیثی معروف از پیامبر ( ص ) امده است : * انما بعثت لاتتم مکارم الاخلاق *
بی گمان من به پیامبری مبعوث شدم تا مکارم اخلاقی را به اتمام رسانم.
مقوله ی اخلاق در اسلام از چنان جایگاهی برخوردار است که بر اساس یکی دیگر از احادیث نبوی , خلق نیک , نیمی از دین است . بر اساس این واقعیت بر تمامی اقشار جامعه ی اسلامی است در تربیت نفس و تهذیب اخلاق سعی بلیغ کنند و با بهره گیری از اموزه های قرانیو منابع سرشار روایی و با تاسی بر نقش و سیره ی پیشوایان دین و بزرگان اخلاق رفتار فردی و جمعی خودرا ان چنان که مطلوب صاحب شریعت است سامان بخشد . در این میان باید به دانشجویان با اهتمامی ویژه نگریست زیرا از یک سو شاهد اثر پذیری خانواده ها و دیگر جوانان به خصوص دانش اموزان از این قشر هستیم و از سوی دیگر این جمعیت مدیران و کارگزینان اینده خواهند بود و بی گمان منش و اخلاق انان نقش تعیین کننده در تعالی یا انحطاط جامعه در ابعاد گوناگون ان خواهد داشت .
بخش اول : کلیات
تعریف اخلاق :
اخلاق واژه ی عربی و جمع خلق است که در لغت به معنای عادی , طبع و سجیه می باشد . ودر اصطلاح به مجموعه ای از ملکات نفسانی و صفات پایدار روحی اطلاق می شود . بنابر این می توان گفت : علم اخلاق علمی است که کمالات و کاستی های نفسانی و به تعبیر دیگر فضایل و رذایل اخلاقی را تعیین می کند و شیوه ی تحصیل فضایل و چگونگی مبارزه با رذایل را نشان می دهد .
افراط و تفریط در ابراز عواطف :
عواطف لطیف انسانی انگاه می تواند سرچشمه ی ملکات نفسانی باشد و در خدمت رشد و تعالی اخلاقی جامعه قرار گیرد که از افات افراط و تفریط مصون بماند و به دیگر سخن در مورد بی توجهی ماقع نشود و از دخالت بی جای ان نیز جلوگیری به عمل اید . بر خلاف جامعه ی ماشینی غرب که در ابراز عواطف دچار تفریط شده است در برخی دیگر از جوامع شاهد افراط و زیاده روی در این زمینه و دخالت دادن بی جا و نسنجیده ی ان در امور هستیم . با توجه به این واقعیت ضروری به نظرمی رسد محدوده ی عواطف تعیین شده حدود ان مشخص گردد.
بخش دوم ,فصل اول : اخلاق و اداب دانشجو با خود
شناخت جایگاه دانشجویی :
دریغ ایدت هر دو عالم خریدن اگر قدر نقدی کرداری بدانی
در میان انچه که می توان به عنوان شرایط استفاده ی مطلوب از مقطع کوتاه دانشجویی از بیشترین اهمیت برخوردار است . این امر از یک سو موجب سعی و تلاش در خور و دوری از بطالت و تضییع عمر می شود و از سوی دیگر فکر و اندیشه را در رسیدن به اهداف و مقاصد متعالی جهت و سامان بخشید .
سکوت ممدوح :
صدف وار باید زبان در کشیدن گروقتی که حاجت بود در چکانی
رفتار پسندیده ای که می توان یاری رسان حالت مراقبه باشد و محاسبه را تسهیل نماید سکوت بجا و پرهیز از سخن بی فایده است این قصم سکوت از مصادیق بارز کنترل زبان است که مفاسد اخلاقی بزرگی مانند دروغ , بهتان , غیبت, شماتت , استهزا, ناسزاگویی و ... همه در فقدان ان انجام می گیرد افزون بر این دم فرو بستن و در خود فرو رفتن ساز خود شناسی و از مایه های بزرگ اندیشه روحی دارد .
قوت نفس :
استحکام و نیرو مندی دل و صلابت نفس از محاسن و فضایل بزرگ اخلاقی است که خود می تواند خاستگاه و سرچشمه بسیاری دیگر از فضایل مانند عزت نفس , شجاعت, ازاد منشی, وقار و ... باشد چنان که بسیاری از کاستی ها و رذایل اخلاقی مانند دون همتی , ذلت پذیری , ترس و ... نیز از فقدان این صفت ناشی می شود . این فضیلت بزرگ نه تنها زمینه ساز رشد و تکامل روحی و سازمان دهی اخلاق است در دستیابی به مدارج عالی علمی و مقامات فاخر اجتماعی نیز نقش اساسی دارد . اگر چه ممکن است این صفت با درجات پایین و ابتدایی ان در بسیاری افراد یافت شود ولی بی گمان شمار اندکی برخوردار از مراقبت عالی ان هستند .
اطمینان قلب :
اطمینان قلب که از اثار قوت نفس و خود از ملکات ارزشمند اخلاقی است از راه افزایش میزان اگاهی و معرفت و ذکر و یاد خداوند حاصل می شود . نقش معرفت و شناخت زدودن , تشویق و تردید از ساحت فکر و اندیشه و راسخ شدن باورها و استحکام پایه های عقیدتی است . ذکر و یاد الهی نیز موجب میشود انسان در کوران حوادث و رخدادهای ناگوار دچار حزن و اندوه نشده خود را نبازد . برخورداری از اصول فکری ثابت و اتخاذ مواضع هماهنگ و یکسان در عرصه های مختلف فرهنگی , سیاسی و... از اثار قوت نفس و اطمینان خاطر است .
ازاد منشی :
از کمالات اخلاقی خدا باوران , حریت و ازاد منشی در عرصه ی اندیشه و عمل است این صفت نیز مانند دیگر صفات اخلاقی , در نتیجه ی افزایش معرفت و به موازات مراقبت نفسانی نیرومند و متکامل می شود تاجایی که انسان از همه ی امیال و تعلقات پست مادی ازاد می شود و به چیزی جز رضای محبوب نمی اندیشد .
فصل دوم , بخش دوم :
عجب و خود بینی :
عجب و خود پسندی ان است که به سبب کمال که در خور بیند خوشتن را بزرگ شمارد خواه ان کمال را داشته باشد و خواه نداشته باشد و اعم از اینکه ان صفتی که داراست و به ان می بالد در واقع کمال باشد یا نباشد . تفاوت این صفت با کبر این است که متکبر خود را بالاتر و برتر از