لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن .doc :
دین مجوس :
دین مجوس ، همان آئین زردشتی است که در ایران قبل از اسلام دین رسمی مردم بوده است و البته در هندوستان نیز بطور چشمگیری در بین مردم شیوع داشته است ، و فعلاَ هم در هر دو کشور ـ ایران و هندوستان و بعضی از کشورهای دیگر نیز پیروان فراوانی دارد.
برخی از دانشمندان معتقدند : دین زرتشت ابتدا یک آئین توحیدی و یگانه پرستی بوده است ، و زردشت با زحمات طاقت فرسائی را که متحمل گردید و با کوشش فراوانی را که از خود نشان نداد ، آثار شرک و دوگانه پرستی را که از دیر زمانی در بین مردم ایران معمول بود از میان برد.
ولی از نظر اینکه در متون کتب دینی زردشتی همه جا بطور واضح از دو اصل (خیر و شر) و دو فاعل ـ یزدان و اهریمن ـ که هر دو ضد یکدیگر می باشند ،
سخن به میان آمد ، بسیار مشکل است بر انسان که بتواند ادعا بالا را بپذیرد !
فیلیسین شاله در کتاب « تاریخ مختصر ادیان بزرگ در صفحه 210 » می نویسد : « از نظر فلسفس مزدیسنا طرفدار اصالت دو گانگی است در مقابل اصل نیکی ، اصل بدی « انگر امینو » است که زیان می رساند. و « اهریمن » مشهور است ، در بعضی از مدارک در جوهر وجود اهورا مزدا دو اصل متمایز قرار دارد ن یکی اندیشه نیک و آفریننده حیات است و دیگری ترس و مرگ است که از وجود قادر متعال جدا گشته و بصورت اهریمن جلوه گر می گردد.
مؤلف کتاب ( جاهلیت و اسلام ) بعد از این که می گوید : و داریوش اول (521 ق م ) که یکی از سلاطین هخامنشی می باشد نیز همچون خلقی کثیر به این آیین ( یعنی آئین زردشتی ) گرویدند ، آنگاه در صفحه 34 کتاب نامبرده مینویسد : « اما هنوز از عمر این شریعت قرنی کامل نگذشت که بر اثر عوامل مختلف از مجرای یکتا پرستی و توحیدی خارج و در مجاری « ثنویت » یا دوگانه پرستی قرار گرفت و کم کم پرستش« امشاسپندان » ـ یعنی منزّهان ابدی ـ یا خدایان ششگانه ( خدای حیوانات اهلی و سفید و خدای آتش ، و خدای فلزات ، و خدای زمین ، و خدای آبها و نباتات و خدای سیارات و ثوابت فلکی ) که در آغاز همچون رب النوعها یا فرشتگان موکل و مدبر ، آئین ها و ادیان دیگر ، مورد تقدیس بوده ، اما کم کم از تقدیس به پرستش رسیده ـ و نیز به پرستش خداوندان کوچکتر از « امشاسپندان » یعنی یازاتها یا یزدانها که شمارة آنها زیاد است معتقد شدند …»
یکی از مسائلی که در آئین مجوس ـ و زردشتی ـ مطرح است مسئله آتش پرستی و تاسیسات آتشکده ها می باشد .
زرتشتیان در معبدگاه های خودشان جایگاه مخصوصی را برای آتش و نگاهداری آن اختصاص داده و در مقابل آن به عبادت و کرنش می پردازند ن و در مواقع بروز سوانح و پیش آمدها خودشان را در پناه آن قرار می دهند .
بعضی از دانشمندان زردشتی در مقام معذرت بر آمده میگویند : این عمل یعنی کرنش در مقابل آتش ـ برای این است که چون آتش مظهر تجلّی ذات حق است لذا مردم ما ، رو در روی آن به عبادت می پردازند .
ولی چنانچه واضح است : این توجیه مشکل را حل نمی کند زیرا اولا سایر موجودات نیز مظهر ذات حق می باشند « وفی کل شی له آیه نذل علی انه واحد » و ثانیاً علی فرض صحت این توجیه ، این عمل خود کاشف از یک نوع ثنویت و دوگانه پرستی آشکاری می باشد که ادیان توحیدی هرگز آنرا تایید نمی نمایند .
دانشمندان معاصر مانند پور داود ـ با جدیت فراوان می کوشند تا موضوع ثنویت را از ساحت مذهب زرتشتی بزدایند ، و برای هر یک از آتش پرستی و خورشید و ماه نیایشی ، توجیهاتی را به میان بیاورند ، و مخصوصاً نسبت به دو عامل خیر و شر ـ بنام اهورامزدا، و اهریمن ، میگویند : نه اینست که اهریمن در مقابل اهورامزدا به ضدیت قد علم کرده باشد ، نه بلکه آن در مقابل یکی از مظاهر اهورا مزدا کار شکنی می نماید .
گرچه این توجیهات ـ و مخصوصاً توجیه اخیر ـ تا اندازه ای به حل مشکل کمک می کند ، ولی مشکل اصلی ، محتویات کتاب « اوستا » می باشد که از موارد بطور واضح و صریح اهورامزدا را مبدا و خالق خیر و روشنی معرفی می کند و در مقابل آن یک نیروی دیگری بنام « انگرا مینو یا اهریمن » قرار می دهد که آن آفرینندة شر و تاریکی می باشد . و از لحاظ اینکه این دو مبدا هر یک بطور مستقل در مقابل یکدیگر قرار می گیرند ، لذا انسان با هیچگونه توجیهی نمیتواند به توحیدی بودن این آئین اذعان نماید ؟ .
شخصیت زردشت
شخصیت زردشت و گذارشات احوال او را باید از دیدگاههای مختلف مورد توجه قرار دهیم ، 1ـ وجود تاریخی زردشت 2 ـ تاریخ تولید زردشت 3 ـ جایگاه تولید و محل تبلیغات زردشت 4 ـ موضوع زردشت ، مشروح مطلب :
الف ـ وجود تاریخی زردشت
گرچه بنظر مشکل می رسد : کسی بتواند در وجود تاریخی شخصیتی مانند زردشت ـ که تقریباً شهرت جهانی دارد ـ تشکیک بنماید ولی مع ذلک در کلمات بعضی از دانشمندان مطالبی دیده می شود که انسان را در این خصوص مردد میسازد !
« فیلیسین شاله » در کتاب « تاریخ مختصر ادیان بزرگ ص 209 » در این مورد مینویسد : « و وجود تاریخی او « زردشت » محلّ اختلاف و اعتراض است مفسر فرانسوی اوستا ، « جیمز دار مستتر » از زردشت خدایی می سازد و او را تظاهر هوم ، بشکل انسان میداند « کرن هلندی » او را افسانه ای منسوب به خورشید میشناسد . با وجود این آثاری موجود است که وی را شخصیت تاریخی میدهد !
« سودر بلوم » می نویسد : آئین اوستا خود به خود بوجود نیامده بلکه دارای مؤسس است که از آن طریق مندرجات اوستا را با کیش قدیم آریایی و آئین شرک ایران مقایسه میکند …
سپس شاله ، در ادامه گفتارش می گوید : در هر حال موضوع دانش تاریخ مسلّم نیست ، معمولاً این رای رایج است که زرتشت میان قرن هفتم و ششم قبل از میلاد بوده است » .
ب ـ تاریخ تولد زرتشت :
تاریخ تولد زرتشت به درستی معلوم نیست و چنانچه دیدیم « شاله » رای رایج را در این مورد میان قرن هفتم و ششم قبل از میلاد معرفی میکرد ، و علامه نوری در کتاب ( جاهلیت و اسلام ) تولد زرتشت را مابین قرنهای ششم تا یازدهم قبل از میلاد مسیح حدس زده است . و در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن .doc :
دین مجوس :
دین مجوس ، همان آئین زردشتی است که در ایران قبل از اسلام دین رسمی مردم بوده است و البته در هندوستان نیز بطور چشمگیری در بین مردم شیوع داشته است ، و فعلاَ هم در هر دو کشور ـ ایران و هندوستان و بعضی از کشورهای دیگر نیز پیروان فراوانی دارد.
برخی از دانشمندان معتقدند : دین زرتشت ابتدا یک آئین توحیدی و یگانه پرستی بوده است ، و زردشت با زحمات طاقت فرسائی را که متحمل گردید و با کوشش فراوانی را که از خود نشان نداد ، آثار شرک و دوگانه پرستی را که از دیر زمانی در بین مردم ایران معمول بود از میان برد.
ولی از نظر اینکه در متون کتب دینی زردشتی همه جا بطور واضح از دو اصل (خیر و شر) و دو فاعل ـ یزدان و اهریمن ـ که هر دو ضد یکدیگر می باشند ،
سخن به میان آمد ، بسیار مشکل است بر انسان که بتواند ادعا بالا را بپذیرد !
فیلیسین شاله در کتاب « تاریخ مختصر ادیان بزرگ در صفحه 210 » می نویسد : « از نظر فلسفس مزدیسنا طرفدار اصالت دو گانگی است در مقابل اصل نیکی ، اصل بدی « انگر امینو » است که زیان می رساند. و « اهریمن » مشهور است ، در بعضی از مدارک در جوهر وجود اهورا مزدا دو اصل متمایز قرار دارد ن یکی اندیشه نیک و آفریننده حیات است و دیگری ترس و مرگ است که از وجود قادر متعال جدا گشته و بصورت اهریمن جلوه گر می گردد.
مؤلف کتاب ( جاهلیت و اسلام ) بعد از این که می گوید : و داریوش اول (521 ق م ) که یکی از سلاطین هخامنشی می باشد نیز همچون خلقی کثیر به این آیین ( یعنی آئین زردشتی ) گرویدند ، آنگاه در صفحه 34 کتاب نامبرده مینویسد : « اما هنوز از عمر این شریعت قرنی کامل نگذشت که بر اثر عوامل مختلف از مجرای یکتا پرستی و توحیدی خارج و در مجاری « ثنویت » یا دوگانه پرستی قرار گرفت و کم کم پرستش« امشاسپندان » ـ یعنی منزّهان ابدی ـ یا خدایان ششگانه ( خدای حیوانات اهلی و سفید و خدای آتش ، و خدای فلزات ، و خدای زمین ، و خدای آبها و نباتات و خدای سیارات و ثوابت فلکی ) که در آغاز همچون رب النوعها یا فرشتگان موکل و مدبر ، آئین ها و ادیان دیگر ، مورد تقدیس بوده ، اما کم کم از تقدیس به پرستش رسیده ـ و نیز به پرستش خداوندان کوچکتر از « امشاسپندان » یعنی یازاتها یا یزدانها که شمارة آنها زیاد است معتقد شدند …»
یکی از مسائلی که در آئین مجوس ـ و زردشتی ـ مطرح است مسئله آتش پرستی و تاسیسات آتشکده ها می باشد .
زرتشتیان در معبدگاه های خودشان جایگاه مخصوصی را برای آتش و نگاهداری آن اختصاص داده و در مقابل آن به عبادت و کرنش می پردازند ن و در مواقع بروز سوانح و پیش آمدها خودشان را در پناه آن قرار می دهند .
بعضی از دانشمندان زردشتی در مقام معذرت بر آمده میگویند : این عمل یعنی کرنش در مقابل آتش ـ برای این است که چون آتش مظهر تجلّی ذات حق است لذا مردم ما ، رو در روی آن به عبادت می پردازند .
ولی چنانچه واضح است : این توجیه مشکل را حل نمی کند زیرا اولا سایر موجودات نیز مظهر ذات حق می باشند « وفی کل شی له آیه نذل علی انه واحد » و ثانیاً علی فرض صحت این توجیه ، این عمل خود کاشف از یک نوع ثنویت و دوگانه پرستی آشکاری می باشد که ادیان توحیدی هرگز آنرا تایید نمی نمایند .
دانشمندان معاصر مانند پور داود ـ با جدیت فراوان می کوشند تا موضوع ثنویت را از ساحت مذهب زرتشتی بزدایند ، و برای هر یک از آتش پرستی و خورشید و ماه نیایشی ، توجیهاتی را به میان بیاورند ، و مخصوصاً نسبت به دو عامل خیر و شر ـ بنام اهورامزدا، و اهریمن ، میگویند : نه اینست که اهریمن در مقابل اهورامزدا به ضدیت قد علم کرده باشد ، نه بلکه آن در مقابل یکی از مظاهر اهورا مزدا کار شکنی می نماید .
گرچه این توجیهات ـ و مخصوصاً توجیه اخیر ـ تا اندازه ای به حل مشکل کمک می کند ، ولی مشکل اصلی ، محتویات کتاب « اوستا » می باشد که از موارد بطور واضح و صریح اهورامزدا را مبدا و خالق خیر و روشنی معرفی می کند و در مقابل آن یک نیروی دیگری بنام « انگرا مینو یا اهریمن » قرار می دهد که آن آفرینندة شر و تاریکی می باشد . و از لحاظ اینکه این دو مبدا هر یک بطور مستقل در مقابل یکدیگر قرار می گیرند ، لذا انسان با هیچگونه توجیهی نمیتواند به توحیدی بودن این آئین اذعان نماید ؟ .
شخصیت زردشت
شخصیت زردشت و گذارشات احوال او را باید از دیدگاههای مختلف مورد توجه قرار دهیم ، 1ـ وجود تاریخی زردشت 2 ـ تاریخ تولید زردشت 3 ـ جایگاه تولید و محل تبلیغات زردشت 4 ـ موضوع زردشت ، مشروح مطلب :
الف ـ وجود تاریخی زردشت
گرچه بنظر مشکل می رسد : کسی بتواند در وجود تاریخی شخصیتی مانند زردشت ـ که تقریباً شهرت جهانی دارد ـ تشکیک بنماید ولی مع ذلک در کلمات بعضی از دانشمندان مطالبی دیده می شود که انسان را در این خصوص مردد میسازد !
« فیلیسین شاله » در کتاب « تاریخ مختصر ادیان بزرگ ص 209 » در این مورد مینویسد : « و وجود تاریخی او « زردشت » محلّ اختلاف و اعتراض است مفسر فرانسوی اوستا ، « جیمز دار مستتر » از زردشت خدایی می سازد و او را تظاهر هوم ، بشکل انسان میداند « کرن هلندی » او را افسانه ای منسوب به خورشید میشناسد . با وجود این آثاری موجود است که وی را شخصیت تاریخی میدهد !
« سودر بلوم » می نویسد : آئین اوستا خود به خود بوجود نیامده بلکه دارای مؤسس است که از آن طریق مندرجات اوستا را با کیش قدیم آریایی و آئین شرک ایران مقایسه میکند …
سپس شاله ، در ادامه گفتارش می گوید : در هر حال موضوع دانش تاریخ مسلّم نیست ، معمولاً این رای رایج است که زرتشت میان قرن هفتم و ششم قبل از میلاد بوده است » .
ب ـ تاریخ تولد زرتشت :
تاریخ تولد زرتشت به درستی معلوم نیست و چنانچه دیدیم « شاله » رای رایج را در این مورد میان قرن هفتم و ششم قبل از میلاد معرفی میکرد ، و علامه نوری در کتاب ( جاهلیت و اسلام ) تولد زرتشت را مابین قرنهای ششم تا یازدهم قبل از میلاد مسیح حدس زده است . و در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن .doc :
عقاید و مفاهیم زرتشت
مرگ:
بعد از مرگ هر فردی جد او را باید دور از مردم بر بالای کوه در جاهایی که آنها را برج خاموشان گویند، بیفکنند تا طعمه مرغان و جانوران لاشخور گردد (سگی یا مرغی آن را بدرد). پس از مدتی آن استخوانهای پراکنده را گردآورده در چاهی که آن را استودان (استخواندان) گویند، میریزند، زیرا آب و خاک و آتش مقدساند و آلودن آنها جایز نیست.
نتایج اعمال انسانها:
اگر مرد، شخصی نیکوکار و کمگناهی بود وجدان یا نتیجه اعمال او به صورت دختری نورانی که نماینده تقوی و پارسایی شخص است، ظاهر میشود و چنانچه گناهکار باشد، این وجدان و نتیجه اعمال به صورت پیرزنی جادوگر و دیوی وحشتبار که مظهر تباهکاری مشخص است به سراغ وی خواهد رفت.
محاکمه روح:
سپس روان شخص را به عالیترین مرجع قضایی اخروی که در قله کوه البرز تشکیل میگردد درحضور سه قاضی(مهر، سروش، رشن)، مورد محاکمه قرار میدهند و برای توزین (وزن کردن) گناهان ترازویی وجود دارد که شبیه به ترازوی توزین گناهان مصریان قدیم است و اعمال روانها را بوسیله آن مورد سنجش قرار میدهند.
دوزخ:
بر حسب گاتها، همان خانه «دروغ» است. جایگاه ناخوش و سرزمینی که بوی گند از آن برمیخیزد و از اعماق ظلمانی آن فریاد شیون و ناله و غم به گوش میرسد . آنچه دوزخیان را شکنجه میدهد نبودن آتش و سرمای سخت و ظلمات محض است. تاریکی به حدی شدید است که قابل لمس دستهاست و بوی نامطبوع آن به قدری مادی و جسمانی است که میتوان آنها را با کارد برید. روانهای گناهکاران در حالیکه با زنجیر به یکدیگر بسته شدهاند به دوزخ کشانده میشوند. شکنجهها به قدری توانفرساست که شخص هنوز سه روز نگذشته گمان میکند 9 هزار سال است که زندانی دوزخ است.
بهشت:
در آن سوی پل چنیوات (چنیواد) که روان نیکوکاران از آن میگذرد، به قول گاتها بهشت برین قرار دارد و آن مکانی است که جایگاه خوشی است و آفتاب در آنجا هیچوقت غروب نمیکند و و وهشیت یعنی بهترین جای است.
برزخ:
کسانی که کارهای نیک و بدشان برابر است در عالم همستکان یا برزخ یا اعراف خواهند بود.
عرش اعلاء:
روان و روح آدمی پیوسته صعود میکند تا به عالیترین مرتبهای میرسد که آن را گروتمان = گرونمان میخوانند که به معنای عرش اعلای خداوند و خانه نفحات است.
تقسیمات اوستا:
در طول زمان توسط موبدان زردشتی، بخصوص تا دوره اسلامی، قسمتهایی به اوستا اضافه شدهاست، ولی قسمتی که اثر مسلم زردشت است، گاتها (گاتاها) است که اکنون درکتاب سینای اوستا جای دارد. اوستا پیش از اسلام به 21 نسک یا کتاب تقسیم میشد. پس از اسلام بسیاری از نسکهای آن گم شد. اوستای موجود شامل قسمتهای زیر است:
یسنا: که به معنای نیایش است و سرود گاتها که قدیمیترین قسمت اوستاست در جزء یسنا قرار داشته که شامل 72 فصل است و گاتها (گاتاها) مشتکل بر 17 سرود است که همگی آن به نظم است.
یشتها: به معنای ستایش و قربانی دادن و 21 فصل است
یسپرد: به معنای همه مردان و بزرگان دین و 24 فصل دارد.
وندیداد یا ویدیوداد: به معنی قانون ضد دیو و 22 فصل است.
خرده اوستا: اوستای کوچک و مشتمل بر دعاهای روزانه است.
در زمان ساسانیان،که دین زردشتی رسمی گردید با تلاش موبدانی مثل آذرمهراسپند، 21 نسک اوستای قدیم به پهلوی ترجمه شد. زبان اوستایی الفبایی مخصوص و صدادار دارد که آن دین دبیره به معنای خط دین میخوانند.
زند و پازند: زند تفسیری است به زبان پهلوی که در زمان ساسانیان بر اوستا نوشتهشد و غالباً اوستا را با زند در یکجا گرد آورده و آن را زندواوستا میخوانند. پازند شرحی است که بر زند نوشتهاند و چون خواندن خط پلوی دشوار بوده و بواسطه شباهت حروف به یکدیگر و وجود لغات آرامی موسوم هزوارش در آن زبان برای درست خواندن، کتاب اوستا را به خط دین دبیره نوشته و به زبان پهلوی ترجمه کردهاند. در حقیقت پازند شرح زند است به زبان پارسی دری که خالی از هزوارش لغات آرامی است.
آتش و آتشکدهها:
زردشتیان، آتش را نمیپرستیدند، بلکه آنرا مقدس و نشانهای از فروغ ایزدی میدانستند و مظاهر دین زردشتی درایران آتشکدههایی بود که در هر گوشهای برپاداشته بودند. آتشدان در میان آتشکدهها، جای داشت و پیوسته آتش مقدس در آن میسوخت. هر آتشکده هشت درگاه و چند اطاق هشت گوشه داشت. آتشدان در اطاق تاریکی بود که وسط بنا ساخته بودند. آتشکده از کندر و دیگر عطریات اکنده بود و محافظ آتشکده را هیربر میگفتند. سه آتشکده مهم که طبقات مختلف ممکن است آتشکدههای شهرها و روستاها و حتی خانههای خود را از آنها روشن میکردند عبارت بودند از:
آتشکده آذرفرنیع مخصوص موبدان در کاریان پارس بین بندرعباس و داراگرد.
آتشکده آذرگشنب، مخصوص پادشاهان و آرتشتاران (نظامیان) و بزرگان در شهر شیز یا کنزک درکنار دریاچه ارومیه در تخت سلیمان
آتشکده آذربرین مهر، مخصوص کشاورزان و پیشهوران در کوههای ریوند در شمال نیشابور.
زردشتیان امروزی:
پس از اسلام که اکثر زردشتیان به دین اسلام درآمدند و اینان همکیشان قدیم خود را که دین اسلام را نپذیرفتند، گبر یعنی کافر خواندند. کلمه گبر همان کافر عربی است که بر اثر سوء تلفظ مسلمانان جدیدالاسلام، به صورت گبر درآمدهاست. امروزه شماره زردشتیان حدود 20 هزارنفر است که در تهران، کرمان، یزد، شیراز عمدتاً و نیز جاهای دیگر سکونت دارند. زردشتیان امروزی مردمانی درستکار و تاجرپیشهاند، چنانکه همکیشان و همنژادان آنها بنام پارسیان هند نیز تجار و بانکدارانی مهمند. زردشتیان خود را «بهدین» میخوانند. آتشکدههای آنها در تهران، یزد، کرمان و شیراز روشن است. آنها مردگان خود را در تهران در برج خاموشان یا دخمه نمیگذارند، بلکه حدود چهل سال است که مردگان را در اطاقکهای کوچکی از سیمان ساختهاند در محلی بنام قصر فیروزه درمشرق تهران میگذارند.
اعتقادات زردشتیان امروزی:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
دین مجوس :
دین مجوس ، همان آئین زردشتی است که در ایران قبل از اسلام دین رسمی مردم بوده است و البته در هندوستان نیز بطور چشمگیری در بین مردم شیوع داشته است ، و فعلاَ هم در هر دو کشور ـ ایران و هندوستان و بعضی از کشورهای دیگر نیز پیروان فراوانی دارد.
برخی از دانشمندان معتقدند : دین زرتشت ابتدا یک آئین توحیدی و یگانه پرستی بوده است ، و زردشت با زحمات طاقت فرسائی را که متحمل گردید و با کوشش فراوانی را که از خود نشان نداد ، آثار شرک و دوگانه پرستی را که از دیر زمانی در بین مردم ایران معمول بود از میان برد.
ولی از نظر اینکه در متون کتب دینی زردشتی همه جا بطور واضح از دو اصل (خیر و شر) و دو فاعل ـ یزدان و اهریمن ـ که هر دو ضد یکدیگر می باشند ،
سخن به میان آمد ، بسیار مشکل است بر انسان که بتواند ادعا بالا را بپذیرد !
فیلیسین شاله در کتاب « تاریخ مختصر ادیان بزرگ در صفحه 210 » می نویسد : « از نظر فلسفس مزدیسنا طرفدار اصالت دو گانگی است در مقابل اصل نیکی ، اصل بدی « انگر امینو » است که زیان می رساند. و « اهریمن » مشهور است ، در بعضی از مدارک در جوهر وجود اهورا مزدا دو اصل متمایز قرار دارد ن یکی اندیشه نیک و آفریننده حیات است و دیگری ترس و مرگ است که از وجود قادر متعال جدا گشته و بصورت اهریمن جلوه گر می گردد.
مؤلف کتاب ( جاهلیت و اسلام ) بعد از این که می گوید : و داریوش اول (521 ق م ) که یکی از سلاطین هخامنشی می باشد نیز همچون خلقی کثیر به این آیین ( یعنی آئین زردشتی ) گرویدند ، آنگاه در صفحه 34 کتاب نامبرده مینویسد : « اما هنوز از عمر این شریعت قرنی کامل نگذشت که بر اثر عوامل مختلف از مجرای یکتا پرستی و توحیدی خارج و در مجاری « ثنویت » یا دوگانه پرستی قرار گرفت و کم کم پرستش« امشاسپندان » ـ یعنی منزّهان ابدی ـ یا خدایان ششگانه ( خدای حیوانات اهلی و سفید و خدای آتش ، و خدای فلزات ، و خدای زمین ، و خدای آبها و نباتات و خدای سیارات و ثوابت فلکی ) که در آغاز همچون رب النوعها یا فرشتگان موکل و مدبر ، آئین ها و ادیان دیگر ، مورد تقدیس بوده ، اما کم کم از تقدیس به پرستش رسیده ـ و نیز به پرستش خداوندان کوچکتر از « امشاسپندان » یعنی یازاتها یا یزدانها که شمارة آنها زیاد است معتقد شدند …»
یکی از مسائلی که در آئین مجوس ـ و زردشتی ـ مطرح است مسئله آتش پرستی و تاسیسات آتشکده ها می باشد .
زرتشتیان در معبدگاه های خودشان جایگاه مخصوصی را برای آتش و نگاهداری آن اختصاص داده و در مقابل آن به عبادت و کرنش می پردازند ن و در مواقع بروز سوانح و پیش آمدها خودشان را در پناه آن قرار می دهند .
بعضی از دانشمندان زردشتی در مقام معذرت بر آمده میگویند : این عمل یعنی کرنش در مقابل آتش ـ برای این است که چون آتش مظهر تجلّی ذات حق است لذا مردم ما ، رو در روی آن به عبادت می پردازند .
ولی چنانچه واضح است : این توجیه مشکل را حل نمی کند زیرا اولا سایر موجودات نیز مظهر ذات حق می باشند « وفی کل شی له آیه نذل علی انه واحد » و ثانیاً علی فرض صحت این توجیه ، این عمل خود کاشف از یک نوع ثنویت و دوگانه پرستی آشکاری می باشد که ادیان توحیدی هرگز آنرا تایید نمی نمایند .
دانشمندان معاصر مانند پور داود ـ با جدیت فراوان می کوشند تا موضوع ثنویت را از ساحت مذهب زرتشتی بزدایند ، و برای هر یک از آتش پرستی و خورشید و ماه نیایشی ، توجیهاتی را به میان بیاورند ، و مخصوصاً نسبت به دو عامل خیر و شر ـ بنام اهورامزدا، و اهریمن ، میگویند : نه اینست که اهریمن در مقابل اهورامزدا به ضدیت قد علم کرده باشد ، نه بلکه آن در مقابل یکی از مظاهر اهورا مزدا کار شکنی می نماید .
گرچه این توجیهات ـ و مخصوصاً توجیه اخیر ـ تا اندازه ای به حل مشکل کمک می کند ، ولی مشکل اصلی ، محتویات کتاب « اوستا » می باشد که از موارد بطور واضح و صریح اهورامزدا را مبدا و خالق خیر و روشنی معرفی می کند و در مقابل آن یک نیروی دیگری بنام « انگرا مینو یا اهریمن » قرار می دهد که آن آفرینندة شر و تاریکی می باشد . و از لحاظ اینکه این دو مبدا هر یک بطور مستقل در مقابل یکدیگر قرار می گیرند ، لذا انسان با هیچگونه توجیهی نمیتواند به توحیدی بودن این آئین اذعان نماید ؟ .
شخصیت زردشت
شخصیت زردشت و گذارشات احوال او را باید از دیدگاههای مختلف مورد توجه قرار دهیم ، 1ـ وجود تاریخی زردشت 2 ـ تاریخ تولید زردشت 3 ـ جایگاه تولید و محل تبلیغات زردشت 4 ـ موضوع زردشت ، مشروح مطلب :
الف ـ وجود تاریخی زردشت
گرچه بنظر مشکل می رسد : کسی بتواند در وجود تاریخی شخصیتی مانند زردشت ـ که تقریباً شهرت جهانی دارد ـ تشکیک بنماید ولی مع ذلک در کلمات بعضی از دانشمندان مطالبی دیده می شود که انسان را در این خصوص مردد میسازد !
« فیلیسین شاله » در کتاب « تاریخ مختصر ادیان بزرگ ص 209 » در این مورد مینویسد : « و وجود تاریخی او « زردشت » محلّ اختلاف و اعتراض است مفسر فرانسوی اوستا ، « جیمز دار مستتر » از زردشت خدایی می سازد و او را تظاهر هوم ، بشکل انسان میداند « کرن هلندی » او را افسانه ای منسوب به خورشید میشناسد . با وجود این آثاری موجود است که وی را شخصیت تاریخی میدهد !
« سودر بلوم » می نویسد : آئین اوستا خود به خود بوجود نیامده بلکه دارای مؤسس است که از آن طریق مندرجات اوستا را با کیش قدیم آریایی و آئین شرک ایران مقایسه میکند …
سپس شاله ، در ادامه گفتارش می گوید : در هر حال موضوع دانش تاریخ مسلّم نیست ، معمولاً این رای رایج است که زرتشت میان قرن هفتم و ششم قبل از میلاد بوده است » .
ب ـ تاریخ تولد زرتشت :
تاریخ تولد زرتشت به درستی معلوم نیست و چنانچه دیدیم « شاله » رای رایج را در این مورد میان قرن هفتم و ششم قبل از میلاد معرفی میکرد ، و علامه نوری در کتاب ( جاهلیت و اسلام ) تولد زرتشت را مابین قرنهای ششم تا یازدهم قبل از میلاد مسیح حدس زده است . و در