لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مرگ و زندگی بعد از آن
گفتارى در اینکهروح در قرآن به چه معنا است(گفتارى در باره معناى روح و مراتب آن در قرآن)
در قرآن کریم کلمه"روح" - که متبادر از آن مبدا حیات است - مکرر آمده، و آن رامنحصر در انسان و یا انسان و حیوان به تنهایى ندانسته، بلکه در مورد غیر این دو طایفه نیزاثبات کرده، مثلا در آیه"فارسلنا الیها روحنا" (1) ، و در آیه"و کذلک اوحینا الیک روحا منامرنا" (2) ، و در آیاتى دیگر در غیر مورد انسان و حیوان استعمال کرده پس معلوم مىشود روح یکمصداق در انسان دارد، و مصداقى دیگر در غیر انسان.
و در قرآن چیزى که صلاحیت دارد معرف روح باشد نکتهاى است که در آیه"یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربى" (3) است، که مىبینیم آن را به طور مطلق و بدونهیچ قیدى آورده، و در معرفیش فرموده: روح از امر خداست، آنگاه امر خدا را در جاى دیگرمعرفى کرده که"انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون فسبحان الذى بیده ملکوتکل شىء" (4) ، و فرموده که امر او همان کلمه و فرمان ایجاد است، که عبارت است از هستىاما نه از این جهت که(هستى فلان چیز و) مستند به فلان علل ظاهرى است، بلکه از اینجهت که منتسب به خداى تعالى است و قیامش به اوست.
و به این عنایت است که مسیح(ع)را به خاطر اینکه از غیر طرق عادى وبدون داشتن پدر به مریم داده شده کلمه او و روحى از او معرفى نموده، فرموده: "و کلمتهالقیها الى مریم و روح منه" (5) و قریب به همین عنایت است آیه زیر که مىفرماید: "ان مثل
(1)روح خود را به سوى مریم گسیل داشتیم.سوره مریم، آیه 17.
(2)و این چنین وحى کردیم به تو، روحى از امر خود را.سوره شورى، آیه 52.
(3)از تو در باره"روح"سؤال مىکنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است.سوره اسراء، آیه 85.
(4)تنها امر او در هنگامى که اراده چیزى کرده باشد این است که به آن چیز بگوید باش و آن چیزموجود شود، پس منزه استخدایى که ملکوت هر چیزى به دست او است.سوره یس، آیات 82 و 83.
(5)و کلمه(مخلوق)او است که او را به مریم القا نمود و روحى از طرف او بود.سوره نساء، آیه 171.
عیسى عند الله کمثل ادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون" (1) چون در این آیه داستانعیسى را تشبیه کرده به داستان پیدایش آدم.
و خداى تعالى هر چند این کلمه را در اغلب موارد کلامش با اضافه و قید ذکرکرده، مثلا فرموده: "و نفخت فیه من روحى" (2) ، و یا فرمود: "و نفخ فیه من روحه" (3) ، و یافرموده: "فارسلنا الیها روحنا" (4) ، و یا فرموده: "و روح منه" (5) ، و یا فرموده: "و ایدناه بروحالقدس" (6) ، و آیاتى دیگر(که در آنها تعبیر کرده به"روحم"، "روح خود"، "روحمان"، "روحى از او"، "روح القدس"و غیره).
لیکن در بعضى از موارد هم بدون قید ذکر کرده، مثلا فرموده: "تنزل الملئکة و الروحفیها باذن ربهم من کل امر" (7) ، که از ظاهر آن بر مىآید روح موجودى مستقل و مخلوقىآسمانى و غیر ملائکه است.و نظیر این آیه به وجهى آیه زیر است که مىفرماید: "تعرجالملئکة و الروح الیه فى یوم کان مقداره خمسین الف سنة" (8) .
و اما روحى که متعلق به انسان مىشود از آن تعبیر کرده به"من روحى - از روحخودم"و یا"من روحه - از روح خودش"، و در این تعبیر کلمه"من"را آورده که بر مبدئیتدلالت دارد، و نیز از تعلق آن به بدن انسان تعبیر به نفخ کرده، و از روحى که مخصوص بهمؤمنینش کرده به مثل آیه"و ایدهم بروح منه" (9) و یا تعبیر نموده و در آن حرف"باء"را بکاربرده که بر سببیت دلالت دارد، و روح را تایید و تقویتخوانده، و از روحى که خاصانبیائش کرده به مثل جمله"و ایدناه بروح القدس" (10) ، تعبیر نموده، روح را به کلمه"قدس"
(1)مثل عیسى در نزد خدا، همچون مثل آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمودموجود باش او هم فورا موجود شد.سوره آل عمران، آیه 59.
(2)و در او از روح خود دمیدم.سوره حجر، آیه 29.
(3)و در او از روحش دمید.سوره سجده، آیه 9.
(4)سوره مریم، آیه 17.
(5)سوره نساء، آیه 171.
(6)و او را به وسیله روح القدس تایید نمودیم.سوره بقره، آیه 87.
(7)ملائکه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان و از هر امرى نازل مىشوند.سوره قدر، آیه 4.
(8)ملائکه و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او عروج مىکنند.سوره معارج، آیه 4.
(9)و آنها را با روحى از جانب خود تایید کرد.سوره مجادله، آیه 22.
(10)سوره بقره، آیه 87.
اضافه نموده که به معناى نزاهت و طهارت است، و این را هم تایید انبیاءخوانده.
و اگر آیه سوره قدر را ضمیمه این آیات کنیم معلوم مىشود نسبتى که روح مضاف دراین آیات با روح مطلق در سوره قدر دارد، نسبتى است که افاضه به مفیض و سایه به چیزى کهبه اذن خدا صاحب سایه شده است دارد.
و همچنین روحى که متعلق به ملائکه است، از افاضه روح به اذن خداست، و اگر درمورد روح ملک تعبیر به تایید و نفخ نفرموده، و در مورد انسان این دو تعبیر را آورده، در موردملائکه فرموده: "فارسلنا الیها روحنا"و یا فرموده: "قل نزله روح "، و یا فرموده: "نزل بهالروح الامین" (2) ، براى این بود که ملائکه با همه اختلافى که در مراتب قرب و بعد از خداىتعالى دارند، روح محضند، و اگر احیانا به صورت جسمى به چشم اشخاصى در مىآیند تمثلىاست که به خود مىگیرند، نه اینکه به راستى جسم و سر و پایى داشته باشند، همچنان کهمىبینیم در داستان مریم(ع)مىفرماید: " فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشراسویا" (3) ، و ما در سابق یعنى در ذیل همین آیه بحثى در باره تمثیل داشتیم.
به خلاف انسان که روح محض نیست بلکه موجودى است مرکب از جسمى مرده، وروحى زنده، پس در مورد او مناسب همان است که تعبیر به نفخ(دمیدن)بکند، همچنان کهدر مورد آدم فرمود: "فاذا سویته و نفخت فیه من روحى" (4) .
و همانطور که اختلاف روح در خلقت فرشته و انسان باعثشد تعبیر مختلف شود، ودر مورد فرشته به نفخ تعبیر نیاورد، همچنین اختلافى که در اثر روح یعنى حیات هست که ازنظر شرافت و خست مراتب مختلفى دارد، باعثشده که تعبیر از تعلق آن مختلف شود، یکجاتعبیر به نفخ کند، و جاى دیگر تعبیر به تایید نماید، و روح را داراى مراتب مختلفى از نظراختلاف اثرش بداند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
مرگ و زندگی بعد از آن
گفتارى در اینکهروح در قرآن به چه معنا است(گفتارى در باره معناى روح و مراتب آن در قرآن)
در قرآن کریم کلمه"روح" - که متبادر از آن مبدا حیات است - مکرر آمده، و آن رامنحصر در انسان و یا انسان و حیوان به تنهایى ندانسته، بلکه در مورد غیر این دو طایفه نیزاثبات کرده، مثلا در آیه"فارسلنا الیها روحنا" (1) ، و در آیه"و کذلک اوحینا الیک روحا منامرنا" (2) ، و در آیاتى دیگر در غیر مورد انسان و حیوان استعمال کرده پس معلوم مىشود روح یکمصداق در انسان دارد، و مصداقى دیگر در غیر انسان.
و در قرآن چیزى که صلاحیت دارد معرف روح باشد نکتهاى است که در آیه"یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربى" (3) است، که مىبینیم آن را به طور مطلق و بدونهیچ قیدى آورده، و در معرفیش فرموده: روح از امر خداست، آنگاه امر خدا را در جاى دیگرمعرفى کرده که"انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون فسبحان الذى بیده ملکوتکل شىء" (4) ، و فرموده که امر او همان کلمه و فرمان ایجاد است، که عبارت است از هستىاما نه از این جهت که(هستى فلان چیز و) مستند به فلان علل ظاهرى است، بلکه از اینجهت که منتسب به خداى تعالى است و قیامش به اوست.
و به این عنایت است که مسیح(ع)را به خاطر اینکه از غیر طرق عادى وبدون داشتن پدر به مریم داده شده کلمه او و روحى از او معرفى نموده، فرموده: "و کلمتهالقیها الى مریم و روح منه" (5) و قریب به همین عنایت است آیه زیر که مىفرماید: "ان مثل
(1)روح خود را به سوى مریم گسیل داشتیم.سوره مریم، آیه 17.
(2)و این چنین وحى کردیم به تو، روحى از امر خود را.سوره شورى، آیه 52.
(3)از تو در باره"روح"سؤال مىکنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است.سوره اسراء، آیه 85.
(4)تنها امر او در هنگامى که اراده چیزى کرده باشد این است که به آن چیز بگوید باش و آن چیزموجود شود، پس منزه استخدایى که ملکوت هر چیزى به دست او است.سوره یس، آیات 82 و 83.
(5)و کلمه(مخلوق)او است که او را به مریم القا نمود و روحى از طرف او بود.سوره نساء، آیه 171.
عیسى عند الله کمثل ادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون" (1) چون در این آیه داستانعیسى را تشبیه کرده به داستان پیدایش آدم.
و خداى تعالى هر چند این کلمه را در اغلب موارد کلامش با اضافه و قید ذکرکرده، مثلا فرموده: "و نفخت فیه من روحى" (2) ، و یا فرمود: "و نفخ فیه من روحه" (3) ، و یافرموده: "فارسلنا الیها روحنا" (4) ، و یا فرموده: "و روح منه" (5) ، و یا فرموده: "و ایدناه بروحالقدس" (6) ، و آیاتى دیگر(که در آنها تعبیر کرده به"روحم"، "روح خود"، "روحمان"، "روحى از او"، "روح القدس"و غیره).
لیکن در بعضى از موارد هم بدون قید ذکر کرده، مثلا فرموده: "تنزل الملئکة و الروحفیها باذن ربهم من کل امر" (7) ، که از ظاهر آن بر مىآید روح موجودى مستقل و مخلوقىآسمانى و غیر ملائکه است.و نظیر این آیه به وجهى آیه زیر است که مىفرماید: "تعرجالملئکة و الروح الیه فى یوم کان مقداره خمسین الف سنة" (8) .
و اما روحى که متعلق به انسان مىشود از آن تعبیر کرده به"من روحى - از روحخودم"و یا"من روحه - از روح خودش"، و در این تعبیر کلمه"من"را آورده که بر مبدئیتدلالت دارد، و نیز از تعلق آن به بدن انسان تعبیر به نفخ کرده، و از روحى که مخصوص بهمؤمنینش کرده به مثل آیه"و ایدهم بروح منه" (9) و یا تعبیر نموده و در آن حرف"باء"را بکاربرده که بر سببیت دلالت دارد، و روح را تایید و تقویتخوانده، و از روحى که خاصانبیائش کرده به مثل جمله"و ایدناه بروح القدس" (10) ، تعبیر نموده، روح را به کلمه"قدس"
(1)مثل عیسى در نزد خدا، همچون مثل آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمودموجود باش او هم فورا موجود شد.سوره آل عمران، آیه 59.
(2)و در او از روح خود دمیدم.سوره حجر، آیه 29.
(3)و در او از روحش دمید.سوره سجده، آیه 9.
(4)سوره مریم، آیه 17.
(5)سوره نساء، آیه 171.
(6)و او را به وسیله روح القدس تایید نمودیم.سوره بقره، آیه 87.
(7)ملائکه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان و از هر امرى نازل مىشوند.سوره قدر، آیه 4.
(8)ملائکه و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او عروج مىکنند.سوره معارج، آیه 4.
(9)و آنها را با روحى از جانب خود تایید کرد.سوره مجادله، آیه 22.
(10)سوره بقره، آیه 87.
اضافه نموده که به معناى نزاهت و طهارت است، و این را هم تایید انبیاءخوانده.
و اگر آیه سوره قدر را ضمیمه این آیات کنیم معلوم مىشود نسبتى که روح مضاف دراین آیات با روح مطلق در سوره قدر دارد، نسبتى است که افاضه به مفیض و سایه به چیزى کهبه اذن خدا صاحب سایه شده است دارد.
و همچنین روحى که متعلق به ملائکه است، از افاضه روح به اذن خداست، و اگر درمورد روح ملک تعبیر به تایید و نفخ نفرموده، و در مورد انسان این دو تعبیر را آورده، در موردملائکه فرموده: "فارسلنا الیها روحنا"و یا فرموده: "قل نزله روح "، و یا فرموده: "نزل بهالروح الامین" (2) ، براى این بود که ملائکه با همه اختلافى که در مراتب قرب و بعد از خداىتعالى دارند، روح محضند، و اگر احیانا به صورت جسمى به چشم اشخاصى در مىآیند تمثلىاست که به خود مىگیرند، نه اینکه به راستى جسم و سر و پایى داشته باشند، همچنان کهمىبینیم در داستان مریم(ع)مىفرماید: " فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشراسویا" (3) ، و ما در سابق یعنى در ذیل همین آیه بحثى در باره تمثیل داشتیم.
به خلاف انسان که روح محض نیست بلکه موجودى است مرکب از جسمى مرده، وروحى زنده، پس در مورد او مناسب همان است که تعبیر به نفخ(دمیدن)بکند، همچنان کهدر مورد آدم فرمود: "فاذا سویته و نفخت فیه من روحى" (4) .
و همانطور که اختلاف روح در خلقت فرشته و انسان باعثشد تعبیر مختلف شود، ودر مورد فرشته به نفخ تعبیر نیاورد، همچنین اختلافى که در اثر روح یعنى حیات هست که ازنظر شرافت و خست مراتب مختلفى دارد، باعثشده که تعبیر از تعلق آن مختلف شود، یکجاتعبیر به نفخ کند، و جاى دیگر تعبیر به تایید نماید، و روح را داراى مراتب مختلفى از نظراختلاف اثرش بداند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 26
سرزمین ایران دارای تاریخی کهن و مردمانی با فرهنگ چندهزار ساله است . پدران و گذشتگان این مرز و بوم میراث فرهنگی خود را با خلق آثار و شاهکارهایی بدیع به نسلهای آینده سپرده اند . ورود اسلام به ایران با اینکه جنگ و خرابی به همراه داشت اما پیوند فرهنگ جدید با ذوق و هنر ایرانی منجر به خلق آثاری گردید که اکنون نه تنها در زمرهی مفاخر ملی بلکه جزء شاهکارهای میراث بشری محسوب می شود . این حقیر مجموعه ای از مشهورترین و دیدنی ترین ابنیه و آثار تاریخی ایران بعد از اسلام را در قالب یک تحقیق به نمایش می گذارم .
مسجد جامع عتیق شیراز :
اصل ساختمان این مسجد از ابنیه دوران صفاریان است که به امر امراللیث صفاری در سال 281هـ.ق بنا شده از مسجد اصلی قسمت مهمی باقی نمانده است بانی خدای خانهی مسجد جامع شاه ابواسحاق اینجو در سال 752 هـ.ق است . سپس در زمان شاه عباس اول صفوی به سال 1034 هـ.ق و همچنان زمان بقیه شهریاران صفوی تعمیر و مرمت شده است . شبستان جنوبی مسجد هم از بناهای قدیمی می باشد . کتیبهی سنگی خدای خانه از نمونه های ارزنده هنری به شمار می رود . این کتیبه به خط یحیی الجمالی السوفی خطاط معروف زمان شاه ابواسحاق و حاوی جملاتی در شأن قرآن کریم است . این مسجد دارای دو سردر شرقی و غربی است . در مجاورت سردر شمالی مسجد و جلوی خان آن مسجد قدیمی دیگری به نام طبالیان وجود دارد که از نظر معماری و هنری چندان قابل توجه نمی باشد . این مسجد قدیمی ترین اثر تاریخی دوران اسلامی شهر شیراز است .
بازار اصفهان : این بازار از بناهای زمان شاه عباس اول صفوی است که در شمال میدان نقش جهان در فاصله سالهای 1011 تا 1029 هـ.ق ساخته شده است . در سردر بازار شاهی علاوه بر کاشیکاری زیبا نقاشی های بسیار عالی نیز به چشم می خورد که بخشی از آن شامل تصاویر جنگ شاه عباس با ازبکان و مجالس بزم شاهی است .
شهر تبریز : این شهر دارای یکی از زیباترین و بزرگترین مجموعه بازارهای ایران است سبک معماری ، کثرت سراها و تیمچه ها و وجود تعدادی مدرسه و مسجد نیز به این مجموعه اهمیت و امتیازی خاص بخشیده است . اکثر مورخان و جهانگردان که از اواخر قرن چهارم هجری تا عهد قاجار از تبریز دیدن کرده اند دربارهی بازار تبریز مطالب مهم و ارزنده ای ارائه داده اند .
بازار ارومیه :
قدمت بازار ارومیه به دورهی زندیه و قاجاریه می رسد . این بازار یکی از بازارهای دیدنی است که در خیابان امام واقع شده است و مجموعه ای از راسته بازارهای عطارها ، زرگرها ، بزازها ، مسگران ، کفاشان ، نمدمالان ، رنگرزها ، حلبی سازها و چاقوسازان می باشد .
بقعهی شاهچراغ :
این بقعه زیارتگاه مشهور فارس مدفن حضرت میرسیداحمد فرزند امام هفتم (ع) از ابنیه دوران اتابکان و قرن ششم هـ.ق است که در زمان اتابک ، ابوبکر سعدبن زنگی ساخته شده است . این بنا شامل ایوان ، حرم ، گنبدها ، رواق ها و شاهنشینهایی میباشد که با آینه کاری و گچ بری و کتیبه های چندی تزئین یافته است . پس از اتابکان در زمان شهریاران صفوی و قاجار چندین بار مرمت و تعمیر شده است . مرقد حضرت در شاه نشین گنبد و بالاسر قرار دارد . دو منارهی کوتاه در دو انتهای ایوان قرار گرفته معنی صحن آن وسیع است . کاشیکاری معرق زیبای گنبد آن در سال 1345 خورشیدی با نظارت ادارهی کل باستان شناسی اتمام یافته است سایر
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن .doc :
بعد جهانی مدیریت زنجیره تامین
آن کمپانیهایی که صادرات و واردات را انجام نمیدهند نیز بوسیلة فعالیتهای جهانی تحت تاثیر قرار میگیرند. این بخش توضیح میدهد که چگونه زنجیرة تامین جهانی عمل میکند و چه تاثیری بر تمام انواع سازمانها دارد و شامل این موضعات میباشد:
نگاهی به چگونگی تاثیر فرهنگها و زبانها
نقشی که تعهدات وارداتی، صادراتی و استانداردها، روشهای آزمون به عنوان نیروهای پنهان زنجیره تامین بازی میکنند.
دانش چگونگی در دسترس بودن در زمانهای واقعی بر پایه جهانی بودن
و همچنین یک کارآموزی در مورد کمپانی
هیچ کدام از سرویسهای حمل و نقل نمیتوانند بهترین سرویس را برای تمام مسیرها در دنیا ارائه کنند. میبایستی فهرستی از سرویسهایی که برای نیازهای شما مناسب خواهد بود را انتخاب کنید و در کنار هم قرار دهید.
معرفی
در بازاهای باز جهانی، کمپانیهای بیشتری درک میکنند که میبایستی به جهانی نشدن برای باقی ماندن در سطح رقابتی فکر کنند.
بعضی از متخصصان خاطر نشان میکنند که کمپانیها میبایستی جهانی فکر کنند حتی اگر محصولات آنها از سطح بومی فراتر روند.
شما نمیتوانید حتی یک روز بدون استفاده از اقتصاد جهانی به سمت جلو حرکت کنید. این مسئلهای است که کمپانیها میبایستی از آن آگاه بوده و برنامهریزی کنند. مدیریت جهانی زنجیرة تامین کلیدی است برای باقی ماندن در اقتصاد جهانی. این یکی از چند حوزهای است که در آن میتوان دو کار را انجام داد، کم کردن هزینه و بهبود خدمات پس از فروش
وقتی که کمپانیها وارد محیط جهانی میشوند، مشکلات زنجیرة تامین آنها بصورت نمایی رشد میکند. به مسئله کمپانی sandvih coromat توجه کنید ـ یک تولیدکننده ابزار برش سوئدی با گستردگی در شمال آمریکا و آمریکای لایت که بسیار تلاش میکند که کالاهایش را از محلهای مرکزی به بسیاری از کشورها در سرتاسر جهان بفرستد. برای اینکه محصول آنها کلیدی است برای عملیات صنعتی بزرگی از پروسه تولید که توقفها، موانعی هزینهدار هستند. و مهلت کوتاهی در برنامهریزی حمل و نقل جهانی شرکت Sandvik وجود دارد. برای مدیریت زنجیرة تامین در عبور از اقیانوسها و بین قارههای مختلف باید سازماندهی قوی داشته باشید. جای هیچگونه اشتباهی در عبور از مرزها وجود ندارد. تاسیس یک سازمان حمل و نقل جهانی مورد اطمینان مهمترین کار است. هر روزه حوزه مشکلاتی را برای شرکت سوئدی بوجود آورد.
در این مثال مشاهده میشود که وقتی کمپانی زنجیرة تامین جهانی را به کار میبرد، موضعات جدید بسیاری بوجود میآید. در کنار مشکلات و نگرانیهای لسجتیکی و حمل و نقل. نیروها و فشارهای نامحسوسی وجود دارد که میتواند زنجیرة تامین جهانی را از کار بیاندازد. میبایستی به موانع فرهنگی و زبانی فائق آمد. احتیاجات واردات و صادرات میبایستی با قوانین خارجی هماهنگی داشته باشد. استانداردهای جهانی و روشهای آزمون میتواند همسطح شوند که این مانع جریان آزاد کالا خواهد شد. حرکت زنجیرة تامین به سمت شبکه و بعد از آن حالتهایی از خصوصیسازی و کلاهبرداری افزایش پیدا میکند.
مقدار زیادی از مشکلات مدیریت وجود دارد که بعضی از آنها بطرز استفاده از تکنولوژی برتر مربوط میشود و بقیه که مطمئناً مربوط به مشکلات انسانی است. مدیریت راه دور یکسری رقابتهایی را بوجود میآورد که تکنولوژی پیشرفته میتواند به کم کردن آن کمک کند، اما با کمی مداخله انسانی. محصولات زیادی وارد بازار میشوند که ارتباطات الکترونیکی جهانی را پیشرفت میدهند.
اینها تمام نیروهای پنهان زنجیرة تامین هستند که معمولاً توسط متخصصانی که دربارة چرخه زمانی و جریان زنجیرة تامین کشیی و فشاری بحث میکنند تادیده گرفته میشود. تمام تئوریهای موجود در جهان نخواهند توانست