لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
اسکلت بدن انسان
/
اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده است . این استخوان ها ساختار بدن را می سازند و باعث حرکتِ بدن می شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می کنند ضمناً انسان بالغ ۲۰۶ استخوان دربدن دارد (شکل بالا)؛ حالا استخوانها ی بدنمان را بررسی می کنیم .
اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده است . این استخوان ها ساختار بدن را می سازند و باعث حرکتِ بدن می شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می کنند ضمناً انسان بالغ ۲۰۶ استخوان دربدن دارد (شکل بالا)؛ حالا استخوانها ی بدنمان را بررسی می کنیم . استخوان ها از چه چیزی ساخته شده اند ؟ اگر در موزه یک اسکلت واقعی یا فسیل دیده باشید فکر می کنید همه استخوان های آنها مرده اند . هر چند استخوان هایی که در موزه می بینید خشک ،سخت و شکننده هستند ولی با استخوان های بدن شما فرق می کنند یعنی استخوان هایی که اسکلت بدن شما را می سازند زنده اند و همیشه مثل سایر اعضای بدن رشد و تغییر می کنند .همه استخوان های بدن تقریبا از مواد مشابه ساخته شده اند ؛ خارجی ترین لایه آن که قسمت صاف و سخت می باشد از استخوان فشرده درست شده است و وقتی اسکلتی را نگاه می کنید این قسمت قابل رویت می باشد . درون استخوان فشرده چند لایه استخوان حفره دار وجود دارد که شبیه اسفنج می باشند .استخوان حفره دار مثل استخوان فشرده سخت نیست ولی باز هم خیلی محکم است. دربسیاری از استخوان ها ، استخوان فشرده از قسمت درونی محافظت می کند یعنی از مغز استخوان که ژله مانند است و وظیفه اش ساختن سلول های خونی است . استخوان چگونه رشد می کنند ؟ وقتی هنوز بچه هستید دست ها ، پاها و سایر اعضای بدنتان کوچک است ، کم کم که رشد می کنید و بزرگ می شوید، همه اعضا کمی بزرگ می شوند ازجمله استخوان ها . بدن یک کودک هنگام تولد حدود ۳۰۰ استخوان نرم دارد ؛ این استخوان ها کم کم با هم جوش می خورند و ۲۰۶ استخوانی که بزرگسالان دارند تشکیل می دهند . بعضی از استخوان های کودکان از مواد نرم و انعطاف پذیری درست شده اند که به آن غضروف می گویند . در دوران کودکی درحالیکه رشد می کنید غضروف ها هم رشد می کنند و کم کم استخوان می شوند ، البته با کمک کلسیم غضروف ها تا ۲۵ سالگی سخت می شوند و در این سن تمام استخوان ها شکل گرفته اند . بعد از این غضروف ها دیگر رشد نمی کنند و استخوانهایی که به اندازه کافی رشد کرده اند اسکلتی را تشکیل می دهند که خیلی قوی و سبک است. ستون مهره ها ستون مهرها قسمتی از اسکلت است که به راحتی می توان آن را امتحان کرد دست خود را روی وسط کمر بکشید با انگشتان آنها را لمس می کنید .ستون مهره ها به شما در چرخیدن خم شدن و ایستادن کمک می کنند ، همچنین از نخاع حفاظت می کند؛ نخاع بسته بزرگی از اعصاب است که اطلاعات را از مغز به سایر اعضای بدن می فرستد . ستون مهره ها دارای بیش از یک و یا حتی دو استخوان است . ستون مهره ها از ۲۶ استخوان تشکیل شده که به این استخوان ها ستون فقرات می گویند ضمناً هر مهره مانند یک حلقه می باشد . مهره های ستون فقرات پنج نوع هستند ؛ هر قسمت کار متفاوتی انجام می دهد ؛ هفت مهره اول در بالا را مهره های گردنی می گویند که پشت سر و گردن قرار دارند . وزن سر سنگین است و این مهره ها وزن سر را تحمل می کنند .
زیر مهره های گردنی دوازده مهره قرار گرفته و مهره های قفسه سینه نام دارد و دنده ها را محکم می کند. زیر مهره های قفسه سینه پنج مهره کمری قرار گرفته است . زیر مهره های کمر، ساکرال (نشیمنگاه) قرار دارد ، پنج مهره که به هم وصل شده اند . و بالاخره درانتهای ستون فقرات استخوان دنبالچه قرار دارد که از چهار مهره به هم متصل شده درست شده است ، این قسمت خیلی مهم است چون وزن بدن را تحمل می کند و مرکز خوبی برای تحمل وزن می باشد ؛ پس وقتی یک کوله پشتی را بلند می کنید مهره های کمری ، نشیمنگاه و استخوان دنبالچه به شما نیرو می دهند ؛ وقتی می پرید یا پیاده روی می کنید این قسمت ها تعادل شما را حفظ می کنند . بین هر مهره دیسکهای کوچکی قرار دارد که جنس آن غضروف می باشد . دیسک ازساییده شدن مهره ها جلوگیری می کند و ضربه های ستون مهره ها را می گیرد . وقتی می پرید یا می چرخید یا نیزه ای پرتاب می کنید دیسک از مهره ها حفاظت می کند و مانع آسیب رساندن به آنها می شود .قفسه سینهقلب ، ریه ها و کبد اعضای مهمی هستند، دنده ها از آنها محافظت می کنند . دنده ها مثل قفسی دور سینه هستند که لمس کردن آنها راحت می باشد ، انگشتان دست را روی سینه حرکت دهید آنها را لمس می کنید . اگر نفس عمیق بکشید دنده را در جلوی بدن به آسانی لمس خواهید کرد . بچه هایی که لاغر هستند دنده های آنها زیر پوستشان مشخص است .دنده ها جفت جفت هستند و در هر طرف بدن دقیقاً جفت و یکسان می باشند بیشتر افراد دوازده جفت دنده دارند بعضی ها بیشتر از دوازده تا و بعضی ها کمتر آن دارند . همه دنده ها به ستون مهره های پشت ، درست در جایی که مهره های قفسه سینه آنها رانگه می دارند متصل شده اند . هفت جفت دنده اول قفسه سینه به جلوی جناغ سینه متصل هستند .جناغ سینه استخوان محکم در وسط سینه است که دنده ها را در جای خودشان نگه می دارد . بقیه دنده ها مستقیماً به جناغ سینه متصل نیستند . دو یا سه جفت دنده باقیمانده با بافت غضروفی به دنده های بالایی وصل می شوند .دو جفت آخر آنها را دنده های متحرک می گویند . چون به جناغ سینه و دنده های بالایی وصل نیستند .نگران نشوید این دنده ها به هر طرفی حرکت نمی کنند و مثل دنده های بالایی به ستون فقرات پشت کمر متصل هستند .
استخوان جمجمهاستخوان جمجمه از مغز که مهمترین قسمت بدن است محافظت می کند . با گذاشتن دست روی سر می توانید آن را لمس کنید . مخصوصاً در پشت سر و چند سانتیمتر بالاتر از گردن . استخوان جمجمه از استخوان های متفاوتی درست شده است . بعضی از این استخوان ها از مغز محافظت می کنند و بعضی چار چوپ صورت را می سازند اگر دستتان را زیر چشم تان بگذارید بر جستگی هایی را لمس می کنید که حفره ای شکل هستند و چشمها در آن قرار دارند . کوچکترین استخوان کل بدن، در سر قرار دارد و آن استخوان رکابی پشت پرده گوش می باشد که حدود ۶/۲تا ۳/۳ میلمتر طول دارد .دوست دارید بیشتر درمورد استخوان جمجمه بدانید ؟ استخوان آرواره زیرین تنها استخوان سر است که می توانید حرکت دهید . آرواره باز و بسته می شود و شما می توانید صحبت کنید یا غذا بجوید . جمجمه تازمانیکه بچه بوده اید فرق می کرد . همه نوزادان وقتی متولد می شوند فاصله ای بین استخوانهای جمجمه شان وجود دارد . این فاصله امکان حرکت استخوان ها بسته شدن و حتی روی هم قرار گرفتن آنها هنگام تولد را امکان پذیر می کند . وقتی کودک رشد می کند فاصله بین استخوان ها کم کم بسته می شود و ازبین می رود . مفصل های مخصوصی که به آنها بخیه می گویند استخوان های جمجمه را به هم متصل می کند . استخوان دست وقتی پشت کامپیوتر می نشینید و تایپ می کنید یا خیاطی می کنید یا حتی موقع غذا خوردن از استخوانهای انگشتان ، دست ، مچ و بازو استفاده می کنید . هر بازو به استخوان شانه یا استخوان کتف متصل است . استخوان کتف یک استخوان مثلثی شکل است که در گوشه بالای
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
اسکلت بدن انسان
/
اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده است . این استخوان ها ساختار بدن را می سازند و باعث حرکتِ بدن می شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می کنند ضمناً انسان بالغ ۲۰۶ استخوان دربدن دارد (شکل بالا)؛ حالا استخوانها ی بدنمان را بررسی می کنیم .
اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده است . این استخوان ها ساختار بدن را می سازند و باعث حرکتِ بدن می شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می کنند ضمناً انسان بالغ ۲۰۶ استخوان دربدن دارد (شکل بالا)؛ حالا استخوانها ی بدنمان را بررسی می کنیم . استخوان ها از چه چیزی ساخته شده اند ؟ اگر در موزه یک اسکلت واقعی یا فسیل دیده باشید فکر می کنید همه استخوان های آنها مرده اند . هر چند استخوان هایی که در موزه می بینید خشک ،سخت و شکننده هستند ولی با استخوان های بدن شما فرق می کنند یعنی استخوان هایی که اسکلت بدن شما را می سازند زنده اند و همیشه مثل سایر اعضای بدن رشد و تغییر می کنند .همه استخوان های بدن تقریبا از مواد مشابه ساخته شده اند ؛ خارجی ترین لایه آن که قسمت صاف و سخت می باشد از استخوان فشرده درست شده است و وقتی اسکلتی را نگاه می کنید این قسمت قابل رویت می باشد . درون استخوان فشرده چند لایه استخوان حفره دار وجود دارد که شبیه اسفنج می باشند .استخوان حفره دار مثل استخوان فشرده سخت نیست ولی باز هم خیلی محکم است. دربسیاری از استخوان ها ، استخوان فشرده از قسمت درونی محافظت می کند یعنی از مغز استخوان که ژله مانند است و وظیفه اش ساختن سلول های خونی است . استخوان چگونه رشد می کنند ؟ وقتی هنوز بچه هستید دست ها ، پاها و سایر اعضای بدنتان کوچک است ، کم کم که رشد می کنید و بزرگ می شوید، همه اعضا کمی بزرگ می شوند ازجمله استخوان ها . بدن یک کودک هنگام تولد حدود ۳۰۰ استخوان نرم دارد ؛ این استخوان ها کم کم با هم جوش می خورند و ۲۰۶ استخوانی که بزرگسالان دارند تشکیل می دهند . بعضی از استخوان های کودکان از مواد نرم و انعطاف پذیری درست شده اند که به آن غضروف می گویند . در دوران کودکی درحالیکه رشد می کنید غضروف ها هم رشد می کنند و کم کم استخوان می شوند ، البته با کمک کلسیم غضروف ها تا ۲۵ سالگی سخت می شوند و در این سن تمام استخوان ها شکل گرفته اند . بعد از این غضروف ها دیگر رشد نمی کنند و استخوانهایی که به اندازه کافی رشد کرده اند اسکلتی را تشکیل می دهند که خیلی قوی و سبک است. ستون مهره ها ستون مهرها قسمتی از اسکلت است که به راحتی می توان آن را امتحان کرد دست خود را روی وسط کمر بکشید با انگشتان آنها را لمس می کنید .ستون مهره ها به شما در چرخیدن خم شدن و ایستادن کمک می کنند ، همچنین از نخاع حفاظت می کند؛ نخاع بسته بزرگی از اعصاب است که اطلاعات را از مغز به سایر اعضای بدن می فرستد . ستون مهره ها دارای بیش از یک و یا حتی دو استخوان است . ستون مهره ها از ۲۶ استخوان تشکیل شده که به این استخوان ها ستون فقرات می گویند ضمناً هر مهره مانند یک حلقه می باشد . مهره های ستون فقرات پنج نوع هستند ؛ هر قسمت کار متفاوتی انجام می دهد ؛ هفت مهره اول در بالا را مهره های گردنی می گویند که پشت سر و گردن قرار دارند . وزن سر سنگین است و این مهره ها وزن سر را تحمل می کنند .
زیر مهره های گردنی دوازده مهره قرار گرفته و مهره های قفسه سینه نام دارد و دنده ها را محکم می کند. زیر مهره های قفسه سینه پنج مهره کمری قرار گرفته است . زیر مهره های کمر، ساکرال (نشیمنگاه) قرار دارد ، پنج مهره که به هم وصل شده اند . و بالاخره درانتهای ستون فقرات استخوان دنبالچه قرار دارد که از چهار مهره به هم متصل شده درست شده است ، این قسمت خیلی مهم است چون وزن بدن را تحمل می کند و مرکز خوبی برای تحمل وزن می باشد ؛ پس وقتی یک کوله پشتی را بلند می کنید مهره های کمری ، نشیمنگاه و استخوان دنبالچه به شما نیرو می دهند ؛ وقتی می پرید یا پیاده روی می کنید این قسمت ها تعادل شما را حفظ می کنند . بین هر مهره دیسکهای کوچکی قرار دارد که جنس آن غضروف می باشد . دیسک ازساییده شدن مهره ها جلوگیری می کند و ضربه های ستون مهره ها را می گیرد . وقتی می پرید یا می چرخید یا نیزه ای پرتاب می کنید دیسک از مهره ها حفاظت می کند و مانع آسیب رساندن به آنها می شود .قفسه سینهقلب ، ریه ها و کبد اعضای مهمی هستند، دنده ها از آنها محافظت می کنند . دنده ها مثل قفسی دور سینه هستند که لمس کردن آنها راحت می باشد ، انگشتان دست را روی سینه حرکت دهید آنها را لمس می کنید . اگر نفس عمیق بکشید دنده را در جلوی بدن به آسانی لمس خواهید کرد . بچه هایی که لاغر هستند دنده های آنها زیر پوستشان مشخص است .دنده ها جفت جفت هستند و در هر طرف بدن دقیقاً جفت و یکسان می باشند بیشتر افراد دوازده جفت دنده دارند بعضی ها بیشتر از دوازده تا و بعضی ها کمتر آن دارند . همه دنده ها به ستون مهره های پشت ، درست در جایی که مهره های قفسه سینه آنها رانگه می دارند متصل شده اند . هفت جفت دنده اول قفسه سینه به جلوی جناغ سینه متصل هستند .جناغ سینه استخوان محکم در وسط سینه است که دنده ها را در جای خودشان نگه می دارد . بقیه دنده ها مستقیماً به جناغ سینه متصل نیستند . دو یا سه جفت دنده باقیمانده با بافت غضروفی به دنده های بالایی وصل می شوند .دو جفت آخر آنها را دنده های متحرک می گویند . چون به جناغ سینه و دنده های بالایی وصل نیستند .نگران نشوید این دنده ها به هر طرفی حرکت نمی کنند و مثل دنده های بالایی به ستون فقرات پشت کمر متصل هستند .
استخوان جمجمهاستخوان جمجمه از مغز که مهمترین قسمت بدن است محافظت می کند . با گذاشتن دست روی سر می توانید آن را لمس کنید . مخصوصاً در پشت سر و چند سانتیمتر بالاتر از گردن . استخوان جمجمه از استخوان های متفاوتی درست شده است . بعضی از این استخوان ها از مغز محافظت می کنند و بعضی چار چوپ صورت را می سازند اگر دستتان را زیر چشم تان بگذارید بر جستگی هایی را لمس می کنید که حفره ای شکل هستند و چشمها در آن قرار دارند . کوچکترین استخوان کل بدن، در سر قرار دارد و آن استخوان رکابی پشت پرده گوش می باشد که حدود ۶/۲تا ۳/۳ میلمتر طول دارد .دوست دارید بیشتر درمورد استخوان جمجمه بدانید ؟ استخوان آرواره زیرین تنها استخوان سر است که می توانید حرکت دهید . آرواره باز و بسته می شود و شما می توانید صحبت کنید یا غذا بجوید . جمجمه تازمانیکه بچه بوده اید فرق می کرد . همه نوزادان وقتی متولد می شوند فاصله ای بین استخوانهای جمجمه شان وجود دارد . این فاصله امکان حرکت استخوان ها بسته شدن و حتی روی هم قرار گرفتن آنها هنگام تولد را امکان پذیر می کند . وقتی کودک رشد می کند فاصله بین استخوان ها کم کم بسته می شود و ازبین می رود . مفصل های مخصوصی که به آنها بخیه می گویند استخوان های جمجمه را به هم متصل می کند . استخوان دست وقتی پشت کامپیوتر می نشینید و تایپ می کنید یا خیاطی می کنید یا حتی موقع غذا خوردن از استخوانهای انگشتان ، دست ، مچ و بازو استفاده می کنید . هر بازو به استخوان شانه یا استخوان کتف متصل است . استخوان کتف یک استخوان مثلثی شکل است که در گوشه بالای
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 51 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مسأله انسان، مسألة بی نهایت مهمی است. تمدن امروز مبنای مذهب خود را بر اومانیسم «گذاشته»، یعنی «اصالت انسان» و انسان پرستی. قضیه اینست که مذاهب گذشته و ادیان، شخصیت انسان را خرد کرده و انسان را وادار می کردند تا قربانی خدایان بشود. انسان را وادار می کردند که اراده اش را در برابر اردة خدا عاجز شمارد. او را وادار می کردند تا با نیایش و دعا و التماس از خدا چیزی طلب نماید. بهمین جهت اومانیسم، مذهبی است که از رنسانس به بعد، در برابر مذاهب خدائی، مذاهبی که بر غیب و ماوراء الطبیعه بنا شده، قرار دارد و هدفش اصالت دادن به انسان است، اینست استدلال اومانیسم. ریشه های اومانیسم در آتن می باشد ولیبه عنوان یک مذهب جهانی، زیر بنای تمدن امروز مغرب زمین قرار گرفته است، و تحقیقاً عکس العملی است در برابر مذهب اسکولاستیک و مذهب مسیحیت قرون وسطی. هدف من اینست که امشب تا آنجا که فرصت هست و قدرت دارم بدین موضوع رسیدگی کنم تا ببنم مثلاً مذهب ما، که مذهب اسلام است، دربارة انسان به عنوان چگونه پدیده ای اندیشیده؟ آیا انسان را به عنوان یک موجود عاجز که هدفش غایت و ایدآلش اینست که در برابر خدا عاجز باشد، دانسته، و آیا اسلام، انسانیت را به عنوان یک اصالت نمی گیرد؟ و ایا اعتقاد به اسلام لازمه اش عجز انسان است، و یا بر عکس، اعتقاد به اسلام و اعتقاد بع حقیقت اسلام، خود یک نوع اصالت بخشیدن به انسان است و ارزش قائل شدن به فضائل او؟ این، بحث امشب من است.
برای شناختن اینکه «اومانیسم» در مذاهب چیست، یا اینکه انسان را در مذاهب چگونه تلقی می کردند، تنها راه یا بهترین راه اینست که فلسلفة خلقت را در این مذاهب مورد مطالعه قرار دهیم. من ایجا فرصت ندارم که همة مذاهب شرق و غرب را از لحاظ فلسفة خلقت انسان بررسی نمایم. و ناچار منحصراً روی فلصفة خلقت انسان در اسلام و مذاهب قبل از اسلام که دنباله اش اسلام است، مثل مذهب موسی و عیسی و ابراهیم، مطالبی می گویم.
خلقت انسان در اسلام و یا کتب ابراهیم، که اسلام مکمل آن نهضت است، چگونه توجیه شده است و آنرا چگونه شناخته است؟ آیا می شود مقام انسان را از کیفیت خلقت انسان در قرآن، سخنان خداوند، و یا سخنان پیغمبر اسلام در این باره دریافت؟ همانطور که عرض کردم از بررسی کیفیت داستان خلقت آدم، که سمبل انسان است، در قرآن می توان فهمید که انسان در نظر خدا، نظر ادیان و در نظر دین ما چگونه موجودی است. مقدمة اینرا عرض کنم که زبان مذاهب، بالاخص زبان مذاهب سامی که ما اعتقاد به پیامبران آن داریم، زبان «سمبلیک» است.
زبان سمبلیک زبانی است که به رمز معانی را بیان می کند، این بهترین و عالی ترین زبانی است که امروز بشر بدان دسترسی پیدا کرده است و از زبان اخباری یعنی زبان روشن که مستقیماً معنی را ادا می کند ارزشی عمیق تر و جاویدتر دارد. زبان راسته یعنی زبانی که سمبل و رمز ندارد، زبانی است که ممکن است برای تعلیم ساده تر باشد ولی ماندنی نیست، چرا؟ برای اینکه به قول «عبدالرحمن بدوی» فیلسوف معروف معاصر: مکتب یا مذهبی که همة حقایق را و همة معانی مکتب خودش را بخواهد در کلمات راسته و یک بعدی و روشن ادا بکند، این مذهب ماندنی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 51 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مسأله انسان، مسألة بی نهایت مهمی است. تمدن امروز مبنای مذهب خود را بر اومانیسم «گذاشته»، یعنی «اصالت انسان» و انسان پرستی. قضیه اینست که مذاهب گذشته و ادیان، شخصیت انسان را خرد کرده و انسان را وادار می کردند تا قربانی خدایان بشود. انسان را وادار می کردند که اراده اش را در برابر اردة خدا عاجز شمارد. او را وادار می کردند تا با نیایش و دعا و التماس از خدا چیزی طلب نماید. بهمین جهت اومانیسم، مذهبی است که از رنسانس به بعد، در برابر مذاهب خدائی، مذاهبی که بر غیب و ماوراء الطبیعه بنا شده، قرار دارد و هدفش اصالت دادن به انسان است، اینست استدلال اومانیسم. ریشه های اومانیسم در آتن می باشد ولیبه عنوان یک مذهب جهانی، زیر بنای تمدن امروز مغرب زمین قرار گرفته است، و تحقیقاً عکس العملی است در برابر مذهب اسکولاستیک و مذهب مسیحیت قرون وسطی. هدف من اینست که امشب تا آنجا که فرصت هست و قدرت دارم بدین موضوع رسیدگی کنم تا ببنم مثلاً مذهب ما، که مذهب اسلام است، دربارة انسان به عنوان چگونه پدیده ای اندیشیده؟ آیا انسان را به عنوان یک موجود عاجز که هدفش غایت و ایدآلش اینست که در برابر خدا عاجز باشد، دانسته، و آیا اسلام، انسانیت را به عنوان یک اصالت نمی گیرد؟ و ایا اعتقاد به اسلام لازمه اش عجز انسان است، و یا بر عکس، اعتقاد به اسلام و اعتقاد بع حقیقت اسلام، خود یک نوع اصالت بخشیدن به انسان است و ارزش قائل شدن به فضائل او؟ این، بحث امشب من است.
برای شناختن اینکه «اومانیسم» در مذاهب چیست، یا اینکه انسان را در مذاهب چگونه تلقی می کردند، تنها راه یا بهترین راه اینست که فلسلفة خلقت را در این مذاهب مورد مطالعه قرار دهیم. من ایجا فرصت ندارم که همة مذاهب شرق و غرب را از لحاظ فلسفة خلقت انسان بررسی نمایم. و ناچار منحصراً روی فلصفة خلقت انسان در اسلام و مذاهب قبل از اسلام که دنباله اش اسلام است، مثل مذهب موسی و عیسی و ابراهیم، مطالبی می گویم.
خلقت انسان در اسلام و یا کتب ابراهیم، که اسلام مکمل آن نهضت است، چگونه توجیه شده است و آنرا چگونه شناخته است؟ آیا می شود مقام انسان را از کیفیت خلقت انسان در قرآن، سخنان خداوند، و یا سخنان پیغمبر اسلام در این باره دریافت؟ همانطور که عرض کردم از بررسی کیفیت داستان خلقت آدم، که سمبل انسان است، در قرآن می توان فهمید که انسان در نظر خدا، نظر ادیان و در نظر دین ما چگونه موجودی است. مقدمة اینرا عرض کنم که زبان مذاهب، بالاخص زبان مذاهب سامی که ما اعتقاد به پیامبران آن داریم، زبان «سمبلیک» است.
زبان سمبلیک زبانی است که به رمز معانی را بیان می کند، این بهترین و عالی ترین زبانی است که امروز بشر بدان دسترسی پیدا کرده است و از زبان اخباری یعنی زبان روشن که مستقیماً معنی را ادا می کند ارزشی عمیق تر و جاویدتر دارد. زبان راسته یعنی زبانی که سمبل و رمز ندارد، زبانی است که ممکن است برای تعلیم ساده تر باشد ولی ماندنی نیست، چرا؟ برای اینکه به قول «عبدالرحمن بدوی» فیلسوف معروف معاصر: مکتب یا مذهبی که همة حقایق را و همة معانی مکتب خودش را بخواهد در کلمات راسته و یک بعدی و روشن ادا بکند، این مذهب ماندنی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 51 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مسأله انسان، مسألة بی نهایت مهمی است. تمدن امروز مبنای مذهب خود را بر اومانیسم «گذاشته»، یعنی «اصالت انسان» و انسان پرستی. قضیه اینست که مذاهب گذشته و ادیان، شخصیت انسان را خرد کرده و انسان را وادار می کردند تا قربانی خدایان بشود. انسان را وادار می کردند که اراده اش را در برابر اردة خدا عاجز شمارد. او را وادار می کردند تا با نیایش و دعا و التماس از خدا چیزی طلب نماید. بهمین جهت اومانیسم، مذهبی است که از رنسانس به بعد، در برابر مذاهب خدائی، مذاهبی که بر غیب و ماوراء الطبیعه بنا شده، قرار دارد و هدفش اصالت دادن به انسان است، اینست استدلال اومانیسم. ریشه های اومانیسم در آتن می باشد ولیبه عنوان یک مذهب جهانی، زیر بنای تمدن امروز مغرب زمین قرار گرفته است، و تحقیقاً عکس العملی است در برابر مذهب اسکولاستیک و مذهب مسیحیت قرون وسطی. هدف من اینست که امشب تا آنجا که فرصت هست و قدرت دارم بدین موضوع رسیدگی کنم تا ببنم مثلاً مذهب ما، که مذهب اسلام است، دربارة انسان به عنوان چگونه پدیده ای اندیشیده؟ آیا انسان را به عنوان یک موجود عاجز که هدفش غایت و ایدآلش اینست که در برابر خدا عاجز باشد، دانسته، و آیا اسلام، انسانیت را به عنوان یک اصالت نمی گیرد؟ و ایا اعتقاد به اسلام لازمه اش عجز انسان است، و یا بر عکس، اعتقاد به اسلام و اعتقاد بع حقیقت اسلام، خود یک نوع اصالت بخشیدن به انسان است و ارزش قائل شدن به فضائل او؟ این، بحث امشب من است.
برای شناختن اینکه «اومانیسم» در مذاهب چیست، یا اینکه انسان را در مذاهب چگونه تلقی می کردند، تنها راه یا بهترین راه اینست که فلسلفة خلقت را در این مذاهب مورد مطالعه قرار دهیم. من ایجا فرصت ندارم که همة مذاهب شرق و غرب را از لحاظ فلسفة خلقت انسان بررسی نمایم. و ناچار منحصراً روی فلصفة خلقت انسان در اسلام و مذاهب قبل از اسلام که دنباله اش اسلام است، مثل مذهب موسی و عیسی و ابراهیم، مطالبی می گویم.
خلقت انسان در اسلام و یا کتب ابراهیم، که اسلام مکمل آن نهضت است، چگونه توجیه شده است و آنرا چگونه شناخته است؟ آیا می شود مقام انسان را از کیفیت خلقت انسان در قرآن، سخنان خداوند، و یا سخنان پیغمبر اسلام در این باره دریافت؟ همانطور که عرض کردم از بررسی کیفیت داستان خلقت آدم، که سمبل انسان است، در قرآن می توان فهمید که انسان در نظر خدا، نظر ادیان و در نظر دین ما چگونه موجودی است. مقدمة اینرا عرض کنم که زبان مذاهب، بالاخص زبان مذاهب سامی که ما اعتقاد به پیامبران آن داریم، زبان «سمبلیک» است.
زبان سمبلیک زبانی است که به رمز معانی را بیان می کند، این بهترین و عالی ترین زبانی است که امروز بشر بدان دسترسی پیدا کرده است و از زبان اخباری یعنی زبان روشن که مستقیماً معنی را ادا می کند ارزشی عمیق تر و جاویدتر دارد. زبان راسته یعنی زبانی که سمبل و رمز ندارد، زبانی است که ممکن است برای تعلیم ساده تر باشد ولی ماندنی نیست، چرا؟ برای اینکه به قول «عبدالرحمن بدوی» فیلسوف معروف معاصر: مکتب یا مذهبی که همة حقایق را و همة معانی مکتب خودش را بخواهد در کلمات راسته و یک بعدی و روشن ادا بکند، این مذهب ماندنی