لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
مقدمه
رقابت در محیط تجاری مستلزم توانمندی شرکتهای تجاری برای جذب بهینه منابع
محدود محیطی اعم از مشتری، نیروی انسانی شایسته و منابع بهینه مالی است. مصرف
بهینه این منابع، دومین عاملی است که از نقش موثری در کسب مزیت رقابتی برای
شرکتها برخوردار است. در این راستا، با وجود تمام برنامهریزیها و
دقتنظرهایی که توسط کارشناسان و متخصصان شرکتها در این زمینه صورت میگیرد،
اماهنوز برخی عوامل خارج از کنترل شرکتها وجود دارد که با درجات مختلفی از
احتمال، امکان دست نیافتن شرکتها به هریک از اهداف عملیاتی را میتواند
افزایش دهد. در این راستا، احتمال عدم دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده،
تحت عنوان ریسک مطرح است. بر مبنای اهدافی که تحت تاثیر ریسک قرار میگیرد و
همچنین از نظر عوامل موثر بر احتمال دستیابی به هدف، ریسک حاکم بر شرکتها را
به دستههای مختلفی تقسیم میکنند. از آن جمله میتوان به ریسک مالی، ریسک
تجاری، ریسک سیستماتیک، و... اشاره کرد. در این مقاله سعی بر این است تا
ابتدا، طبقهبندی اولیهای از انواع ریسک تجاری حاصل، و سپس ابعاد ریسک مالی
به طور مشروح مورد بررسی قرار گیرد . در مرحله بعد سعی بر آن است تا شاخصهای
لازم برای اندازهگیری ریسک مالی شناسایی و معرفی شود.
مفاهیم و تعاریف ریسک
با مراجعه به منابع مختلف علمی، تعاریف متعددی از ریسک میتوان یافت. که
البته هر کدام از این تعاریف بسته به بعد یا زاویه دید خود، تعریف متفاوتی
از ریسک ارائه کردهاند.
در فرهنگ مدیریت رهنما، در تعریف ریسک آمده است :
«ریسک عبارت است از هرچیزی که حال یا آینده دارایی یا توان کسب درآمد شرکت،
موسسه یا سازمانی را تهدید می کند.»
وستون و بریگام در تعریف ریسک یک دارایی مینویسند :
ریسک یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.
«نیکلز» مفهوم ریسک را از ابعاد مختلف مدنظر قرار داده و آن را از نظر مفهومی
به دو دسته تقسیم میکند. وی معتقد است واژه ریسک به احتمال ضرر، درجه احتمال
ضرر، و میزان احتمال ضرر اشاره دارد. در این راستا ریسک احتمال خطر هم احتمال
سود و هم احتمال زیان را دربر میگیرد. در حالی که ریسک خالص صرفاً احتمال
زیان را در بر میگیرد و شامل احتمال سود نمیشود، مانند احتمال وقوع آتش.
(1999,NICKLES)
لذا، با توجه به مجموعه تعاریف فوق، میتوان ریسک را به صورت زیر تعریف کرد:
«ریسک عبارت است از احتمال تغییر در مزایا و منافع پیشبینی شده برای یک
تصمیم، یک واقعه و یا یک حالت در آینده»
منظور از احتمال این است که اطمینانی به تغییرات نیست. در صورتی که اطمینان
کافی نسبت به تغییرات وجود داشت، تغییرات مطمئن در چارچوب منافع و مزایای
پیشبینی شده پوشش پیدا میکرد در حالی که عدم امکان پیشبینی ناشی از
احتمالی بودن تغییرات، آن را به ریسک حاکم بر منافع و مزایا تبدیل کرده است.
تغییر اشاره به هرگونه کاهش یا افزایش در منافع دارد. به این معنا که صرفاً
تغییرات نامطلوب نیست که در چارچوب ریسک پوشش پیدا میکند. بلکه تغییرات
مطلوب نیز در این معنا در چارچوب ریسک قرار دارد.
تصمیم، واقعه یا حالت اشاره به ارادی و غیر ارادی بودن شرایطی دارد که ریسک
بر آن حاکم میشود. ممکن است تصمیمی به صورت ارادی گرفته شود، مزایا و منافع
آن ارزیابی شود، و بر مزایا و منافع آن ریسک خاصی حاکم باشد. از طرف دیگر
ممکن است واقعه یا حالتی در آینده به صورت غیر ارادی پیشآید و پیشبینیهای
مزایا و منافع آن تحت لوای احتمال تغییر قرار گیرد.
طبقهبندیهای ارائه شده از ریسک
در مطالعات نظری صورت گرفته، طبقهبندیهای مختلفی از ریسک ارائه شده است. در
این بخش سعی بر آن است تا نظرات مختلفی که در این رابطه ارائه شده است، مورد
توجه قرار گیرد.
ریسک حاکم بر پروژههای اقتصادی از نظر جان چیکن: در این طبقهبندی، تجزیه و
تحلیل ارائه شده، به تصمیمگیرندگان و مشاوران آنها کمک میکند تا فاکتورهای
موثر بر پذیرش یا عدم پذیرش گزینههای تصمیمگیری را رتبهبندی کنند (شکل
شماره یک). در این مدل، فاکتورهای موثر بر طبقهبندی، تحت عنوان فاکتورهای
ریسک مورد اشاره قرار گرفته است. تکنیک رتبهبندی ریسک در این مدل به منظور
کمک به تصمیمگیرنده ارائه شده است تا با یک دید جامع نه تک بعدی بتوانند
ابعاد فنی، اقتصادی و اجتماعی سیاسی ریسک حاکم بر یک فعالیت اقتصادی را
ارزیابی کنند. (1994, CHOICKEN)
«چیکن» در دستهبندی دیگری از ریسک، اشاره به ریسک سطح کشور دارد که در
ارزیابی آن فاکتورهای مختلف اقتصاد ملی، اقتصاد خارجی، وضعیت بدهیهای اقتصادی
و وضعیت اجتماعی سیاسی حاکم بر شرایط کشور مطرح است.
الگوی تحلیل ریسک بانکداری از نظر گرونینگ: گرونینگ و همکاران در تحقیقی که
در بانک جهانی صورت گرفت، طبقهبندی دیگری از ریسک ارائه کردند. این
طبقهبندی با وجود اینکه به طور خاص در مورد ارزیابی ریسک در بانک ها مطرح
شده است، اما از لحاظ موضوعی و محتوایی قابلیت کاربرد برای سایر موسسات و
سازمانهای تجاری را نیز دارد. (1999, GREUNING)
اقدامات مربوط به آزادسازی بازار، جهانیشدن، و از طرف دیگر افزایش رقابت، و
تنوع گرایی، بانک ها را در معرض خطرات و چالشهای فراوانی قرار داده است. به
نوعی که شرایط جدید مستلزم نوآوری مداوم در روشهای موجود برای مدیریت شرکتها
و ریسک های مرتبط با آن است، تا بتوان در محیط رقابتی از مزیتهای لازم
برخوردار بود. افزایش فزاینده بازارگرایی در بانک ها نیز به نوبه خود اثرات
زیادی بر قانونگذاری و سرپرستی بانکها گذاشته است. شرایط جدید تاکید مجددی
است بر اینکه کیفیت مدیریت در بانک ها و به طور خاص کیفیت مدیریت ریسک نگرانی
کلیدی در اطمینان از امنیت و ثبات بانک و شبکه بانکی است.
گرونینگ در مدل ارائه شده، اشاره به Exposure Risk دارد که به نوعی معنای
تغییرات مثبت و منفی در منافع آینده را مد نظر قرار میدهد. وی در طبقهبندی
انواع ریسک موثر بر فعالیتهای تجاری، به چهار طبقه ریسک مالی، ریسک عملیاتی،
ریسک تجاری، و ریسک وقایع اشاره میکند. انواع ریسک دسته بندی شده در این
چهار طبقه از نظر گرونینگ در شکل شماره 2 مشاهده میشود.
طبقهبندی Risk Exposure از نظر زوکرمن:
«زوکرمن» مدل مدیریت ریسک خود را به منظور طراحی برنامه آموزشی مدیریت ریسک
در دانشکده بازرگانی دانشگاه تمپل ارائه کرده است. وی در مدل مذکور انواع
ریسک را شامل ریسک دارایی ریسک درآمد خالص، ریسک بدهی، ریسک کارکنان، ریسک
مالی، و ریسک عملیاتی (ریسک غیرقابل دفاع) ، میداند. (1998, ZUCKERMAN)
طبقهبندی نهایی ریسک
با توجه به مجموعه طبقهبندیهای ارائه شده از ریسک، میتوان به یک مدل کلی
از ریسک دست یافت. مدل نهایی استخراج شده در این مقاله ریسک را در سه سطح
بینالملل، سطح کشور، سطح شرکت، و سطح پروژههای سرمایهگذاری ارائه
میکند.(شکل شماره 3)
ریسک مالی و فاکتورهای اندازهگیری آن
طبقهبندی ارائه شده، نشان دهنده انواع مختلف ریسک است که به منظور ارزیابی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
مقدمه
رقابت در محیط تجاری مستلزم توانمندی شرکتهای تجاری برای جذب بهینه منابع
محدود محیطی اعم از مشتری، نیروی انسانی شایسته و منابع بهینه مالی است. مصرف
بهینه این منابع، دومین عاملی است که از نقش موثری در کسب مزیت رقابتی برای
شرکتها برخوردار است. در این راستا، با وجود تمام برنامهریزیها و
دقتنظرهایی که توسط کارشناسان و متخصصان شرکتها در این زمینه صورت میگیرد،
اماهنوز برخی عوامل خارج از کنترل شرکتها وجود دارد که با درجات مختلفی از
احتمال، امکان دست نیافتن شرکتها به هریک از اهداف عملیاتی را میتواند
افزایش دهد. در این راستا، احتمال عدم دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده،
تحت عنوان ریسک مطرح است. بر مبنای اهدافی که تحت تاثیر ریسک قرار میگیرد و
همچنین از نظر عوامل موثر بر احتمال دستیابی به هدف، ریسک حاکم بر شرکتها را
به دستههای مختلفی تقسیم میکنند. از آن جمله میتوان به ریسک مالی، ریسک
تجاری، ریسک سیستماتیک، و... اشاره کرد. در این مقاله سعی بر این است تا
ابتدا، طبقهبندی اولیهای از انواع ریسک تجاری حاصل، و سپس ابعاد ریسک مالی
به طور مشروح مورد بررسی قرار گیرد . در مرحله بعد سعی بر آن است تا شاخصهای
لازم برای اندازهگیری ریسک مالی شناسایی و معرفی شود.
مفاهیم و تعاریف ریسک
با مراجعه به منابع مختلف علمی، تعاریف متعددی از ریسک میتوان یافت. که
البته هر کدام از این تعاریف بسته به بعد یا زاویه دید خود، تعریف متفاوتی
از ریسک ارائه کردهاند.
در فرهنگ مدیریت رهنما، در تعریف ریسک آمده است :
«ریسک عبارت است از هرچیزی که حال یا آینده دارایی یا توان کسب درآمد شرکت،
موسسه یا سازمانی را تهدید می کند.»
وستون و بریگام در تعریف ریسک یک دارایی مینویسند :
ریسک یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.
«نیکلز» مفهوم ریسک را از ابعاد مختلف مدنظر قرار داده و آن را از نظر مفهومی
به دو دسته تقسیم میکند. وی معتقد است واژه ریسک به احتمال ضرر، درجه احتمال
ضرر، و میزان احتمال ضرر اشاره دارد. در این راستا ریسک احتمال خطر هم احتمال
سود و هم احتمال زیان را دربر میگیرد. در حالی که ریسک خالص صرفاً احتمال
زیان را در بر میگیرد و شامل احتمال سود نمیشود، مانند احتمال وقوع آتش.
(1999,NICKLES)
لذا، با توجه به مجموعه تعاریف فوق، میتوان ریسک را به صورت زیر تعریف کرد:
«ریسک عبارت است از احتمال تغییر در مزایا و منافع پیشبینی شده برای یک
تصمیم، یک واقعه و یا یک حالت در آینده»
منظور از احتمال این است که اطمینانی به تغییرات نیست. در صورتی که اطمینان
کافی نسبت به تغییرات وجود داشت، تغییرات مطمئن در چارچوب منافع و مزایای
پیشبینی شده پوشش پیدا میکرد در حالی که عدم امکان پیشبینی ناشی از
احتمالی بودن تغییرات، آن را به ریسک حاکم بر منافع و مزایا تبدیل کرده است.
تغییر اشاره به هرگونه کاهش یا افزایش در منافع دارد. به این معنا که صرفاً
تغییرات نامطلوب نیست که در چارچوب ریسک پوشش پیدا میکند. بلکه تغییرات
مطلوب نیز در این معنا در چارچوب ریسک قرار دارد.
تصمیم، واقعه یا حالت اشاره به ارادی و غیر ارادی بودن شرایطی دارد که ریسک
بر آن حاکم میشود. ممکن است تصمیمی به صورت ارادی گرفته شود، مزایا و منافع
آن ارزیابی شود، و بر مزایا و منافع آن ریسک خاصی حاکم باشد. از طرف دیگر
ممکن است واقعه یا حالتی در آینده به صورت غیر ارادی پیشآید و پیشبینیهای
مزایا و منافع آن تحت لوای احتمال تغییر قرار گیرد.
طبقهبندیهای ارائه شده از ریسک
در مطالعات نظری صورت گرفته، طبقهبندیهای مختلفی از ریسک ارائه شده است. در
این بخش سعی بر آن است تا نظرات مختلفی که در این رابطه ارائه شده است، مورد
توجه قرار گیرد.
ریسک حاکم بر پروژههای اقتصادی از نظر جان چیکن: در این طبقهبندی، تجزیه و
تحلیل ارائه شده، به تصمیمگیرندگان و مشاوران آنها کمک میکند تا فاکتورهای
موثر بر پذیرش یا عدم پذیرش گزینههای تصمیمگیری را رتبهبندی کنند (شکل
شماره یک). در این مدل، فاکتورهای موثر بر طبقهبندی، تحت عنوان فاکتورهای
ریسک مورد اشاره قرار گرفته است. تکنیک رتبهبندی ریسک در این مدل به منظور
کمک به تصمیمگیرنده ارائه شده است تا با یک دید جامع نه تک بعدی بتوانند
ابعاد فنی، اقتصادی و اجتماعی سیاسی ریسک حاکم بر یک فعالیت اقتصادی را
ارزیابی کنند. (1994, CHOICKEN)
«چیکن» در دستهبندی دیگری از ریسک، اشاره به ریسک سطح کشور دارد که در
ارزیابی آن فاکتورهای مختلف اقتصاد ملی، اقتصاد خارجی، وضعیت بدهیهای اقتصادی
و وضعیت اجتماعی سیاسی حاکم بر شرایط کشور مطرح است.
الگوی تحلیل ریسک بانکداری از نظر گرونینگ: گرونینگ و همکاران در تحقیقی که
در بانک جهانی صورت گرفت، طبقهبندی دیگری از ریسک ارائه کردند. این
طبقهبندی با وجود اینکه به طور خاص در مورد ارزیابی ریسک در بانک ها مطرح
شده است، اما از لحاظ موضوعی و محتوایی قابلیت کاربرد برای سایر موسسات و
سازمانهای تجاری را نیز دارد. (1999, GREUNING)
اقدامات مربوط به آزادسازی بازار، جهانیشدن، و از طرف دیگر افزایش رقابت، و
تنوع گرایی، بانک ها را در معرض خطرات و چالشهای فراوانی قرار داده است. به
نوعی که شرایط جدید مستلزم نوآوری مداوم در روشهای موجود برای مدیریت شرکتها
و ریسک های مرتبط با آن است، تا بتوان در محیط رقابتی از مزیتهای لازم
برخوردار بود. افزایش فزاینده بازارگرایی در بانک ها نیز به نوبه خود اثرات
زیادی بر قانونگذاری و سرپرستی بانکها گذاشته است. شرایط جدید تاکید مجددی
است بر اینکه کیفیت مدیریت در بانک ها و به طور خاص کیفیت مدیریت ریسک نگرانی
کلیدی در اطمینان از امنیت و ثبات بانک و شبکه بانکی است.
گرونینگ در مدل ارائه شده، اشاره به Exposure Risk دارد که به نوعی معنای
تغییرات مثبت و منفی در منافع آینده را مد نظر قرار میدهد. وی در طبقهبندی
انواع ریسک موثر بر فعالیتهای تجاری، به چهار طبقه ریسک مالی، ریسک عملیاتی،
ریسک تجاری، و ریسک وقایع اشاره میکند. انواع ریسک دسته بندی شده در این
چهار طبقه از نظر گرونینگ در شکل شماره 2 مشاهده میشود.
طبقهبندی Risk Exposure از نظر زوکرمن:
«زوکرمن» مدل مدیریت ریسک خود را به منظور طراحی برنامه آموزشی مدیریت ریسک
در دانشکده بازرگانی دانشگاه تمپل ارائه کرده است. وی در مدل مذکور انواع
ریسک را شامل ریسک دارایی ریسک درآمد خالص، ریسک بدهی، ریسک کارکنان، ریسک
مالی، و ریسک عملیاتی (ریسک غیرقابل دفاع) ، میداند. (1998, ZUCKERMAN)
طبقهبندی نهایی ریسک
با توجه به مجموعه طبقهبندیهای ارائه شده از ریسک، میتوان به یک مدل کلی
از ریسک دست یافت. مدل نهایی استخراج شده در این مقاله ریسک را در سه سطح
بینالملل، سطح کشور، سطح شرکت، و سطح پروژههای سرمایهگذاری ارائه
میکند.(شکل شماره 3)
ریسک مالی و فاکتورهای اندازهگیری آن
طبقهبندی ارائه شده، نشان دهنده انواع مختلف ریسک است که به منظور ارزیابی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
مقدمه
رقابت در محیط تجاری مستلزم توانمندی شرکتهای تجاری برای جذب بهینه منابع
محدود محیطی اعم از مشتری، نیروی انسانی شایسته و منابع بهینه مالی است. مصرف
بهینه این منابع، دومین عاملی است که از نقش موثری در کسب مزیت رقابتی برای
شرکتها برخوردار است. در این راستا، با وجود تمام برنامهریزیها و
دقتنظرهایی که توسط کارشناسان و متخصصان شرکتها در این زمینه صورت میگیرد،
اماهنوز برخی عوامل خارج از کنترل شرکتها وجود دارد که با درجات مختلفی از
احتمال، امکان دست نیافتن شرکتها به هریک از اهداف عملیاتی را میتواند
افزایش دهد. در این راستا، احتمال عدم دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده،
تحت عنوان ریسک مطرح است. بر مبنای اهدافی که تحت تاثیر ریسک قرار میگیرد و
همچنین از نظر عوامل موثر بر احتمال دستیابی به هدف، ریسک حاکم بر شرکتها را
به دستههای مختلفی تقسیم میکنند. از آن جمله میتوان به ریسک مالی، ریسک
تجاری، ریسک سیستماتیک، و... اشاره کرد. در این مقاله سعی بر این است تا
ابتدا، طبقهبندی اولیهای از انواع ریسک تجاری حاصل، و سپس ابعاد ریسک مالی
به طور مشروح مورد بررسی قرار گیرد . در مرحله بعد سعی بر آن است تا شاخصهای
لازم برای اندازهگیری ریسک مالی شناسایی و معرفی شود.
مفاهیم و تعاریف ریسک
با مراجعه به منابع مختلف علمی، تعاریف متعددی از ریسک میتوان یافت. که
البته هر کدام از این تعاریف بسته به بعد یا زاویه دید خود، تعریف متفاوتی
از ریسک ارائه کردهاند.
در فرهنگ مدیریت رهنما، در تعریف ریسک آمده است :
«ریسک عبارت است از هرچیزی که حال یا آینده دارایی یا توان کسب درآمد شرکت،
موسسه یا سازمانی را تهدید می کند.»
وستون و بریگام در تعریف ریسک یک دارایی مینویسند :
ریسک یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.
«نیکلز» مفهوم ریسک را از ابعاد مختلف مدنظر قرار داده و آن را از نظر مفهومی
به دو دسته تقسیم میکند. وی معتقد است واژه ریسک به احتمال ضرر، درجه احتمال
ضرر، و میزان احتمال ضرر اشاره دارد. در این راستا ریسک احتمال خطر هم احتمال
سود و هم احتمال زیان را دربر میگیرد. در حالی که ریسک خالص صرفاً احتمال
زیان را در بر میگیرد و شامل احتمال سود نمیشود، مانند احتمال وقوع آتش.
(1999,NICKLES)
لذا، با توجه به مجموعه تعاریف فوق، میتوان ریسک را به صورت زیر تعریف کرد:
«ریسک عبارت است از احتمال تغییر در مزایا و منافع پیشبینی شده برای یک
تصمیم، یک واقعه و یا یک حالت در آینده»
منظور از احتمال این است که اطمینانی به تغییرات نیست. در صورتی که اطمینان
کافی نسبت به تغییرات وجود داشت، تغییرات مطمئن در چارچوب منافع و مزایای
پیشبینی شده پوشش پیدا میکرد در حالی که عدم امکان پیشبینی ناشی از
احتمالی بودن تغییرات، آن را به ریسک حاکم بر منافع و مزایا تبدیل کرده است.
تغییر اشاره به هرگونه کاهش یا افزایش در منافع دارد. به این معنا که صرفاً
تغییرات نامطلوب نیست که در چارچوب ریسک پوشش پیدا میکند. بلکه تغییرات
مطلوب نیز در این معنا در چارچوب ریسک قرار دارد.
تصمیم، واقعه یا حالت اشاره به ارادی و غیر ارادی بودن شرایطی دارد که ریسک
بر آن حاکم میشود. ممکن است تصمیمی به صورت ارادی گرفته شود، مزایا و منافع
آن ارزیابی شود، و بر مزایا و منافع آن ریسک خاصی حاکم باشد. از طرف دیگر
ممکن است واقعه یا حالتی در آینده به صورت غیر ارادی پیشآید و پیشبینیهای
مزایا و منافع آن تحت لوای احتمال تغییر قرار گیرد.
طبقهبندیهای ارائه شده از ریسک
در مطالعات نظری صورت گرفته، طبقهبندیهای مختلفی از ریسک ارائه شده است. در
این بخش سعی بر آن است تا نظرات مختلفی که در این رابطه ارائه شده است، مورد
توجه قرار گیرد.
ریسک حاکم بر پروژههای اقتصادی از نظر جان چیکن: در این طبقهبندی، تجزیه و
تحلیل ارائه شده، به تصمیمگیرندگان و مشاوران آنها کمک میکند تا فاکتورهای
موثر بر پذیرش یا عدم پذیرش گزینههای تصمیمگیری را رتبهبندی کنند (شکل
شماره یک). در این مدل، فاکتورهای موثر بر طبقهبندی، تحت عنوان فاکتورهای
ریسک مورد اشاره قرار گرفته است. تکنیک رتبهبندی ریسک در این مدل به منظور
کمک به تصمیمگیرنده ارائه شده است تا با یک دید جامع نه تک بعدی بتوانند
ابعاد فنی، اقتصادی و اجتماعی سیاسی ریسک حاکم بر یک فعالیت اقتصادی را
ارزیابی کنند. (1994, CHOICKEN)
«چیکن» در دستهبندی دیگری از ریسک، اشاره به ریسک سطح کشور دارد که در
ارزیابی آن فاکتورهای مختلف اقتصاد ملی، اقتصاد خارجی، وضعیت بدهیهای اقتصادی
و وضعیت اجتماعی سیاسی حاکم بر شرایط کشور مطرح است.
الگوی تحلیل ریسک بانکداری از نظر گرونینگ: گرونینگ و همکاران در تحقیقی که
در بانک جهانی صورت گرفت، طبقهبندی دیگری از ریسک ارائه کردند. این
طبقهبندی با وجود اینکه به طور خاص در مورد ارزیابی ریسک در بانک ها مطرح
شده است، اما از لحاظ موضوعی و محتوایی قابلیت کاربرد برای سایر موسسات و
سازمانهای تجاری را نیز دارد. (1999, GREUNING)
اقدامات مربوط به آزادسازی بازار، جهانیشدن، و از طرف دیگر افزایش رقابت، و
تنوع گرایی، بانک ها را در معرض خطرات و چالشهای فراوانی قرار داده است. به
نوعی که شرایط جدید مستلزم نوآوری مداوم در روشهای موجود برای مدیریت شرکتها
و ریسک های مرتبط با آن است، تا بتوان در محیط رقابتی از مزیتهای لازم
برخوردار بود. افزایش فزاینده بازارگرایی در بانک ها نیز به نوبه خود اثرات
زیادی بر قانونگذاری و سرپرستی بانکها گذاشته است. شرایط جدید تاکید مجددی
است بر اینکه کیفیت مدیریت در بانک ها و به طور خاص کیفیت مدیریت ریسک نگرانی
کلیدی در اطمینان از امنیت و ثبات بانک و شبکه بانکی است.
گرونینگ در مدل ارائه شده، اشاره به Exposure Risk دارد که به نوعی معنای
تغییرات مثبت و منفی در منافع آینده را مد نظر قرار میدهد. وی در طبقهبندی
انواع ریسک موثر بر فعالیتهای تجاری، به چهار طبقه ریسک مالی، ریسک عملیاتی،
ریسک تجاری، و ریسک وقایع اشاره میکند. انواع ریسک دسته بندی شده در این
چهار طبقه از نظر گرونینگ در شکل شماره 2 مشاهده میشود.
طبقهبندی Risk Exposure از نظر زوکرمن:
«زوکرمن» مدل مدیریت ریسک خود را به منظور طراحی برنامه آموزشی مدیریت ریسک
در دانشکده بازرگانی دانشگاه تمپل ارائه کرده است. وی در مدل مذکور انواع
ریسک را شامل ریسک دارایی ریسک درآمد خالص، ریسک بدهی، ریسک کارکنان، ریسک
مالی، و ریسک عملیاتی (ریسک غیرقابل دفاع) ، میداند. (1998, ZUCKERMAN)
طبقهبندی نهایی ریسک
با توجه به مجموعه طبقهبندیهای ارائه شده از ریسک، میتوان به یک مدل کلی
از ریسک دست یافت. مدل نهایی استخراج شده در این مقاله ریسک را در سه سطح
بینالملل، سطح کشور، سطح شرکت، و سطح پروژههای سرمایهگذاری ارائه
میکند.(شکل شماره 3)
ریسک مالی و فاکتورهای اندازهگیری آن
طبقهبندی ارائه شده، نشان دهنده انواع مختلف ریسک است که به منظور ارزیابی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
مقدمه
رقابت در محیط تجاری مستلزم توانمندی شرکتهای تجاری برای جذب بهینه منابع
محدود محیطی اعم از مشتری، نیروی انسانی شایسته و منابع بهینه مالی است. مصرف
بهینه این منابع، دومین عاملی است که از نقش موثری در کسب مزیت رقابتی برای
شرکتها برخوردار است. در این راستا، با وجود تمام برنامهریزیها و
دقتنظرهایی که توسط کارشناسان و متخصصان شرکتها در این زمینه صورت میگیرد،
اماهنوز برخی عوامل خارج از کنترل شرکتها وجود دارد که با درجات مختلفی از
احتمال، امکان دست نیافتن شرکتها به هریک از اهداف عملیاتی را میتواند
افزایش دهد. در این راستا، احتمال عدم دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده،
تحت عنوان ریسک مطرح است. بر مبنای اهدافی که تحت تاثیر ریسک قرار میگیرد و
همچنین از نظر عوامل موثر بر احتمال دستیابی به هدف، ریسک حاکم بر شرکتها را
به دستههای مختلفی تقسیم میکنند. از آن جمله میتوان به ریسک مالی، ریسک
تجاری، ریسک سیستماتیک، و... اشاره کرد. در این مقاله سعی بر این است تا
ابتدا، طبقهبندی اولیهای از انواع ریسک تجاری حاصل، و سپس ابعاد ریسک مالی
به طور مشروح مورد بررسی قرار گیرد . در مرحله بعد سعی بر آن است تا شاخصهای
لازم برای اندازهگیری ریسک مالی شناسایی و معرفی شود.
مفاهیم و تعاریف ریسک
با مراجعه به منابع مختلف علمی، تعاریف متعددی از ریسک میتوان یافت. که
البته هر کدام از این تعاریف بسته به بعد یا زاویه دید خود، تعریف متفاوتی
از ریسک ارائه کردهاند.
در فرهنگ مدیریت رهنما، در تعریف ریسک آمده است :
«ریسک عبارت است از هرچیزی که حال یا آینده دارایی یا توان کسب درآمد شرکت،
موسسه یا سازمانی را تهدید می کند.»
وستون و بریگام در تعریف ریسک یک دارایی مینویسند :
ریسک یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.
«نیکلز» مفهوم ریسک را از ابعاد مختلف مدنظر قرار داده و آن را از نظر مفهومی
به دو دسته تقسیم میکند. وی معتقد است واژه ریسک به احتمال ضرر، درجه احتمال
ضرر، و میزان احتمال ضرر اشاره دارد. در این راستا ریسک احتمال خطر هم احتمال
سود و هم احتمال زیان را دربر میگیرد. در حالی که ریسک خالص صرفاً احتمال
زیان را در بر میگیرد و شامل احتمال سود نمیشود، مانند احتمال وقوع آتش.
(1999,NICKLES)
لذا، با توجه به مجموعه تعاریف فوق، میتوان ریسک را به صورت زیر تعریف کرد:
«ریسک عبارت است از احتمال تغییر در مزایا و منافع پیشبینی شده برای یک
تصمیم، یک واقعه و یا یک حالت در آینده»
منظور از احتمال این است که اطمینانی به تغییرات نیست. در صورتی که اطمینان
کافی نسبت به تغییرات وجود داشت، تغییرات مطمئن در چارچوب منافع و مزایای
پیشبینی شده پوشش پیدا میکرد در حالی که عدم امکان پیشبینی ناشی از
احتمالی بودن تغییرات، آن را به ریسک حاکم بر منافع و مزایا تبدیل کرده است.
تغییر اشاره به هرگونه کاهش یا افزایش در منافع دارد. به این معنا که صرفاً
تغییرات نامطلوب نیست که در چارچوب ریسک پوشش پیدا میکند. بلکه تغییرات
مطلوب نیز در این معنا در چارچوب ریسک قرار دارد.
تصمیم، واقعه یا حالت اشاره به ارادی و غیر ارادی بودن شرایطی دارد که ریسک
بر آن حاکم میشود. ممکن است تصمیمی به صورت ارادی گرفته شود، مزایا و منافع
آن ارزیابی شود، و بر مزایا و منافع آن ریسک خاصی حاکم باشد. از طرف دیگر
ممکن است واقعه یا حالتی در آینده به صورت غیر ارادی پیشآید و پیشبینیهای
مزایا و منافع آن تحت لوای احتمال تغییر قرار گیرد.
طبقهبندیهای ارائه شده از ریسک
در مطالعات نظری صورت گرفته، طبقهبندیهای مختلفی از ریسک ارائه شده است. در
این بخش سعی بر آن است تا نظرات مختلفی که در این رابطه ارائه شده است، مورد
توجه قرار گیرد.
ریسک حاکم بر پروژههای اقتصادی از نظر جان چیکن: در این طبقهبندی، تجزیه و
تحلیل ارائه شده، به تصمیمگیرندگان و مشاوران آنها کمک میکند تا فاکتورهای
موثر بر پذیرش یا عدم پذیرش گزینههای تصمیمگیری را رتبهبندی کنند (شکل
شماره یک). در این مدل، فاکتورهای موثر بر طبقهبندی، تحت عنوان فاکتورهای
ریسک مورد اشاره قرار گرفته است. تکنیک رتبهبندی ریسک در این مدل به منظور
کمک به تصمیمگیرنده ارائه شده است تا با یک دید جامع نه تک بعدی بتوانند
ابعاد فنی، اقتصادی و اجتماعی سیاسی ریسک حاکم بر یک فعالیت اقتصادی را
ارزیابی کنند. (1994, CHOICKEN)
«چیکن» در دستهبندی دیگری از ریسک، اشاره به ریسک سطح کشور دارد که در
ارزیابی آن فاکتورهای مختلف اقتصاد ملی، اقتصاد خارجی، وضعیت بدهیهای اقتصادی
و وضعیت اجتماعی سیاسی حاکم بر شرایط کشور مطرح است.
الگوی تحلیل ریسک بانکداری از نظر گرونینگ: گرونینگ و همکاران در تحقیقی که
در بانک جهانی صورت گرفت، طبقهبندی دیگری از ریسک ارائه کردند. این
طبقهبندی با وجود اینکه به طور خاص در مورد ارزیابی ریسک در بانک ها مطرح
شده است، اما از لحاظ موضوعی و محتوایی قابلیت کاربرد برای سایر موسسات و
سازمانهای تجاری را نیز دارد. (1999, GREUNING)
اقدامات مربوط به آزادسازی بازار، جهانیشدن، و از طرف دیگر افزایش رقابت، و
تنوع گرایی، بانک ها را در معرض خطرات و چالشهای فراوانی قرار داده است. به
نوعی که شرایط جدید مستلزم نوآوری مداوم در روشهای موجود برای مدیریت شرکتها
و ریسک های مرتبط با آن است، تا بتوان در محیط رقابتی از مزیتهای لازم
برخوردار بود. افزایش فزاینده بازارگرایی در بانک ها نیز به نوبه خود اثرات
زیادی بر قانونگذاری و سرپرستی بانکها گذاشته است. شرایط جدید تاکید مجددی
است بر اینکه کیفیت مدیریت در بانک ها و به طور خاص کیفیت مدیریت ریسک نگرانی
کلیدی در اطمینان از امنیت و ثبات بانک و شبکه بانکی است.
گرونینگ در مدل ارائه شده، اشاره به Exposure Risk دارد که به نوعی معنای
تغییرات مثبت و منفی در منافع آینده را مد نظر قرار میدهد. وی در طبقهبندی
انواع ریسک موثر بر فعالیتهای تجاری، به چهار طبقه ریسک مالی، ریسک عملیاتی،
ریسک تجاری، و ریسک وقایع اشاره میکند. انواع ریسک دسته بندی شده در این
چهار طبقه از نظر گرونینگ در شکل شماره 2 مشاهده میشود.
طبقهبندی Risk Exposure از نظر زوکرمن:
«زوکرمن» مدل مدیریت ریسک خود را به منظور طراحی برنامه آموزشی مدیریت ریسک
در دانشکده بازرگانی دانشگاه تمپل ارائه کرده است. وی در مدل مذکور انواع
ریسک را شامل ریسک دارایی ریسک درآمد خالص، ریسک بدهی، ریسک کارکنان، ریسک
مالی، و ریسک عملیاتی (ریسک غیرقابل دفاع) ، میداند. (1998, ZUCKERMAN)
طبقهبندی نهایی ریسک
با توجه به مجموعه طبقهبندیهای ارائه شده از ریسک، میتوان به یک مدل کلی
از ریسک دست یافت. مدل نهایی استخراج شده در این مقاله ریسک را در سه سطح
بینالملل، سطح کشور، سطح شرکت، و سطح پروژههای سرمایهگذاری ارائه
میکند.(شکل شماره 3)
ریسک مالی و فاکتورهای اندازهگیری آن
طبقهبندی ارائه شده، نشان دهنده انواع مختلف ریسک است که به منظور ارزیابی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
مقدمه
قبل از قرن هفدهم ، علم و فلسفه با یگدیگر در قلمرو معارف بشری مورد تحقیق واقع می شدند و مرز مشخصی میان آن دو وجود نداشت ، تا آنکه در دوران رنسانس ، فرهنگ اومانیسم زمینه های شناخت مسائل اجتماعی را از طریق عقل و تجربه به وجود آورد ؛ این روند در خلال قرن هفدهم آنچنان شتاب یافت که باعث شد در ابتدای قرن هجدهم زمزمه ی استقلال و جدایی علوم اجتماعی از فلسفه آغاز شود ؛ و پدیدۀاستقلال و انفکاک علوم اجتماعی از فلسفه نیز به طور طبیعی این اندیشه را نمودار ساخت که پدیدۀ اجتماعی ویژگی های منظمی دارند و قانون حاکم بر رفتار اجتماعی همانند قانونمندی حاکم بر جهان ماده و طبیعت است . در مورد اقتصاد هم ، اندیشمندان اقتصادی معتقد بودند که فعالیت های انسان در تولید ، توزیع و مصرف تابع قوانین طبیعی است که باید آنها را شناخت تا آنکه بتوان روابط علمی بین پدیده های اقتصادی را تبین کرد . از آنجا که این قوانین طبیعی است پس ، مناسب ترین قوانینی هستند که می توانند تعادل به وجود آورند ، به شرط اینکه در وضعیت طبیعی و آزادبکار روند و دولت یا اخلاق یا دین ، در عملکرد آنها دخالتی نکنند . بنابراین پدیده های عینی اقتصادی و رفتار های انسان عاقل اقتصادی در صحنه اقتصاد ، همانند دیگر رخداد های فیزیکی ، تابع رابطه علمی مشخص است و با روش تجربه قابل ملاحظه و بررسی است . واقعیت این است که پیدایش رفتار های اقتصادی ، تصادفی و اتفاقی نیست ، بلکه نظام علّی و معلولی بر آنها حاکم است ؛ به گونه ای که می توان در سایه رابطه علیت ، این رفتار ها را تفسیر کرد ؛ ولی نباید از نظر دور داشت که یکی از اجزاء علت تامه و این رفتار ها و رخدادهای عینی اراده و اختیار انسان است . رابطه اقتصادی در جامعه الزاما"در چهارچوب یک نظام اقتصادی ، مشکل می گیرد و نظام اقتصادی هم بدون « جهت » و « هدف » پذیرفته نیست و « باید » های که « جهت » و « هدف » نظام اقتصادی را تبیین می کنند ؛ « باید » های مبانی نامیده می شود .
اقتصاد چیست؟
انسان با توجه به تمایلی که به ارضای نیاز های خود دارد ، سعی می کند که با صرف حداقل تلاش یا هزینه ، حداکثر نتیجه را به دست آورد ، این راه و روش ، اصل اقتصاد نامیده شده ، فرد تحت تأثیر هر مشرب خاص که باشد ، لازم است بر مبنای این اصل رفتار کند . بنابرین ، « اقتصاد » علمی است که رفتار و رابطه انسان را با اشیای مادی مورد نیاز او که به رایگان در طبیعت نمی یابد ، مطالعه می کند . مطالعه اقتصاد باید درک ، بیان و تا حدی پیش بینی رفتار اقتصادی انسان را امکان پذیر سازد . این مطالعه باید به بهبود رفاه مادی فردی و اجتماعی بشر کمک کند ؛ بنابرین می توان ادعا کرد که اقتصاد ، قبل از هر چیز ، به تجزیه و تحلیل و تو ضیح شرایط و روابطی که در قلمرو رفاه مادی قرار دارد ، می پردازد . و اقتصاد بر خلاف علوم طبیعی ، علم محض نیست ؛ بلکه مجموعه اصول و قواعدی است که تحت تأثیر اراده بشر قرار می گیرد .
اقتصاد
اقتصاد دانشی است که با توجه به کمبود کالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینه کالاها و تولیدات میپردازد. پرسش بنیادین برای دانش اقتصاد مسئله حداکثر شدن رضایت و مطلوبیت انسانهاست. این دانش به دو بخش اصلی اقتصاد خرد و کلان تقسیم میشود.آدام اسمیت پدر علم اقتصاد میباشد. امروزه این علم با استفاده از مدلهای ریاضی از سایر علوم انسانی فاصله گرفته است. برای نمونه نظریه بازیها که با استفاده از توپولوژی در حال گسترش است. در زمینه اقتصاد کلان نیز معادلات دیفرانسیل و بهینه سازی توابع مطلوبیت انتگرال با محدودیت معادلات دیفرانسیل معروف به معادلات هامیلتونی رواج دارد.
موضوع علم اقتصاد
موضوع اقتصاد عبارت است : از ثروت (کالاها ، خدمات و منابع ) از حیث چگونگی تولید ، توزیع و مصرف آن . مقصود از « ثروت » جنبه مالیت و ارزش کالاها و خدمات است ، نه جنبه عینیت اموال ؛ بنابرین ثروت از نظر ارزشمند بودن و مالیت موضوع اقتصاد است . ثروت ،از حیث چگونگی رشد ، توزیع و به مصرف رساندن آن موضوع اقتصاد است ، نه از حیث آن به این شخص یا آن شخص
تعریف اقتصاد
یکی از معانی اقتصاد در لغت ، میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در هر کاری است . در آیه « و اقصد فی مشیک » نیز به همین معنی آمده است . از آن نظر که اعتدال در هزینه زندگی یکی از مصادیق میانه روی بوده ، کلمه « اقتصاد » دربارۀ آن بسیار استعمال می شده است تا آنجا که در به کار گیری عرفی از « اقتصاد » غالبا" همین معنی مقصود بوده است . اقتصاد از معانی عرفی خود (میانه روی در معاش و تناسب دخلو خرج ) ، تعمیم داده شده و معادل economy قرار گرفته است . به هر حال برای « اقتصاد » که اقتصاددانان از بحث می کنند تعاریف مختلفی ارائه شده است .
ارسطو : علم اقتصاد یعنی مدیریت خانه .
آدام اسمیت : اقتصاد ، علم بررسی ماهیت و علل ثروت ملل است .
استوارت میل : اقتصاد ، عبارت است از بررسی ماهیت ثروت از طریق قوانین تولید و
توزیع ریکاردو :اقتصاد علم است . آلفرد مارشال : اقتصاد ،عبارت است از مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای . در تعریف دیگر : علم اقتصاد بررسی کردار های انسان در جریان عادی زندگی اقتصاد یعنی کسب درامد و تمتع از آن برای تربیت دادن زندگی است .
روشهای تحقیق ، تحلیل و طرح مسائل اقتصادی
روش شناسی
اقتصاد دارای روش های تحقیق ، تحلیل و بیان موضوعاتی است که در بعضی از آنها با سایر علوم مشترک است . در اقتصاد دو روش شناخته شده « روش قیاسی » و « روش استقرای » برای شکل دادن به نظریه های اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد .