
*******************************************************
لینک دانلود و خرید محصول در پایین توضیحات
فرمت فایل: ورد (Word)
قابل ویرایش و آماده چاپ
*******************************************************
قسمتی از محتوای متن جهت بررسی شما پیش از خرید در این قسمت آورده شده است:
تعداد صفحات : 32 صفحه
مهانداس کارامچاند گاندی(1869-1948) یک رهبر بزرگ روحانی وسیاسی جنبش استقلال هند بود.
وی مبتکر Wikisource]] [۱] "]]ساتیاگراها[[" طرح مقاومت توده ها بود که شیوه عدم تبعیت از قانون را معرفی نمود و آهیمسا (]]پرهیز از خشونت[[) را بعنوان مبنای کارمبارزه خویش قرار داد؛ این شیوه مبارزه به یکی از محکم ترین فلسفه های مبارزه برای آزادی در سراسر جهان تبدیل شد.
اورا با نام "ماهاتما گاندی" (هندی: महात्मा، / الگو:IPA/ ؛ در]]سانسکریت، "ماهاتما[[" به معنای "روح بزرگ" است) می شناسند ودر همه جای دنیا با این نام و نام "باپو" (در بسیاری از زبان ها به معنی" پدر") از وی یاد می شود.
گاندی نخستین بار ایده عدم تبعیت از قانون را در تلاش برای احقاق حقوق مدنی در کشور آفریقای جنوبی بکار گرفت.
در بازگشت به هند رهبری کشاورزان و کارگران فقیر را به عهده گرفت و آنها را به اعتراض علیه مالیات ظالمانه و تبعیض فراگیر رهنمون گردید.
او در سمت ریاست کنگره ملی هند برای فقرزدایی، آزادی زنان، برادری در میان اقشار مختلف و پایان بخشیدن به ایده نجاست و رفع تبعیض و نیل به خودکفایی اقتصادی کشور تلاش نمود.
اما مبارزه او معطوف هدف استقلال هند سواراج بود.
در هند شهرت زیادی کسب کرده بود و درسال 1930 با سفری 400 کیلومتری مردم منطقه را به نپرداختن مالیاتت نمک ترغیب نمود دندی مارچ و در سال 1942 علنا خواستار"]]خروج بریتانیا از هند[[" شد.
گاندی حتی از سخت ترین شرایط به دلیل دو اصل عدم خشونت و حقیقت پای بند ماند.
وی دانشجوی فلسفه هندو بود و زندگی ساده ای داشت.
اونظام زندگی آشرام را برای خویش سازماندهی کرده بود یعنی تامین نیازهای شخصی به دست خود.
او لباسهایش را خود تهیه میکرد وبا خوراک ساده و گیاهخواری یا خام خواری زندگی می نمود.
برای پاک کردن درون خویش روزه های سخت می گرفت وحتی از امساک از غذا بعنوان اعتراض استفاده می کرد.
تعالیم گاندی الهام بخش رهبران حقوق مدنی مردم بوده است، رهبرانی مثل دکتر مارتین لوترکینگ ، استیو بیکو، نلسون ماندلا و اونگ سان سوکی .
گاندی با لقب پدر ملت در کشور هند از احترام زیادی برخوردار است و روز ولادت او 2 اکتبر همه ساله گرامی داشته می شود؛ این روز را "گاندی جایانتی" می نامند و روز تعطیل ملی می باشد.
طفولیت تا جوانی "مهانداس کارامچاند گاندی" در سال 1869 در یک خانواده هندو ]]مد[[ ]]وانیک[[ در گجرات هند دیده به جهان گشود.
او فرزند کارامچاند گاندی صاحب سمت " دیوان " (نخست وزیری) پوربندر واز چهارمین همسر وی که یک هندو از خاندان پرامایی وایشناوا بوده محسوب می شد.
دو همسر اول کارامچاند که هر یک صاحب دختری شده بودند به دلایل نامعلومی درگذشتند ( شایع شده که هر دوآنها هنگام تولد فرزندشان جان سپردند.
) همسر سوم وی نیز نازا بود و به کارامچاند اجازه داد مجددا ازدواج نماید.
گاندی در آغوش مادری فداکار رشد می کرد و از تاثیرات جائین گجرات، رنگ و شکل می گرفت او از همان سنین کودکی با مرام آسیب نرساندن به موجودات زنده خوگرفت و به گیاهخواری، روزه داری برای خودسازی و خالص نمودن خویش وزندگی توام با گذشت اعضای فرق ومذاهب مختلف اهتمام ورزید.
خانواده اواز طبقه "]]وایشا[[" یا تجار هندی بو
چون فقط تکه هایی از متن اصلی برای نمونه در این صفحه درج شده است ممکن است هنگام انتقال مطالب از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است
متن کامل با فرمت ورد word را که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند می توانید در ادامه دانلود نمائید

*******************************************************
لینک دانلود و خرید محصول در پایین توضیحات
فرمت فایل: ورد (Word)
قابل ویرایش و آماده چاپ
*******************************************************
قسمتی از محتوای متن جهت بررسی شما پیش از خرید در این قسمت آورده شده است:
تعداد صفحات : 65 صفحه
ناصرالدین شاه ناصرالدین شاه، روز جمعه هفدهم ذیالقعده سال 1313 ه.
ق در بقعه حضرت عبدالعظیم به ضرب گلوله میرزا رضا کرمانی کشته شد.
امینالسلطان صدراعظم ناصرالدین شاه به وسیله کلنل کاساکوفسکی رییس سواران قزاق امنیت پایتخت را حفظ کرد و مراتب را به سفرای روس و انگلیس و دولتهای دیگر اطلاع داد و با حضور آنان در تلگرافخانه با مظفرالدین میرزا ولیعهد، که مقیم تبریز بود، به وسیله تلگراف تماس گرفت و وفات شاه را به ولیعهد خبر داد.
هنگامی که امینالسلطان همراه سفرای انگلیس و روسیه عازم تلگرافخانه بود تهی بودن خزانه و عقبافتادگی جیره و مواجب قراولان و نوکران دربار را به اطلاع سفرا رساند و گفت که ولیعهد خود دیناری پول ندارد تا وسایل سفر خود به پایتخت و جلوس بر تخت سلطنت را فراهم کند.
سفیر انگلیس تعهد کرد که به لندن تلگراف کند تا برای مبلغ مورد احتیاج دولت اعتبار لازم به بانک شاهنشاهی حواله شود.
امینالسلطان ضمن مخابره حضوری با ولیعهد، او را از نتیجه مذاکرات خود با سفیر انگلیس و تامین اعتبار از راه استقراض از بانک شاهنشاهی مطلع ساخت.
آنگاه تلگراف تسلیت مرگ شاه و تهنیت سلطنت شاه جدید از طرف درباریان تهیه و به تبریز مخابره شد و جواب آن از طرف مظفرالدین شاه از تبریز رسید.
در این تلگراف مظفرالدین شاه برای دوری از هر گونه مخالفت احتمالی درباریان با سلطنت خود یادآور شده بود که دربار ولیعهد در تبریز حتی «یک نفر ندارد که به دقایق الفاظ آگاه باشد تا به حقایق معنی چه رسد.
» بدین ترتیب شاه جدید به رجال و درباریان اطمینان داده بود که هر یک در مقام خود باقی خواهند ماند.
مظفرالدین شاه، که واقعه ترور ناصرالدین شاه او را سخت بیمناک ساخته و فاصله تبریز و تهران را با نگرانی و تشویش خاطر طی میکرد، علیرغم تشریفاتی که امینالسلطان برای ورود او به پایتخت پیشبینی نموده بود صبح یکشنبه 25 ذیالحجه ناگهانی و بدون انجام تشریفات وارد پایتخت شد و به دوران انتظار درباریان و نوکران دستگاه سلطنت پایان بخشید.
«پس از مرگ ناصرالدین شاه، پسر چهارمش مظفرالدین شاه میرزا در تبریز بر تخت شاهی نشست و پس از چهل روز که طی آن اداره کشور در دست میرزا علیاصغرخان امینالسلطان بود، به تهران وارد شد.
مظفرالدین شاه در 1269 به دنیا آمد.
دو برادر بزرگترش پیش از او و در زمان حیات ناصرالدین شاه در گذشته بودند و برادر بزرگتر دیگرش مسعود ظلالسلطان نیز به سبب آنکه مادرش از خاندان پادشاهی نبود، به ولیعهدی نرسید.
مظفرالدین میرزا در سال 1274 یعنی در پنج سالگی به ولایت عهدی برگزیده شد و هنگامی که بر تخت نشست، چهل و چهار سال داشت.
وی بیشتر دوره ولایت عهدی خود را در آذربایجان گذرانید.
» مظفرالدین شاه پس از هفت ماه میرزا علی اصغرخان امینالسلطان را از مقام صدارت عزل کرد و در یازدهم ذیالقعده 1314 میرزاعلی خان امینالدوله را که مردی آگاه و دانشمند بود به جای وی برگزید.
امینالدوله در ایجاد بعضی کارخانهها سعی فراوان داشت.
وی دنباله اصلاحات میرا تقیخان امیرکبیر و حاج میرزا حسینخان سپهسالار را گرفت.
به منظور پیشرفت فرهنگ، انجمنی تشکیل داد، به تاسیس مدارس پرداخت و به وضع کشور سر و سامان بخشید.
چون گمرکات م
چون فقط تکه هایی از متن اصلی برای نمونه در این صفحه درج شده است ممکن است هنگام انتقال مطالب از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است
متن کامل با فرمت ورد word را که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند می توانید در ادامه دانلود نمائید

*******************************************************
لینک دانلود و خرید محصول در پایین توضیحات
فرمت فایل: ورد (Word)
قابل ویرایش و آماده چاپ
*******************************************************
قسمتی از محتوای متن جهت بررسی شما پیش از خرید در این قسمت آورده شده است:
تعداد صفحات : 12 صفحه
هوشی مین نگوین نهانه معروف به هوشیمینه و 14 نام دیگر در استان شمالی نگه در روست نام شمالی تولد یافت چون رفتار فرانسویها با ناسیونالیستها بد بود عدهای به ژاپن و سایر نقاط کوچ کردند، برادر و خواهر هوشیمینه در کنار مبارزان وطنپرست باقی ماندند و خود هوشیمین در 21 سالگی با یک کشتی به فرانسه رفت و در دوره جنگ جهانی اول و مدتی پس از آن در لندن به سر برد و نخست در آشپزخانه هتل کارلتون لندن کار میکرد، رفتهرفته با کمونیستها آشنا شد و از لندن نیروهای انقلابی را حمایت و از پراکندگی آنها جلوگیری میکرد.
هوشیمین بدون شک و تردید یک نفر تاعه استراتژیک و سازماندهنده تمام پیروزیهای مردم ویتنام و دارای فضیلتهای اصیل بود، اغلب میگفت که انقلاب یعنی سختی و پایداری در فداکاری برای حفظ مملکت و سوسیالیسم.
او میگفت که تنها با گذشت از منابع شخصی است که میتوان یک انقلابی سوسیالیست شد.
و این در زندگی ساده و شخصیت انقلابی خودش منسجم بود.
شصت سال زندگی هوشیمین توأم با کار مداوم در زندگی و فعالیت در کارهای مملکتی بود.
او قلب و عشق خود را وقفف هموطنان خود از همه طبقات و اقشار زن و مرد پیر و جوان اقلیتهای ملی و گروههای مذهبی کرده بود.
هوشیمین نمونه درخشان روحیهای بود که بهطور بنیانی انقلابی است، بیپروائی و پشتکار در مبارزه، وقف کامل وجودش به حزب، به خلق و به انقلاب، تمام زندگیش را با روح فداکاری برای رهائی طبقه کارگر، ملت و تمام بشریت، برای استقلال و آزادی و سوسیالیسم و .
.
.
وقف بود.
هوشیمین از همان نوجوانی، فردی انقلابی به شمار میرفت از 1911 تا 1924 در جستجوی راه انقلابی بود.
هوشیمین به روشنی اعتمادی مطلق به نیروی انقلابی شکست ناپذیر تودهها برای سرنگونی حکومت استعمارگران فرانسوی و نمایندگان فئودال آنها پیدا نمود.
وی نخست سازمان انقلابی جوانان ویت نام آنگاه اتحادیه ستمدیده آسیا را تآسیس و کتاب جاده انقلاب را تألیف و گفت انقلاب ویتنام بخشی از انقلاب جهان بود و سرانجام حزب کمونیست هندوچین در باک بو و حزب کمونیست آنامی در نام بو و آخرالامر فدراسیون کمونیست هندوچین بوجود آمد.
هوشی مین یک فرمان فراجوانی صادر کرد.
یک حزب کمونیست در هندوچین تأسیس شده است و این حزب طبقه کارگر است.
حزب به طبقه کارگر در رهبری انقلاب و مبارزه برای خواستهای تمام مردم ستمدیده و استثمار شده ما رهنمود خواهد بود.
از هماکنون ما باید به حزب بپیوندیم به آن کمک کنیم و از آن پیروی کنیم.
در بین سالها 1930 تا 1939 برای استقلال مبارزات سرسختانهای کرد.
وی در اوت 1942 با نام هوشیمین به چین رفت تا با نیروی ضد ژاپن و ویتنامیهای مقیم آنجا تماس برقرار کند اما چون وارد چین شده بوسیلة مأموران چیایکایچک توقیف و زندانی شد و در طول این مدت مجموعه اشعار خاطرات زندان را نوشت و پس از اینکه از 13 منطقه به 18 زندان اشتغال یافت و زجرها و سختیهای بسیار تحمل کرد.
موهایش خاکستری شد و داندانهایش را از دست داد ولی این سختیها در اراده آهنیش خللی وارد نساخت و چنین سرود: مرگ بهتر است از برگی، در همه جای کشورم پرچمهای سرخ دوباره با هتراز درآمدهاند آوخ، چه چیزی است زندانی بودن در چنین زمانی کی
چون فقط تکه هایی از متن اصلی برای نمونه در این صفحه درج شده است ممکن است هنگام انتقال مطالب از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است
متن کامل با فرمت ورد word را که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند می توانید در ادامه دانلود نمائید

*******************************************************
لینک دانلود و خرید محصول در پایین توضیحات
فرمت فایل: ورد (Word)
قابل ویرایش و آماده چاپ
*******************************************************
قسمتی از محتوای متن جهت بررسی شما پیش از خرید در این قسمت آورده شده است:
تعداد صفحات : 9 صفحه
والادیمیر ایلیچ اولیانوف نیکلای لنین والادیمیر ایلیچ اولیانوف نیکلای لنین در سیم بیرسک(اولیانووسککنونی) بدنیا آمد.
پدر لنین بازرس آموزشگاهها واجداد وی تاجرپیشه و دارای عنوان اشرافی بودند.
وضعیت اجتماعی روسیه : روسیه سرزمینی پهناور ودارای حکومتی به شدت ستمگر و کشاورزانی بسیار تهیدست بود.
عدهای از روشنفکران برای برانداختن بنیاد این همه ستمگری و ظلم ، به چارهاندیشی پرداختند.
گروهی، چاره را در برافکندن حکومت استبداد و ریشهکن کردن ظلم و ستم خشونت و زور میدانستند .
این عده طرفداران حزب اراده مردم و حزب توده بودند.
از جمله این افراد مبارز ، برادر لنین بود که الکساندر نام داشت .
الکساندر که جوانی روشنفکر و خواهان اصلاحات بود به جرم مقدمه چینی و اقدام به قتل تزار زندانی و بدار آویخته شد.
شاید این واقعه هولناک ذهن و فکر لنین را بخود مشغول داشت و در بر افکندن بنیاد زورگوئی و ستم او را مصمم تر ساخت.
شرح حال لنین پس از چهارماه که از اعدام الکساندر گذشت به لنین اجازه ورود به دانشگاه غازان و تحصیل در رشته حقوق دادند، اما چون در دسامبر همان سال (1887) در اغتشاشات دانشجویان شرکت داشت ، از دانشگاه اخراج و جایی خارج از شهر یعنی املاک جد مادری اش ، تبعید شد .
لنین در این محل به مطالعه کتاب معروف مارکس یعنی سرمایه مشغول گردید.
او در سال 1891 به طور داوطلب اقدام کرد و امتحانات نهائی دانشگاه سن پطرزبورک (لنین گراد بعدی ) را با موفقیت گذرانید و دارای مدرک حقوق شد .
او در سال بعد به کار وکالت پرداخت و رسالهای به نام تأثیر مارکسیسم در ادبیات بورژواژوا تألیف و منتشر کرد و در اوایل سال 1895 شروع به اقدام سیاسی جدی نمود .
یعنی از خارج از کشور روسیه ، مطبوعات و کتب ممنوع را به روسیه می فرستاد .
تبعید های داخلی و خارجی لنین در دسامبر همین سال دستگیر و محکوم به 3 سال تبعید در سیبری گشت.
لنین در این ناحیه بسیار سرد و نزدیک به آب و هوای قطبی ، کتاب فلسفه و طرز عمل تردید یونیونیسم را که از آثار فابیانهای سوسیالیست انگلیس بود به زبان روسی ترجمه نمود و نام آن را به دموکراسی صنعتی تغییر داد.
او همچنین در سال 1899 کتاب نمو کاپیتالیسم یعنی چگونگی رشد و توسعه نظام سرمایه داری را پدید آورد.
چون دوران تبعید وی از سیبری به سر رسید به مونیخ رفت و روزنامه ای انقلابی به نام حرفه را منتشر نمود .
این روزنامه بع هدف توزیع میان فراریان روسی و ارسال پنهانی آن به روسیه چاپ می شد .
چندی بعد به لندن رفت و سپس به شهر ژنو عزیمت نمود .
در شهر مونیخ بود که تروتسکی با وی آشنا شد.
منشویک ها و بلشویک ها در جریان مبارزه با حکومت روسیه ، میان مبارزان اختلاف افتاد .
این اختلاف که در همان شرایط تبعید یا فرار در خارج از کشور روسیه به وجود امده بود ، بر سر سرپرستی روزنامه جرقه در گرفت .
این اختلاف میان مارکسیست های روسی آنها را دو قسمت نمود .
اقلیت افراد مبارز را اصطلاحا مانشویکها می نامیدند و اکثریت را بالشویکها می گفتند .
منشویک ها ، به عمل ملایم و دوری از تندروی و حرکت های خشونت آمیز اعتقاد داشتند .
خصوصا اینکه می گفتند باید جامعه ر
چون فقط تکه هایی از متن اصلی برای نمونه در این صفحه درج شده است ممکن است هنگام انتقال مطالب از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است
متن کامل با فرمت ورد word را که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند می توانید در ادامه دانلود نمائید

*******************************************************
لینک دانلود و خرید محصول در پایین توضیحات
فرمت فایل: ورد (Word)
قابل ویرایش و آماده چاپ
*******************************************************
قسمتی از محتوای متن جهت بررسی شما پیش از خرید در این قسمت آورده شده است:
تعداد صفحات : 26 صفحه
ویکتور هوگو هوگو، ویکتور ماری Hugo, Victor-Marie شاعر، رماننویس و نمایشنامهنویس فرانسوی (1802-1885) ویکتور هوگو در شهر بزانسون Besancon از پدری جمهوریخواه و مادری طرفدار سرسخت سلطنت زاده شد و بعدها از سوء تفاهمات و اختلاف پدر و مادر رنج بسیار برد، کودکی وجوانی را با برادران خود نزد مادر و در خانهای در پاریس گذراند که خاطرات باغچه بزرگش که هنوز حالت طبیعی و وحشی را حفظ کرده بود، در اشعار مشهورش دیده میشود.
در 1811 مادر با سه پسرش به مادرید سفر کرد تا از شوهر که به مقام ژنرالی ارتش امپراتوری ارتقا یافته بود، دیدن کند.
آنان تا 1813 در اسپانیا ماندند و در این سفر ذوق و قریحه ویکتور درباره رنگهای محلی و نقشهای اسپانیایی و خصوصیتهای این سرزمین بیدار گشت، اما ادراک او از عالم طبیعت که در تخیلاتش جای مهمی اشغال کرده بود، در پاریس رشد کرد و استعدادش بسیار زود در این شهر ظاهر گشت.
در 1816 و در چهارده سالگی در یادداشتش نوشته است: «میخواهم شاتوبریان باشم یا هیچ.
» هوگو پس از آن با عشق شدید و اسلوب معین به نویسندگی، شاعری، رماننویسی و نقد هنری پرداخت.
وی که از قریحه شاعری برخوردار بود، به این نکته پی برد که شعر حرفهای است که باید ابتدا فنون آن را فراگرفت.
پس در عین جوانی، با تمرینهای مداوم به آموختن علم عروض و فن معانی و بیان روی آورد.
در هفده سالگی با برادرانش مجله کنسرواتور لیترر Conservateur litteraire را تأسیس کرد که تا ماه مارس 1821 دوام یافت.
در این مجله مقالههای فراوان انتقادی با قضاوتی ساده و قابل توجه و سبکی متین انتشار داد و اولین شکل رمان خود را که در 1818 به نام "بوگ ژارگال" Bug-Jargal نوشته بود، در آن منتشر کرد، داستانی از انقلاب سیاهان که وی را از نظر ادبی نویسندهای پیشرفته معرفی میکرد.
این رمان به صورت کامل شده در 1826 انتشار یافت.
هوگو در 1820 به سبب سرودن "اود درباره مرگ دوک دوبری" Ode sur la mort du duc du Berry از طرف لویی هیجدهم، شاه فرانسه، عطیهای دریافت کرد.
در 1821 مادر را از دست داد و پدرش کمی بعد ازدواج کرد.
سال 1822 آغاز حقیقی زندگی خانوادگی و زندگی ادبی هوگو است.
در هشتم ژوئن و در بیست سالگی اولین دیوان را به نام "اودها و اشعار گوناگون" Odes et Poesies diverses انتشار داد که موفقیت بسیار به دست آورد و در اکتبر همان سال با دوست دوره کودکی، "آدل فوشه" Adele Foucher که به سبب تهیدستی نویسنده و اختلاف خانوادگی، مدتها خواستگاریش بلاجواب مانده بود، ازدواج کرد.
پس از آن رمان "آن دیسلند" Hand’ Islande را در 1823 منتشر کرد که از نظر قالب و مبنا بیش از آثار گذشتهاش جنبه رمانتیک داشت.
در 1824 "اودهای جدید" Nouvelles Odes انتشار یافت و چهارمین چاپ از اشعار او در سالهای 1825-1828 در سه جلد به عمل آمد که سومین جلد به نام "اودها و بالادها" Odes et Ballades شامل اشعار جدید و متنوع بود.
این دیوانها هوگو را در نظر نسل جدید ادبی استاد انکارناپذیر سبک تازه شعر معرفی کرد.
در دیباچهای که هوگو به چاپهای متوالی اودها مینوشت و در آن جنبه زیباییشناسی را به صورتی گسترده مورد تفسیر قرار میداد،
چون فقط تکه هایی از متن اصلی برای نمونه در این صفحه درج شده است ممکن است هنگام انتقال مطالب از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است
متن کامل با فرمت ورد word را که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند می توانید در ادامه دانلود نمائید