لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 40
استاد نوروزیان
بنام خدای بزرگ و مهربان
این گزارش پیرامون تخریب و ساخت یک ساختمان چهار طبقه می باشد که کارهای آن در چند مرحله صورت می گیرد .
تخریب
ابتدا تخریب بنای قدیمی جهت آماده سازی محل اجرای ساختمان جدید و احداث پروژه مسکونی جدید در این مرحله با توجه به اهمیت مکان و همچنین بناهای اطراف بایستی ساختمان تخریب گردد .اولین قدم در تخریب بنای قدیمی توجه به نوع بناهای اطراف آن از حیث استحکام می باشد که در این پروژه بناهای سه طرف آن که سمت غرب و شرق آن ساختمان مسکونی قدیمی و فاقد اسکلت بندی بوده و فونداسیون هم ندارند و ساختمانهایی بسیار ضعیف از نظر بار جانبی می باشند و سمت شمال آن هم که دیوار حیاط همسایه می باشد که آن هم به جهت قدیمی بودن و همچنین مجاورت با باغچه دارای پی بسیار ضعیف و قابل نشست می باشد .لذا با توجه به دو طبقه بودن ساختمان به محض تخریب طبقه دوم بایستی دیوارهای همسایه های شرقی وغربی شمع بندی گردد و از وارد کردن ضربه های خیلی زیاد به آنها خودداری کرد پس از تمام شدن تخریب طبقه دوم نوبت به تخریب طبقه اول می گردد که در اینجا با توجه به اینکه نسبت ارتفاع پروژه از ارتفاع دو بنای مجاور کمتر است و به جهت اینکه این بناها بصورت ناخواسته تکیه گاه هم در برابر نیروهای جانبی بوده اند لذا کار کمی مشکلتر می گردد و باید بسیار با احتیاط این طبقه برداشته شود . به محض برداشته شدن سقف طبقه اول و تخلیه نخله ها شمع هایی بصورت مایل از وسط ساختمان در حال تخریب به ساختمان ها ی مجاور زده می شود بدین صورت (شکل 1)
سپس نسبت به برداشتن دیوارهای جانبی پروژه اقدام گردد تا اینکه ریشه دیوارها نیز بیرون بیاید .
و بدین صورت تقریباکار تخریب پایان می یابد .اما قسمت مشکل تر اجرای پروژه در خاکبرداری آن است .زیرا با توجه به نقشه یک طبقه جهت استفاده برای مکان ورزشی و….بایستی ارتفاع پایین تر از سطح زمین ساخته شود . بدین منظور ابتدا تا نصف پلان زمین در دو جهت هر دو ساختمان شرقی وغربی خوب شمع بندی می گرددتا آنکه ارتفاع آن تقریبا نیمی از پلان ساختمان باشد خاک آن نیم دیگر زمین تا ارتفاع مورد نظر برداشته می شود. در این مرحله از قسمت خاک برداری شده زیر ساختمانها شمع بندی می شود . البته لازم به ذکر است که گود برداری با فاصلاه یک متر ویا هفتاد سانتی متر از دو ساختمان صورت می گیرد.سپس بوسیله کارگر و نه با لودر جای چند شمع از جداره گود برداشته می شود تا شمعها دقیقا در مرز ساختمانها کاشته شوند بدین صورت (شکل ۲)
وبدین صورت نصف بعدی هم گود برداری می شود .البته بایستی توجه داشت که پای شمع هاییکه در زیر ساختمان قرار می گیرند چه شمع های مایل و چه شمع های عمودی نبایستی شناژها قرار گیرند در مورد شمع های عمودی باید در ارتفاع تا یک متر بالاتر از سطح گود قرار گیرند تا در داخل بتن فونداسیون قرار نگیرند و برای فونداسیون مشکلی پیش نیاید . و بدین صورت کار خاکبرداری هم پایان می گیرد .
فونداسیون
مرحله بعدی کرسی چینی فونداسیون (ویا پیاده کدن واجرای شناژها ) می باشد . در این قسمت طرح شناژها با گچ ریخته شده وبا آجر و ملات و ماسه و سیمان عیار خیلی پایین چیده می شود اکنون نوبت به کندن و برداشتن خاک مانده (فاصله تا مجاورت پی ساختمانها جانبی )میرسد که با توجه به مقاومت خاک منطقه و مقاومت آن از زیر خاک برداشته می شود تا پی های جانبی ساختمان هم ساخته شود . پس از اجرای شناژها نوبت به کشیدن ملات مگر در کف فونداسیون می رسد .ملات مگر ملات ماسه وسیمان با عیار پایین است که صرفا جهت بدست آوردن یک سطح صاف در زیز فونداسیون می باشد و هم چنین قطع ارتباط بین بتن فونداسیون ریخته شده و خاک می باشد .زیرا در صورت ارتبا
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
کرم ابریشم را خدا با تمام خاصیتش برای اتمام حجت برای بشریت خلق کرده است تاکه انسان از این موجود آفریده شده برایش در زندگی عبرت بگیرند و غافل از حال و احوال خویش نباشند.
کرم ابریشم حریص ترین حیوان موجود , در جامعه حیوانات می باشد که با تولید ابریشم خدا وجود کوچک او را نعمتی قرار است که بشریت در انواع و اقسام بتواند از این حیوان کوچک بهره و سود ببرند.
طرح پرورش کرم ابریشم " نوغانداری "
مقدمه :
پر واضح است که رشد و شکوفائی و در نهایت قطع وابستگی اقتصادی هر ملتی به اجانب در گرو همت مردم آن کشور در رشد و ازدیاد تولیدات اعم از کشاورزی ؛ صنعتی و... می باشد. با توجه باینکه سیاست دولت جمهوری اسلامی در بعد استقلال اقتصادی و توسعه ، محوریت را کشاورزی قرار داده است ، لذا می بایست توجه خاصی به این بخش و زیربخشهای این قسمت از تولیدات شود. بخصوص در تولید فرآورده هائی که جنبه ارزآوری و نیز جنبه صادراتی بیشتری داشته باشد. در اینخصوص باید از روستا و روستائی شروع کرد و بروستا میبایست بعنوان یکی از مهمترین پایگاههای توسعه و استقلال اقتصادی کشور نگریست.
در رابطه با جنبه صادراتی و ارزآوری داشتن فعالیتها ، یکی ازفعالیتها در زیربخشهای کشاورزی ؛ موضوع پرورش کرم ابریشم و نوغانداری میتواند مطرح باشد که ما در زیر بصورت اجمال هدف و ضرورت و توجیه و مقایسه اقتصادی و... طرح را تشریح می نمائیم.
هدف :
هدف هر طرحی بالطبع میتواند دارای چند یا چندین بعد باشد. در طرح مورد نظر ما ، هدف ، ضمن اینکه تلاشی در حد توان بعنوان یک مسلمان و پیرو خط امام در جهت قطع وابستگی اقتصادی و کمک به امر صادرات محصولی که مقداری ارز را بداخل مملکت میکشاند ، میباشد؛ کوششی هم است در جهت ترویج و توسعه این رشته از کار در منطقه که هم استعداد زمین به لحاظ ایجاد توتستان و هم استعداد مردم در جهت نوغانکاری آماده میباشد. مضافا باینکه کسب روزی حلال و تامین معاش خود و خانواده نیز در کنار ایجاد اشتغال موثر مطمح نظر میباشد.
در روستا به تجربه ثابت شده است که یک کار مفید تا بدوا بوسیله یک یا چند نفر شروع نشود و مردم با چشم خویش ثمره مفید آنرا نبینند؛ کمتر اقبال پیدا میکنند. بلحاظ اینکه در روستا و حتی منطقه ما ، زمینهای بی بلامانع و حتی حیاط و حاشیه روستا و ساختمانهای مسکونی مردم ، زمینهائی یافت میشود که مردم میتوانند بعنوان شغل دوم خویش در اوقات بیکاری اقدام به این امر بنمایند. این موضوع در عدم مهاجرت لااقل فصلی مردم و خالی نماندن روستا هم بسیار موثر است. از طرفی جنبه اشتغالزائی درخوری را هم دارد و کاریست تقریبا بطور کامل " کاربر " نه " سرمایه بر ". از طرفی هم ایجاد یک منبع درآمد بسیار خوب جهت فقرزدائی و دلگرمی روستائیان میتواند مثمر ثمر باشد.
توجیه اقتصادی طرح :
پرورش کرم ابریشم ، خوشبختانه دارای مزایای متعددی است که دقیقا با فرهنگ و سطح فکری و توان اقتصادی و مالی مردم به جهت آسان بودن عملی آن ، کاریست کاملا شدنی و قابل اجراء.
اولا – هیچگونه وسایل و ابزار و آلات ماشینی خاصی فعلا در این امر دخیل نیست.
ثانیا - در مدت زمان محدودی ( حداکثر 45 روز ) تولید میشود.
ثالثا - سرمایه چندانی جهت اقدام بکار نمیخواهد؛ فقط درخت توت تنها مسئله مهم این طرح میباشد ، که آنهم شرائطش فراهم است.
رابعا - هیچگونه تکنولوژی پیچیده در امر تولید و بهره برداری آن دخیل نیست.
خامسا - ریسک کردن در این کار برای هر روستائی امکان پذیر است. چون در صورت عدم توفیق
احتمالی هم ضرر چندانی نمی بیند. و دیگر گزینه های قابل بحث .....
در توجیه اقتصادی طرح لازم است ابتداء یک مقایسه ای بین میزان عایدی ائی که برای یک کشاورز در سطح یک هکتار زمین با کشت برنج بدست می آید ، با تولید ابریشم در همان سطح بنمائیم.
هزینه ها ( بطور مجمل ) :
مقدار امکاناتی را که برای کشت یکساله برنج در سطح یک هکتار زمین بکار میرود عبارتند از :
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه
قسمتی از متن .doc :
اولین و بدیهی ترین شناخت ها خداشناسی است
... آیا در خدایی که آفرینندة آسمان ها و زمین است شکی هست؟... ابراهیم:10
فاطر در لغت به معنای خالقی است که بدون نمونه می آفرینند و نیز به معنای شکافنده است؛ و چون به هنگام خلقت آسمان ها و زمین، اولاً آفرینش بدون نمونة قبلی بود و ثانیاً، گویی پردة تاریکِ نیستی شکافته شد و نور هستی در آسمان ها و زمین آشکار گشت؛ این واژه دربارة خلقت آن ها به کار رفته است؛ یا این که اشاره ای است به این یافتة جدید ستاره شناسان که همة کرات و منظومه ها در روز اول به صورت توده ای بزرگ و به هم پیوسته بود که بر اثر حرکت به دور خود و نیروی گریز از مرکز، شکافته شد و قطعاتی از آن به خارج پرتاب شد و منظومه ها و کهکشان ها و ثوابت و سیارات به وجود آمد.
قرآن فرموده است که نگاه به آسمان و زمین و تفکر در آفرینش آن ها هرگونه شک و تردید را دربارة وجود خداوند از دل می زداید.
امام حسین علیه السلام دربارة بدیهی بودن شناخت خدا در دعای «عرفه» چنین عرضه داشته اند: «چگونه چیزی که خود در هستی اش محتاج توست می تواند دلیل وجود تو باشد؟ آیا پدیدارتر و آشکارتر از تو چیزی هست که آن روشن کنندة هستی تو باشد؟ ای خدا، تو کی نبودی تا به دلیلی بر بودنت محتاج باشی؟ کی دور بوده ای تا آثار و آفرینشت تو را به ما نزدیک و آشنا کند؟ کور باد آن چشمی که تو را مراقب خود نبیند...»
عقل می گوید عالَم باید خدایی داشته باشد.
آیا آنان از غیر چیزی [که دیگران از آن خلق شده اند] آفریده شده اند؟ یا آنان خود آفرینندة خویش اند؟ طور:35
انسان یا بدون آفریننده و خود به خود به وجود آمده و یا خود آفرینندة خویش بوده و یا آفرینندة دیگری داشته است. این که انسان خود آفرینندة خود باشد قطعاً و مسلماً به حکم عقل باطل است، زیرا هیچ پدیدة ممکنی خود به خود به وجود نمی آید؛ و این نیز که خود خالق خویش باشد و یا موجوداتی مثلِ او خالقش باشند به حکم عقل باطل است؛ زیرا اولاً، اگر چنین بود، لازم می آمد که انسان از ازل وجود داشته باشد و ثانیاً، اگر خود خالق خویش بود، همة کمالات و زیبایی ها را در خود قرار می داد و نقایص و مرض ها و مرگ را از خود دور می کرد، حال آن که چنین نیست. پس باید پذیرفت که آفرینندة انسان از جنسِ او یا موجودی شبیه او نیست.
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش
اگر انسان قلب خود را از آلودگی ها پاک کند، نور توحید را در خود می یابد.
و آن گاه که پروردگار تو از صلب بنی آدم اولادشان را برگرفت و آنان را [به وسیلة درک عقولشان و ابلاغ پیامبران] بر خودشان گواه گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همة آنان گفتند: چرا، گواهی دادیم. [خدا چنین کرد] تا مبادا در روز قیامت بگویید ما از آن [(یعنی توحید و ربوبیت)] غافل بودیم. اعراف:172
این آیه، که به آیة میثاق و آیة اَلَست معروف است، اشاره دارد به عالم ذر. آنچه در این آیة شریفه به روشنی آمده این است که انسان ها نوعی معرفت و آگاهی فطری به خدای یگانه دارند، به گونه ای که جای هیچ گونه عذر و ادّعای خطایی برای آنان نمی ماند؛ زیرا خداوند به آنان فرمود: «اَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ» و آنان پاسخ دادند: «بَلی شَهِدْنا». از این رو انسان در روز قیامت نمی تواند بگوید که با ربوبیت الهی آشنا نبوده است، و هم چنین نمی تواند پیروی از پدران و پیشینیانش را بهانة شرک و گمراهی خود قرار دهد. پس این آیه نشانة شعور باطنی انسان به خدای خویش و درک عمیق قلبی از اوست.
پس انسان ذاتاً و فطرتاً خداجو و خداخواه است؛ و خداپرستی او پاسخی است به خواستة درونی اش
پس حق گرایانه به این دین [(دین اسلام)] روی آور؛ [و] هرگز تبدیلی در آفرینش [تکوینی] خدا نباشد. این است دین ثابت و استوار؛ اما بیشتر مردم نمی دانند. روم:30
خدا در این آیه خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: دین را وجهة نظر خود قرار بده؛ یعنی توجهت کاملاً به سوی دین باشد؛ خود را درست مواجه با دین قرار بده، نکند بخشی از وجودت به دین پشت کرده باشد؛ سرشت خدایی، که خدا همة انسان ها را بر آن سرشته، این است؛ یعنی خداخواهی و رو به سوی او کردن. خداوند می خواهد بفرماید که ای پیامبر، چیزی بر خلاف فطرت و خواست فطری به تو نگفتم. تمام توجهت به دین باشد. البته باید به این نکته دقت کرد که احکام دین و قواعد اصولی دین موافق با نوع آفرینش انسان است: اگر در دین دستور داده شده که خدا را پرستش کنید، پرستش خدا موافق فطرت و خلقت آدمی است؛ اگر گفته شده است دیگران را یاری و عدالت را مراعات کنید و ستم نکنید، انسان باطناً این ها را می طلبد؛ و این است راز پیروزی دین خدا، اسلام.
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
نظمِ حیرت انگیز عالم گواه وجود خداست
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن .doc :
خدا شناسی:
شناخت ذات الهى ممکن نیست مگر از طریق شناخت صفات او. مقاله حاضر که گفتارى از استاد محمد تقى مصباح یزدى پیرامون شناخت صفات خداوند متعال است در این زمینه تقدیم مىگردد.
صفاتى که به خداى متعال، نسبت داده مىشود یا مفاهیمى است که با توجه به نوعى از کمال، از ذات الهى انتزاع مىشود مانند حیات و علم و قدرت، و یا مفاهیمى است که از نوعى رابطه بین خداى متعال و مخلوقاتش انتزاع مىشود مانند خالقیت و رزاقیت. دسته اول را «صفات ذاتیه» و دسته دوم را «صفات فعلیه» مىنامند.
فرق اصلى بین این دو دسته از صفات آنست که در دسته اول، ذات مقدس الهى، مصداق عینى آنهاست، اما دسته دوم حکایت از نسبت و اضافهاى بین خداى متعال و آفریدگان دارد و ذات الهى و ذوات مخلوقات به عنوان طرفین اضافه در نظر گرفته مىشوند مانند صفتخالقیت که از وابستگى وجودى مخلوقات به ذات الهى، انتزاع مىشود و خدا و مخلوقات طرفین این اضافه را تشکیل مىدهند و در خارج حقیقت عینى دیگرى غیر از ذات مقدس الهى و ذوات مخلوقات بنام «آفریدن» وجود ندارد البته خداى متعال در ذات خود، قدرت بر آفریدن دارد ولى «قدرت» از صفات ذات است و «آفریدن» مفهومى است اضافى که از مقام فعل، انتزاع مىشود و از اینروى «آفریدگار» از صفات فعلیه بشمار مىآید مگر اینکه بمعناى «قادر بر آفریدن» در نظر گرفته شود که بازگشت به صفت قدرت مىکند.
مهمترین صفات ذاتیه الهى، حیات و علم و قدرت است.و اما سمیع و بصیر اگر به معناى علم به مسموعات و مبصرات، یا قادر بر سمع و ابصار باشد بازگشت به علیم و قدیر مىکند و اگر منظور از آنها شنیدن و دیدن بالفعل باشد که از رابطه بین ذات شنونده و بینده با اشیاء قابل شنیدن و دیدن انتزاع مىشود باید از صفات فعلیه شمرده شود چنانکه گاهى «علم» نیز به همین عنایت بکار مىرود و بنام «علم فعلى» موسوم مىگردد.
بعضى از متکلمین، کلام و اراده را نیز از صفات ذاتیه بشمار آوردهاند که بعدا درباره آنها بحثخواهد شد.
سادهترین راه براى اثبات حیات و قدرت و علم الهى اینست که این مفاهیم هنگامى که در مورد مخلوقات بکار مىرود حکایت از کمالات آنها مىکند پس باید کاملترین مرتبه آنها در علت هستى بخش، موجود باشد. زیرا هر کمالى که در هر مخلوقى یافتشود از خداى متعال است و بخشنده آنها باید واجد آنها باشد تا به دیگران افاضه کند و ممکن نیست کسى که حیات را مىآفریند خودش فاقد حیات باشد یا کسى که علم و قدرت را به مخلوقات، افاضه مىکند خودش جاهل و ناتوان باشد. پس وجود این صفات کمالیه در بعضى از مخلوقات، نشانه وجود آنها در آفریدگار متعال مىباشد بدون اینکه توام با نقص و محدودیتى باشد. به دیگر سخن: خداى متعال، داراى حیات و علم و قدرت نامتناهى است. اینک به توضیح بیشترى درباره هر یک از این صفات مىپردازیم.
هنگامی که کلیات موجودیتی تحت اراده مطلقه حقیقتی باشد ، گفته می شود آن حقیقت مال اوست ، همچو روح در بدن که بی مثال آمیخته است ،چشمان هر کس ترجمان شیدایی و معرفت و همیت و فراخی روح اوست .
انبیاء الهی آئینه های تابان معرفت و جلالت و کرامت و وجاهت ذات خداوندگار عالمیان اند ،
ائمه معصومین هر یک کلمه ای و آئینه ای از سرچشمه حقیقت غنی ترین نور عاشقند ،امیرالمومنین به کلمه قداست ، سید الشهداء بر حب الهی ، امام حسن مجتبی بر کلمه جلاله قدرت و بقیه الله . . . ( بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین )
عشق و اراده و استواری نبی اسلام تا بدانجا می رسد ، که به طرفه العین او در معراج ، قومش به انحرافی ابدی ، نعوذ بلله ، می رفتند و عاشقی و سر سپردگی او تا بدانجا که تهمت کفار را در غدیر خم و مصداق و ان یکاد ، به خودهاشان بر می گرداند و منتهای هر پلتیک شیطانی را جنون قرار می دهد،مطلق تا بدانجا که نوری بر نوری دیگر می آیند ، ملک و دارای اختیار مطلق بر تمام اشیاء عالم ،ملک و عاشق بر اجزاء وجودی ملک خویش ،تا بدانجایی که به روایتی آن توبه ها و ضجه های تحیر بر انگیز که از چنین انوار معصومی سر زده ، در ازای خریدن گناه امتشان الی یوم القیامه بوده ،فی الواقع ، خدایگانی عاشق و قادرینی مطلقه ،خدایگان پاکی و عشق ، آنکه مولی الموحدین است ، بارز ترین صفتش ، نه دلاوری و مردانگی و اجماع غیرت و تدبیر و علم مطلقه الهی و . . . است ، بلکه در قداست است!
و آنکه سید الشهداء است و من باب فلسفه و حقیقت آفرینش در فیزیک و متافیزیک ، صاحب قلوب است ، بارز ترین صفتش نه در غیرت و سر سپردگی الهی ، نه در دلاوری . . .
بلکه در تجلی عشق الهی است ، آنجا که عشق می سوزاند . . .
نور و کلمه ای الهی که او و خانواده اش ، بر ترین انوار تاریخ عالم ، و نه این جهان خاکی اند ،قدرت برای آنها ، در هیچ کمیت ثباتی نمی گنجد ، مدرس
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 2
مقیاس تاکتیک های حل تعارض پدر و مادر
مقیاس تاکتیک های حل تعارض پدر و مادر
موری ای. اشتراوس
سنجیدن استدلال، پرخاشگری کلامی، و خشونت در خانواده
Conflict Tactics Scales. Parents (CTSP)
در اینجا فهرست رفتاری آمده است که شما و برادر یا خواهرتان احتمالا در هنگام بروز تعارض انجام داده اید . لطفا با در نظر گرفتن تمام اختلافات، بگویید در سال گذشته و در هر شرایطی تا چه حد دست به این رفتار زده اید . پاسخ خود را با توجه به مقیاس زیر برای خودتان؛ هم چنین برای برادر و خواهرتان مشخص کنید .
0= هرگز
1= یک بار در سال
2= دو یا سه بار
3= اغلب، اما کمتر از یک بار در ماه
4= حدودا ماهی یکبار
5= بیش از ماهی یک بار
پدرم
مادرم
A. سعی کرد مشکل را نسبتا به آرامی مورد بحث قرار دهد.
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
B. مشکل را به ارامی مورد بحث قرار داد .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
C. اطلاعاتی برای تقویت یا تحکیم موضع خود ارائه کرد .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
D. برای کمک به حل مشکل، شخص دیگری را وارد رابطه کرد . یا چنین تلاشی شد .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
E. بدون فریاد کردن بحث داغی راه انداخت.
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
F. فریاد زد و تحقیر کرد.
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
G. با اخم از صحبت اجتناب کردم .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
H. از اتاق خارج شد .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
I. چیزی به سوی طرف مقابل پرت کرد و یا چیزی را خرد کرد.
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
J. تهدید به زدن یا پرت کردن چیزی به سوی طرف مقابل کرد.
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
K. چیزی به سوی طرف مقابل پرت کرد .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
L. طرف مقابل را هل داد ، یقه اش را گرفت .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
M. طرف مقابل را زدیا سعی کردم بزند، اما نه با استفاده از ابزار .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
N. طرف مقابل را با شئ سختی زد یا سعی کرد بزند .
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
O. تهدید به بهم زدن ازدواج با توسل به جدایی یا طلاق کرد.
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
P. ...............................................خودتان اضافه کنید
0
1
2
3
4
5
0
1
2
3
4
5
ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارارت بعثت 1387